در این پست به بررسی اعتقاد مسیحیت در مورد تثلیث می پردازیم بنا بررویه همیشگی ابتدا از منبع ویکی پدیا به توضیح مسئله تثلیث و تاریخ آن می پردازیم.
مطالب که رنگی شده به خاطر اهمیت مطلب در بحث ما بوسیله بنده انجام شده است.
تثلیث
گرچه تعلیم تثلیث اعتقاد کلیسای کاتولیک است ولی پروتستانتهای محافظه کارهمچنان عمیقاً به آن ایمان دارند.
تثلیث اقدس به معنای این است که در خدای واحد سه شخص وجود دارد (پدر، پسر و روح القدس) که هم ذات اند. این اشخاص متمایز اند ولی نه مختلف. تثلیث به معنای وحدت سه خدا نیست بلکه به معنای شامل بودن سه شخص در وجود خدای یکتا.
تعلیم تثلیث خیلی پیچیده و بعضاً مغشوش است. تعدادی زیادی از مسیحیان تعریف واقعی تثلیث را نمیدانند. محافظه کاران درک تثلیث را بخاطر مغلق بودنش، سر الهی و رمز الهی میدانند. زیرا از توضیح آن اکثراً عاجز هستند. بیلی گراهام بزرگترین چهره و رهبر کلیسای انجیلی میگوید: «من به تثلیث عقیده دارم ولی از من توضیحی در این باره نپرسید.»
تعریف تثلیث
تثلیث به معنی اینکه خدا موجودی است متشکل از سه شخص، یا خدا دارای سه شخص میباشد. در عین حالیکه یک خدا وجود دارد ولی خدا در وجود خودش سه شخص متفاوت را دارا است. این سه شخص یعنی خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس، گرچه در ماهیت یکی هستند ولی در شخصیت متفاوت اند. خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس با هم تفاوت دارند و نه فرق. آنها با هم مساوی و برابر اند. از نگاه ماهیت الوهیت هرآنچه خدای پدر است خدای پسر نیز است و خدای روح القدس همچنان. در عین حالیکه از هم جدا هستند با یکدیگر در تضاد نیستند. آنها از هم متمایز هستند ولی نه قابل تقسیم. تعریف نهایی و رسمی کلیسا از تثلیث در سال ۴۵۱ میلادی در شورای کالسدون پذیرفته شد. در این اعتقادنامه که بدست اتاناسیوس (۳۷۳-۲۹۵) نوشته شد آمدهاست: «ما خدای واحد را که دارای تثلیث میباشد و تثلیث را که دارای وحدت میباشد عبادت مینماییم. شخصیتهای تثلیث از همدیگر متمایز اند وی ذات الهی را قابل تقسیم نمیدانیم.»
در کتابمقدس هیچ ذکری از تعلیم یا واژه تثلیث نیامدهاست. هیچ تعریف و یا توضیحی در این باره داده نشدهاست نه بهوسیله پیامبران قبل از مسیح، نه بهوسیله خود مسیح و نه رسولان بعد او. تعلیم تثلیث راه طولانی و پر خم و پیچ را طی نمود تا اینکه تعریف واحد بخود گرفت و تاج مقدس ایمان کلیسای جهانی گردید.
اولین شخصی که کلمه تثلیث را در زبان لاتین (Trinitas) استفاده کرد ترتولیان (۲۲۵-۱۶۰ Tertullian) بود. او خدا را به هنرمندی تشبیه میکرد که در درام با ماسکهای متفاوت درنقش اشخاص متفاوت بازی میکند. به نظر او خدا صرف یک شخص بود که در سه نقش ظاهر میشد.
بعدها در شروع قرن سوم شخصی بنام سابلیوس تثلیث را طوری تعریف و تشریح میکرد که وحدانیت خدا را تا حد ممکن حفظ نماید. تعلیم او به عنوان مودال مونارخیزم شناخته شدهاست. وی ادعا میکرد که خدا صرف یک شخص است که خود را به صورتهای متفاوتی یعنی در سه شخص آشکار میکند. مانند شخصی که در خانه پدر است، در دفتر کارمند است و در میدان ورزش ورزشکار ولی در حقیقت یک شخص است. ولی نظریات سابلیوس از سوی کلیسای کاتولیک رد شد. زیرا در تعلیم کاتولیک، خدا سه شخص جداگانه بود نه یک شخص واحد.
