بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
خداوند محبوب ترین ودوست داشتنی ترین برای ما است!
واین نه یک شعار ویک حرف زیبا بلکه یک حقیقت است که اثبات میشود!!!
برای اثبات این مطلب اول باید بگوییم
محبوب ومحبت ودوست داشتن یعنی چه؟
محبّت برابر خواستن ودوست داشتن فارسی آن است.
شما وقتی کسی را میخواهید یا چیزی را میخواهید، می گویند به او محبت دارید
مثلاً وقتی به غذا احتیاج دارید به آن محبت دارید
وهمچنین وقتی یک نفر را خیلی می خواهید میگویند اورا دوست دارید یا عاشق او هستید یا به او محبت دارید.
دقت کنید
این خواستن ها علت دارد.
مثلاً علت محبت به غذا گشنگی است که یک نوع نیاز است
و علت محبت به یک فرد می تواند مربوط به نیاز به اوباشد ویازیبای ویا اخلاق خوب او ویا هنر او ومسائلی از این نوع باشد .
برهمین اساس محبت را تقسیم میکنند:
اول محبتی که علتش نیاز است که معمولاً با رفع نیاز از بین میرود ویا کم میشود مثل نیاز به غذا یعنی آدم که غذای زیادی خورده از بوی غذای که به آن علاقه زیادی داشته، حالش بهم میخورد که این محبت را میتوان غیر واقعی نامید.
دوم محبتی که براساس غیر نیاز باشد یعنی به خاطر ویژگی های محبوب در مُحب بوجود آمده باشدواین محبت هرچه آن ویژگی در محبوب بیشتر شود نه تنها محبت کم نمی شود که زیاد میشود مثلاً محبی که دل به زیبای وجمال محبوب بسته هر چه زیبای او بیشتر شود محبت وعشق او بیشتر میشود.
نه مانند محبت به خاطر نیاز که با رفع نیاز محبت از بین میرود.
وامّا
این محبت واقعی است وحسابش از محبتهای دیگر جداست.
نکته مهم:
در محبت واقعی آنچه مورد محبت وعشق واقع میشود جسم وجمال محبوب نیست بلکه همان ویژگی ها ویا بهتر بگویم صفات خوب محبوب است که مورد محبت واقعه میشود وهر چه این صفات بیشتر باشدمحبت بیشتر میشود.
پس:
هرکس این صفات خوب را بیشتر داشته باشد برای ما محبوبتر است
وکسی که این صفات را (که عبارتند از علم وقدرت وپاکی وبخشندگی وزیبای ومانند اینها)از همه بیشتر وکامل تر باشد بالطب محبوبتر ودوست داشتنی تر است.
وچه کسی این صفات را کامل دارد ؟
چه کس این صفات را بی نهایت دارد؟
دقت کنید
در همه ادیان ومذاهب مطرح دنیا خدارا به عنوان مبداء هستی وخالق همه چیز جز خودش میدانند پس عقل حکم میکند او همه این صفات حوب را به طور کامل مطلق دارا باشد یعنی کسی وچیز در دارا بودن این صفات مانند او کامل نیست.
واین یعنی : خداوند از همه برای ما محبوبتر ودوست داشتنی تر است وبیشترین محبتها ما برای او است .
چه ما این را متوجه باشیم چه در اثر غفلت وآلودگی ها وبی توجه ها متوجه نباشیم.
بسم الله الله الرحمن الرحیم
انسانی که خدا را باور کند زندگی دیگری خواهد داشت
انسانی که خدارا باور کند او برداشتی دیگر از زندگی خواهد داشت
فرض کنیم :
ما بزرگی داریم که
هم قدرت زیادی دارد وهم ثروت زیاد داردوهم آدم باانصاف است وهم بسیار مهربان وهم بسیار بخشنده است واصلاً هرچه مال وثروت ببخشد هیچ از مال وثروتش کم نشود ومارا هم بسیار دوست دارد وهمه قصدش این است که به ما کمک کند (البته کمک از روی عقل وبصیرت که موجب رشد وترقی ما شود نه باعث فساد وخرابی ما شود ) .
ولی به او توجه نداریم وهواسمان از اوپرت است واصلاً این بی توجه ای آنقدر زیاد است که منکر او میشویم ویا منکر قدرت وتوانای وثروت او می شویم وهمه ای اعمال ورفتارمان بر علیه او ودوستان او میباشد .
وما حتی با دشمنان او وخودمان دوست می شویم.
شما بگوید از او چه انتظاری دارید بازهم ما را یاری کند؟
اما او میکند !! چون مارا دوست دارد و
چون از مثل ما نیست که کمک ویاری به او لطمه ای بزند و
یا از ثروت وقدرتش کم کند و
یا بی وفای ما اورا ازما برنجاند.
