بسم الله الرحمن الرخیم
باسلام
تا حالا در مورد خدا وخداشناسی صحبت میکردیم والبته بخشی هم در مورد ولایت مطالبی عرض شد .
حال خداوند عزیز ی که در همه صفات خوب در کمال مطلق است ومخلوق خود را خلق کرده است وحتماً میخواهد اورا به سعادت برساند حتماً برای او امکاناتی در نظر میگیرد تا او سریع تر به مقصد برسد .
اول باید اورا با خوب وبد از نظر خودش وراه هدایت به مقصدی که برایش در نظر گرفته آشنا کند
یعنی اگر ملاک ومقیاسی در وجود ما نباشد ما چه گونه میدانیم مثلاً پاکی خوب است ویا ناپاکی بد است ویا عدل وعدالت خوب است وظلم بد است ویا مادر بر اساس چه معیار باید فرزندش را دوست بدارد وبعد سختیهای فراوان در تولد او به جای تنفر از او به او دل ببند.
نگوید که ما اینها را از پدر ومادر ویا جامعه یاد گرفتیم چون در آن صورت باید گفت آنها از که آموخته اند واگر آنها هم از قبلی ها پس آن اولی ها از کی ؟ ببینید در یک شروعی این ها در انسانها بوده ویا در هر انسانی در هر زمانی باید معیاری از آن باشد تا اکثریت تسلیم آن شوند واگر این آموزه ها بگوئیم مربوط به جامعه است شاید یک نابغه ای همه اینها را تغییر میداد؟
ودر اصطلاح این معیار ومقیاس را فطرت می گویند که خداوند یا باید آنها مستقیماً در روح بشر گذاشته باشد ویا در مدتی در جای ، همه آنها را به ارواح ما تعلیم داده باشد تا به صورت فطرت در روح ما ذخیره باشد(که البته این خود جای بحث وسیعی دارد)
وسپس برا ساس این فطرت او را وارد دنیا می کند وبه وسیله امور دنیوی شروع به رشد مادی ومعنوی می نماید تا پس از گرفتن آزمایشات از او رتبه ومقام او را تعیین
کند .
خوب در این سیر باید از روی محبت یاد آورانی ویا متذکرانی را( برای آنچه در فطرت انسان جای دارد تابه مقصد هدایت شود ) قرار دهد.
که این متذکر ان همان پیامبران خداوند هستند که نسبت به زمان ورشد بشر یت دارای درجات متفاوت بوده اند که البته این رشد بشریت ویابشر در هر دوره از زمان مربوط به همان درجات فطری آنها می باشد.
یعنی اگر ما بشریت را از اول تا زمان خودمان به کودکی تشبیه کنیم که از خردسالگی به درجات عالیه در زمان ما رسیده ،در این مدت دارای معلمین وکتابهای متعددی بوده که آن مسئول تدریس ویا مدیر، نسبت به نیاز ورشد عقلی اوآنها را قرار داده است.
هرچند این معلمین خود دارای مقامات ویا علم بالای بوده اند ولی باید نسبت به فراخور عقل وروحیات بشریت (شاگردان )درس می دادند وهمچنین از کتابها ومطالب هماهنگ با درک آنها استفاده میشد.
واین دقیقاً چیزی است که ما در تاریخ بشریت مشاهده میکنیم یعنی خداوند عزیز چون در هر زمان بشر از استعدادی برخوردار بوده از کتاب واحکام خاص ویا بالاخره متفاوت با زمان بعد استفاده کرده وهمچنین معلمین (انبیاء) دارای مقامات متفاوت با هم بوده اند .
وآنچه مهم است این که وقتی این خدای عزیز ومهربان نسبت به همه بشر، همه لوازم را فراهم کرده تا انسانها به کمال برسند .
البته مشخص ومعلوم است (همانطور که در بحث ولایت گفتیم)چون خالق از نوع وذاتی متفاوت با ما است پس باید رابطی که بتواند هم مارا وهم خالق رادرک کند خلق کند وبالطب باید خلقت آنهاقبل از همه مخلوقات باشد واین رابط ویا رابطها اولین مخلوق بودند که در حقیقت قوه بسیار قوی برای درک وضبط همه چیز از صفات الهی بودند (که معنی از روح میباشد).