اعتقادنامه اتاناسیوس Athanasian Creed یا تثلیثی که از سال ۴۵۱ میلادی تا امروز باقی ماندهاست:
"هرکه میخواهد نجات یابد قبل از هرچیز لازم است ایمان کاتولیک را بپذیرد. هرکه این ایمان را کامل و بدون عیب نگه ندارد بدون شک برای همیشه هلاک میگردد. ایمان کاتولیک این است که، ما خدای واحد را در تثلیث و تثلیث را در اتحاد (اتحاد سه شخص) میپرستیم. بدون اینکه اشخاص (اشخاص تثلیث) را باهم بیآمیزیم یا ذات جوهر آنها را تقسیم کنیم. زیرا شخص پدر یکی، دیگری شخص پسر و دیگری شخص روح القدس است. اما الوهیت پدر و پسر و روح القدس یکی است. جلال آنها مساوی است و شان آنها ابدی و مساوی. آنچنان که پدر است، پسر است و و روح القدس است. پدر آفریده نشده، پسر آفریده نشده و روح القدس آفریده نشدهاست. بی پایان است پدر، بی پایان است پسر و بی پایان است روح القدس. با آن هم، سه جاودانیها، بی پایانها نیستند بلکه یک جاودانی و بی پایان. همان طور که پدر قادر مطلق است، پسر قادر مطلق است و روح القدس قادر مطلق است. با آن هم سه قادر مطلقها نیستند بلکه یک قادر مطلق است. همانطور که پدر خدا است، پسر خدا است و روح القدس خدا است. با آن هم، سه خدایان نیستند بلکه یک خدا است. همانطور که پدر خداوند است، پسر خداوند است و روح القدس خداوند است. با آن هم، سه خداوندها نیستند بلکه یک خداوند است. زیرا به قسمیکه واقعیت مسیحیت برای ما لازم دانسته تا هر شخص را جداگانه خدا و خداوند بدانیم، از طرف دین کاتولیک منع شدهایم تا بگوییم سه خدا یا سه خداوند وجود دارند. پدر بوسیه هیچ کسی ساخته یا آفریده یا تولید نشدهاست. پسر صرف بهوسیله پدر، نه ساخته یا آفریده شده، بلکه تولید (آورده) شدهاست. روح القدس بهوسیله پدر و پسر، نه ساخته یا آفریده شده، بلکه فرستاده شدهاست. یک پدر است نه سه پدران، یک پسر نه سه پسران و یک روح القدس نه سه روح القدس. در این تثلیث هیج یک قبل یا بعد از دیگری نیست، یا بزرگتر یا کوچکتر بلکه این سه اشخاص با هم مساوی اند و همه ابدی اند. پس در همه چیز، چنانچه قبلا ذکر شد، اتحاد در تثلیث و تثلیث در اتحاد قابل پرستش است. پس هرکه میخواهد نجات یابد، باید این عقیده را در باره تثلیث داشته باشد. همچنان برای نجات ابدی لازم است که شخص به تجسم عیسی مسیح خداوند ایمان داشته باشد. عقیده درست این است که ما ایمان داریم و اقرار میکنیم که خداوند ما عیسی مسیح پسر خدا، هم خدا و هم انسان است. او خدا است زیرا که او از طبیعت خدا تولید (بیرون آورده) شده و انسان است زیرا از طبیعت مادرش (انسان) تولد شدهاست. کاملاً خدا و کاملاً انسان، با روح و جسم انسانی. مساوی با پدر چون الوهیت دارد و کمتر از خدای پدر چون انسان است. باوجودیکه هم خدا است و هم انسان، ولی دو (شخص) نیست بلکه یک مسیح. او یک (شخص) است نه برای اینکه خدا به انسان تبدیل شده باشد، بلکه او چون خدا، انسانیت را بخود گرفتهاست. او یک است نه برای اینکه این دو طبیعت (الهی و انسانی) با هم مخلوط شده باشند، بلکه برای اتحاد در شخص (اتحاد الوهیت و انسان در یک شخص یعنی مسیح). زیرا همچنانکه روح و جسم یک انسان است، خدا و انسان یک مسیح است: که رنج کشید تا ما را برهاند، به جهنم نزول کرد، در روز سوم از مردگان زنده گردید، به آسمان صعود کرد و بر دست راست خدا نشستهاست، از آن جاییکه خواهد آمد تا داوری کند بالای زندگان و مردگان. و در زمان برگشت او تمام انسانها باید جسما زنده شوند و حساب اعمال خود را بدهند. و آنانیکه اعمال خوب کردهاند به حیات جاودانی روند، اما آنهاییکه بدی کردهاند به آتش ابدی. این است ایمان کاتولیک، هرکه با صداقت به این (اعتقادنامه) ایمان ندارد نمیتواند نجات یابد. جلال بر پدر، پسر و روح القدس باد. چنانکه در ابتدا بوده، حالا است و برای همیشه خواهد بود؛ بی پایان. آمین."