آری ،هرچند برای خداوند نمی توان مثالی در عالم هستی داشت اما این فرض ،ذهن مارا نزدیک میکند.
اوقدرتی بی انتها دارد وثروتی بی کران
بخشیدنش چیزی از ثروتش کم نمیکند
مهربانیش از همه ای موجودات قابل تصور بیشتروکامل تر است
ومارا که مخلوقات او هستیم بسیار دوست دارد
پس
چرا ازاو قافل باشیم ؟
چرا خود را از دور کنیم ؟
چرا رو در روی قرار گیرم ؟
چرا کمی وقت صرف شناخت او نکنیم ؟
او چه ندارد که غیر او دارد ؟
یاما چه می خواهیم که او ندارد؟
البته
اگربرداشت ما از زندگی دنیا همین ظاهر فریبنده وساده لوحانه عامیانه باشد درست است او با ما همراه نیست
چون
او مارا دوست دارد و
نمی خواهد ما از آن همه توانایها وقدرتهای که خود او در ما نهاده غافل شویم و
به یکسری مسائل بی ارزش مشغول شویم .
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام علت ننوشتن چند روزه مربوط به مشغله کاری والبته مهم بودن مطلب جدید بود .
آنچه گفتیم:
ما در قبل گفتیم که مردم در قبال خداوند سه گروه اند یا خدا را قبول دارند یا ندارند یا در وسط واقعه شده اند که بدترین حالت در وسط واقعه شدن است وباید به هر زحمتی که هست تکلیف خودرا یک سره کنند
وبعد گفتیم با وجود مهم بودن مسئله خدا در همه ادیان ومذاهب ولی ما با آن بی توجه برخورد میکنیم در صورتی که اگر همه سخنان ادیان وگذشته ها وامروز را در مورد خداوند احتمالی هم بدانیم باز هم چون ضرر زیادی ممکن است شامل حال ما شود بهتر است با آن جدی بر خورد کنیم .
وبعد در مورد اثبات وجود خدا وتقویت او مسئله تفکر در آیات الهی را مطرح کردیم که در آرشیو وبلاگ موجود می باشد.
مطلب جدید
حقیقتش همه مطالبی را که تا حالا گفتم خوب ومفید هست ولی انسان باید در اعقاید خود را به یک جای محکم وپا برجا گره بزند به طوری که هرگز از آن جدا نشود ومعنی عقیده هم این است که خود را به جای گره زدن وبرای گره زدن خود باید از راه عقل واستدلالات عقلی وعلمی خود را به اثبات مطلب رساند
یعنی در ابتدا ما بنا را بر این میگذاریم که به دینی معتقد نیستیم ومی خواهیم خدارا اثبات کنیم
پس باید از عقل ودلایل عقلی استفاده کنیم .
یکی از راه عقلی اثبات وجود خدا برهان نظم ومانند آنها ویا همان تفکر در آیات الهی میباشد که قبلاً در نوشته هایم به آن اشاره کردم.
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام امروز در فکر بودم که چه مطلبی را برای نوشتن انتخاب کنم که در تلویزیون صحنه ای زیبا ازبرنامه مستندی دیدم که قبلاً به ذهنم آمده بود وامروز آنرا مصور دیدم وآن در مورد عظمت خالق هستی ما بود .
آری هستی که از سیارات وستاره ها بسیار عظیم، که کره زمین با همه عظمتش در برابر آن همچون ذره ای میباشد، تا ذرات بسیار ریزی که میلیاردهای آنها در سرسوزنی کمتر جا میگیرند، بوسیله خالق ما با نظمی عجیب خلق شده اند .
نظمی که غیر قابل تصور است ودر همه ای سیارات و ستاره های بزرگ تا ذرات ریز میکروسکوپی (اتم ها والکترونهاو ریزتر از آنها)از یک قانون تبعیت میکند (یعنی قانون جاذبه ودافعه بین اشیاء)وهمین قانون آنها را در کنارهم نگه میدارد .
ببینید چقدر ستارگان وسیارات قول پیکر، که تصور آنها برای ما ممکن نیست وهم چنین تعدادشان در کیهان وکهکشانهای عظیم بی نهایت است (یعنی هنوز درحال بوجود آمدن است ویا همه آنهای که بوجود آمده در دید ما نیستند) ،با این نظم عجیب در حال حرکتند وهمه فعل وفعالات آنها موجب حیات ما وسایر موجودات میباشد ودر کناراین عظمت وبزرگی، ذرات ریز وغیر قابل تصور از نظر کوچکی وهمچنین تعدادی غیر قابل شمارش، نیز با همان نظم در درون واطراف ما میباشند.