وآنها بعد از خلقت در برابر صفات الهی(به اندازه درک مخلوق) قرار گرفتند و آن را در خود ضبط کردند وسپس
مأمور خلق و آموزش سایر ارواح بشر به فرمان خدا شدند.
حال زمان ومکان آن کجا بود بحثهای دارد که در این مبحث نمی گنجد.
اما پیامبر الهی در طول تاریخ عده ای خود این رابطین بوده اند وعده ای از شاگردان خوب آنها بوده اند.
ولی همه آنها دارای شرایط خاصی در زندگی خود بوده اند که عقلی ومنطقی است
وآن عبارت است از
1-هرگز در دوران زندگی خود به گناه ومعصیتی (نال فرمانی خدا) مثل بت پرستی ویا ظلم وخیانت دچار نشده اند چه در قبل پیامبری وچه بعد پیامبری چون در این صورت مردم نمی توانستند به آنها اعتماد کنند .
2- در مورد دستور خدا هم از فراموشی وخطا واشتباه از طرف خدا معصوم بودند چون در این صورت برای مردم حجیت دستور الهی ویا کتابهای آسمانی زیر سؤال میرفت زیرا چه بسا اگر خداوند آنهارا معصوم نمی کرد که بعضی دستورات را اشتباه میکردند ویا فراموش میکردند.
3- برای اثبات رسالت خود دارای نشانه واعجازی (یعنی کاری که هیچ کس جز خداوند نتواند آن را انجام دهد)از طرف خداوند نسبت به درک وفهم ورشد مردم زمان خودداشته باشد.
در ادامه باید گفت بشریت خرد سال هر جه از طول عمرش بر روی کره زمین میگذشت رشد بیشتری میکرد وبه همین تناسب نیاز به کتابهای جدید و پیامبران (معلمین)در کلاس بالا تر پیدا میشد ودر نتیجه خدای تعالی اورا در این مهم یاری می نمود وبا جایگزین کردن پیامبرجدید با کتاب جدید اورا در رشد معنوی وروحی وهدایت کمال می رساند وتا جای که که بشریت آمادگی پیدا کرد تا در س دانشگاه را در نزد اساتید بزرگ خدا شناسی بگذراند ودر این راستا رسالت وپیامبر ی را خاتمه داد وپیامبرودین وکتابی را که همه چیز بشریت تا ابد کفایت میکند بر بشر عرضه کرد .
که عقل حکم میکند این پیامبر ودین وکتاب با این اوصاف باید شرایط خاص زیر را داشته باشد
1-این پیامبر باید بر همه علومی که مخلوق لازم دارد آگاهی کامل داشته باشد
یعنی این پیامبر علاوه بر شرایط پیامبران قبل دارای شرط عصمت از جهل ( یعنی داشتن همه علومی که ازاول خلقت تا ابد بشر لازم دارد )باشد.
2- این دین باید کامل مطلق باشد.
3- معجزه او باید دائم وبرای همه مردم تا آخر زمان مشهود باشد چون همه باید با دیدن این معجزه به او ودینش ایمان بیاورند .
4- کتاب ونوشته اواز طرف خداوند باید در همه دوران تا آخر زمان بدون تغییر وتحریف باقی باشد تا همه مردم بتواند با خیال راحت وآسوده ای که آن متعلق به خداوند است از آن استفاده کنند.
5-خود او ویا جانشینا ن او که تعیین شده از طرف خداوند هستندو دارای تمام صفات او به طور کامل هستند ،باید تا آخر زمان حامی دین وکتاب باشد.
(که باکمی دقت متوجه میشویم اینها شرایطی است که مخصوص همان مخلوق اول ویا رابط بین خالق ومخلوق می باشد .)
خوب اینها شرایط عقلی است که هر عاقلی باید برای سیر رشد بشر از ابتدا تا ابد لازم بداند .
وبه این وسیله خداوند بشری را که خلق کرد بوسیله بهترین مخلوقینش به
سعادت میرساند (البته اگر خود بخواهند)