الهیات لیبرال علاقه مندی به تثلیث ندارد. لیبرالها عموماًً این تعلیم را رد میکنند. زیرا در کتابمقدس اصطلاحات مانند تثلیث، خدای پسر و یا خدای روح القدس دیده نمیشوند. هیچ نوع ذکر یا تعریفی یا توضیحی از تثلیث در آن نیست. کلیسای اولیه با تثلیث هیچ آشنایی نداشتند. اگوستین یکی از مهمترین پدران کلیسا، به این باور بود که خدای پدر برتر از عیسی مسیح و روح القدس است و اینکه عیسی مسیح همیشه مطیع پدر میباشد. در صورتیکه تثلیث مهمترین رکن ایمان مسیحی میبود به اصطلاح دیگر، اساس اعتقادات مسیحی میبود، میبایست عیسی مسیح و یا پولس رسول در این مورد توضیحاتی فصیح و جامع ارایه میکردند ولی ایشان هیچ اشارهای به آن نکردهاند. این یک حقیقت مسلم است که تثلیث از کشفیات و دست آوردهای رهبران کلیسا طی قرون سوم تا پنجم میلادی میباشد. گرچه ممکن آنها با صداقت خواستهاند خدا را تعریفی جدیدی بدهند که فراتر از کتابمقدس باشد، ولی با آنهم به حکمت و کشف انسانی خود بیشتر اتکا نمودهاند تا به الهام خدا یعنی کتابمقدس.
هما نطور که در متن بالا ملاحظه می کنید تثلیث نیز یکی دیگر از مسائل پیچیده در اعتقادات و خدا شناسی مسیحیت است. نکات مهم در این چالش فکری ،که حتی دامن رو شنفکران و فلا سفه مسیحیان را هم گرفته،عبارتند از:
1- نبودن این مطلب در کتاب مقدس
2- بیان نشدن آن بوسیله هیچیک از پیامبران مورد نظر مسیحیان
3- پیچیده بودن آن
دومورد اول زیاد از نظر من وما نمی تواند مورد بررسی قرار گیرد واین کار را به همان مسیحیان و صاحبان نظر در دین مسیحیت وامیگذاریم.
امامهمترین مسئله پیچیدگی و نا مفهوم بودن اصل مطلب است که باعث شده عده ای از مسیحیان آن را عمیق و فراتر از عقل بودن وعده ای ان را منکر شوند.
البته پیچیدگی مسئله در جمع بین دو مفهوم متناقض باهم در این مسئله است که یکی سه گانه بودن ویا سه اقنوم داشتن خدا و دیگر یکتا بودن او است .
و اینکه مسیحیان آن را فراتر از عقل می دانند نه تنها دلیلی برای درستی و اهمیت آن نیست بلکه با توجه به یک نکته دلیلی بر بطلان آن است.وآن دلیل :
به عقیده بزرگان علم ودانش ،خداوند اگر چیزی را که از قدرت درک بشر خارج است جزو تکالیف و وظائف او قرار دهد درحقیقت به او ظلم کرده است.
و بر همین اساس معتقند هرآنچه انسان در قدرت درک وحتی تصور و یا آرزویش دارد خداوند آن را برایش چه در این دنیا وچه در آخرتمقدر کرده است .
مثلاً اگر انسان در یک زمانی دوست داشته در آسمانها پرواز کند حال می بینیم در این دنیا موفق به آن شده است واگر علاقمند به حرکت در کرات و کهکشان است در زمانی به این آرزو میرسد.