واین مطلب که من نوشتم درصحنه ای که از مجموعه کیهان شروع میشد وبه کهکشان وسپس به منظومه شمسی وسپس کره زمین واز آنجا به درون قطره آبی وسپس به درون مولکولها واز آنجا به اتم و............ می رفت توسط کارگردان فیلمی مستند به نمایش گذاشته میشد.
تصور کنید چه عظمتی در این خلقت است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وآیا میدانید اگر ما خدارا تنها خالق این همه عظمت غیر قابل تصوربدانیم چه می شود؟
دقت کنید!!!!
مثالی میزنم تا مطلب روشن :
فرض کنید مهندس بزرگی که قادر است سفینه های بزرگ وشاترهای فضائی را بسازد در خانه برای کودک خود بادبادکی بسازد وفردی برای تجلیل از او بگوید این جناب آقای خیلی مهندس ودانشمند است که این بادباک را ساخته است شما چه میگوید؟ آیا او را درست شناخته است وقدرت اورا درست تشخیص داده یا اورا کوچک وحقیر کرده؟
واگر ما خدا را تنهاخالق آسمانها وزمین وآنچه می بینیم تصور کنیم در حقیقت اورا تحقیر کرده ایم زیرا قدرت وتوان خدا بی نهایت است.
بانام خدا
باسلام یکی از راههای اثبات وجود خدا و تقویت اعتقاد به او که باعث میشود ما نسبت به خدا باتوجه تر باشیم تفکر در نشانه های خدا است زیرا آثار و کارها خدااولاً نشان دهند قدرت ونوع صفا ت او است ودوم اینکه با دقت در این آثار ارتباط ما بااو بیشتر میشود .
چند نمونه
1- آیاشما میدانید که باران یکی از راههای انتقال میلیونها میلیون تن آب در جهان با کمترین هزینه یعنی باد ونور خورشیدو ابر در هزاران کیلومتر است ؟
می دانیم که هر متر مکعب آب یک لیتر وهر لیتر درحدود یک کیلو وزن دارد ودر این صورت اگر درهر یک کیلومتر مربع یک میلیمتر باران ببارد حدود یک کیلو وزنش میشود یعنی اگر در ایران که حدود یک میلیون وششصد کیلومتر مربع وسعت دارد یک میلیمتر باران ببارد یک میلیون وششصد کیلو آب از ابرهاتخلیه شده واگراین مقدار به ده میلیمتر ویا صد میلیمتربرسد ببینید چه وزن بزرگی از آب درروی ابرها وبوسیله باد ونور خورشیداز هزاران کیلومتر دورتر جابجا شده وحال این قدرت وعلم کدام موجود است که از اول خلقت زمین این طراحی زیبا راانجام داده که هنوز بشر عصر کامپیوتر نتوانسته مشابه آنرا بیاورد ودر حال الگو گرفتن ازآن است .
2-آیا تاکنون در مورد رنگهای که توسط گیاهان تولید میشود فکر کرده اید؟ میدانید هر درخت ویا گل برای رنگ کردن برگها وگلهایش چند کیلو رنگ تولید میکند که این رنگ را نه در کارخانه جات مجهز بلکه درریشه و تنه درخت ِ محدودی که جائی برای تولید سایر قسمتهای درخت مانند چوب وخود برگ نیز میباشد،ساخته میشودواز مواد اولیه خاک وآب وبا چه سیستم وتکنولژی این رنگ به همه جای درخت یک نواخت پمپاژ میشود که همه جای درخت یکنواخت رنگ آمیزی میشود .
وکلاً همه چیز این گونه است ولی چون ما به آن عادت کرده ایم برایمان عادی شده اند وگرنه در حقیقت نوعی معجزه هستند ومعجزه یعنی آن چیزی که انسان وسایر موجودات غیر از خدا از آوردن آن ناتوان هستند.
مثلاً فرض کنید از زمین تیرآهن بروید آیا همه عالم تعجب نمی کنند وشگفت زده نمی شوند؟خوب این چه فرقی با رویدن چوب از زمین دارد آیا جز این است که رویدن تیرآهن برای ما تازگی دارد وچوب عادی شده است؟
پس با تفکر وتامل در این نشانه ها وآیات الهی که شامل همه چیز میباشد خدارا برای خود اثبات وایمان خود را به او زیاد کنیم.
پیشنهاد
این کار(تفکر وتامل در نشانه ها وآیات الهی )را هر روز یعنی روزمره ،هرچند به مقدار کم، انجام دهیم.