وهمچنین اگر چیزی را باید بفهمد وبداند خداوند این درک وفهم را به او داده است واگر ما بگوئیم این چیز ماوراء عقل وفهم بشر است ولی باید به آن معتقد باشد در حقیقت یا خدارا حکیم ودانا نمی دانیم و یا آن مسئله را این گونه توجیح میکنیم چون خداوند براساس حکمت وعلمش باید هر آنچه را ما درک میکنیم به ما واجب کند .
همانطور که در متن بالا مشخص است مسیحیانی که معتقد به تثلیث هستند می خواهند در ضمن داشتن سه اقنوم برای خدایکتا بودن اورا نیز تسریع کنند.
البته این که این مسئله ها را بارها درمثالهای مختلف ودر شکلهای مختلف بیان میکنند دلیل بر اهمیت موضوع از نظر کلیسا و روحانیون و الهیدانان مسیحی میباشد که لکه سه گانه پرستی را ازخود بشویند .
اما درمورد مثالهای که برای روشن کردن مطلب بیان میکنند باید عرض کنم نکات ریزی در آنها است که با توجه به آن به چیز جالبی میرسیم .
درمثال معروف شخصی که در خانه پدر ودر اداره کارمند ودر ورزشگاه ورزش کار است باید توجه داشت که این شخص در هر مکان شخصیتش(یعنی ذاتش )ثابت است بلکه نام عملش متفاوت است یعنی اگر در خانه برای فرزندش پدراست چون قبل عمل تولید فرزند را انجام داده است و اگر در اداره کارمند است چون درآنجا مشغول به کار ،کارمندی است واگر در ورزشگاه ورزش کار است چون در آنجا مشغول ورزش است .
ولی در همه حالت شخص با نام ثابت است و اگر مسیحیان عزیز می گویند ما هم همین معنا مورد نظرمان است باید گفت در این صورت خداوند دارای اشکال بسیار دیگری نیز است نه فقط منحصر در این سه شکل وبعد هم این همان اسماء فعل خداست یعنی اسم های که به کار خدا تعلق دارد ومربوط به ذات او نیست.درست همان چیزی که مسلمانان به آن معتقدند .
درمثالی دیگر وقتی می خواهندتثلیث را بیان کنند به دست و انگشتان و خود فرد اشاره میکنند که اینها در عین آنکه جدا هستند وی با هم واحدند . دراین مثال هم درست است که هر سه تحت یک نیرو کار انجام میدهند و اگر گفتیم دستمان این را بر داشته یا انگشتمان یا ما بردااشتیم فرقی نمیکند . ولی این سه مورد یعنی انگست ودست و خودمان سه مورد کاملاً متفاوت هستیم که به تنهای و جدا از هم نمی توانیم کار انجام دهیم ودر تثلیث این معنا نیست که هر قسمت به تنهای قادر بر انجام کاری نباشد. بلکه هر جزء به تنهای کار انجام می دهدو به دوجزء دیگر وابسته نیست.
وهمچنین به تثلیث سه شکل آب وبخار و مایع که دارای فرمول ثابتh2oاست ،مثال میزنند که ایراد وارده بر این مثال نیز متفاوت با اعتقاد به خداوند در مسیحیت است وآن این است که درست است که فرمول ثابت است اما شکل مولکولی در حالت تغییر میکند . یعنی ذات ویا شکل ذات تغییر کرده است واین درمورد اعتقادات در مسیحیت ،صادق نیست.زیرا آنها میگویند خداوند همیشه دارای ذاتی ثابت و بدون تغییر است .واز طرفی
بخار با آب و آب بایخ و یخ با بخار کاملاً متفاوتند وعمل کرد وخواص متفاوت هم دارند یعنی بخار می سوزاند ولی یخ سرد میکند وآب می شوید یعنی در مقابل هم ولی شما در مورد سه اقنوم الهی اعتقاد به یگانگی آنها باهم ودر کارهایشان دارید.
در نهایت باید به مسیحیان عزیز گفت شما بهترین برداشت منطقی تان از تثلیث (البته با حسن ظن اینکه اصلش درست باشد)می تواند این باشد که خدای دارای ذاتی یکتا است و صفات افعالی متمایز از هم است .
در غیر این جمع بین این سه اقنوم خدا ویگانگی او همچنان در چالش می ماند.