تبليغاتX
حقیقت ناگفته
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

حقیقتاً هرچه این چند وقت سعی کردم تا روش و شیوه جدیدی در بیان مطلب  مطالب مربوط به زن از دیدگاه اسلام مطرح کنم موفق نشده روشی به جز همان پاسخ گوئی به ایرادات یکتا پرستی اتخاذ کنم .

پس ابتدا به بیان مطالب منتقدان به این دیدگاه پرداخته در وبلاگ کلیسای جهانی:

 

 

 

در مورد دید اسلام درباه زن و ارزش و مقام زن در اسلام و در جامعه اسلامی گفتگوهای بسیاری شده است٬ ولی بهترین روش برای درک این مسئله جستجو کردن در منبع اصلی قوانین اسلامی یعنی قرآن است٬ تا بدین وسیله بتوان ریشه تمام این افکار و معیارهای کوته فکرانه و بدوی را که امروز در جامعه ما و همینطور دیگر جامعه های اسلامی وجود دارد را پیدا کرد.

که البته ما با این سخن موافقیم البته به جز جمله  معیارهای کوته فکرانه و بدوی  را که آن هم ثابت می شود نه تنها این طور نیست بلکه معیاری روشنفکرانه و برای تمام زمانها مفید می باشد.

درر ادامه ایشان می گویند:

بطور کلی در جامعه هایی که مذهب بافت زیربنایی آنها را تشکیل میدهد٬ ارزش ها و معیارهای آن مذهب هم بطور ناخودآگاه و به مرور زمان در فرهنگ آن جامعه و همچنین در بینش ها و عملکردهای افراد آن جامعه تاثیر خاهد گذاشت و پس از اندک زمانی یک امر طبیعی تلقی خواهند شد.
چرا زن در یک جامعه اسلامی از حق و حقوق کافی و برابر برخوردار نیست؟ «برابر» به معنی اینکه همان حق و حقوقی که یک مرد مسلمان از آن بدون هیچ تاملی برخوردار است.
آیا از دید اسلام زن و مرد با هم برابرند؟

آیا از دید اسلام تمامی انسانها با هم برابرند؟

ابتدا باید معنی برابری را درست فهمید همانطور که ما در بخش اول همین پست توضیح مفصل دادیم .که خلاصه آن این است که برابری با شرط یکسان بودن شرایط و امکانت در بین طرفین معنا دارد و اگر افراد از نظر امکانات و شرایط با هم متفاوت بودن نه تنها نوع  ایجاد برابری متفاوت می باشد بلکه ایجاد برابری به معنای یکسان بودن همه چیز برای افراد با شرایط متفاوت شاید نوعی ظلم ونا عدالتی باشد.

مثلاً اگر در جامعه غربی از  زنان در کنار مردان کارهای سنگین و طاقت فرسا می خواهند دلیل برظلم به آنان است نه برابری آنان با مردان ،زیرا زنان دارای فیزیکی ضعیف تر و روحیه ای لطیف تر نسبت به مردان هستند که ایجاب می کند آنها در جامعه نقش مانند مردان ایفا نکنند. والبته خداوند در جامعه اسلامی برای زنان کارهای متناسب با فیزیک والبته روحیه آنها  در نظر گرفته است که نه تنها نابرابری با مردان نیست بلکه نوعی امتیاز برای آنها محسوب می شود.

مثلاً اگر به کسی گفتند شما در جامعه نمی خواهد کارهای سنگین مانند بقیه انجام دهید و  باید در منزل به تربیت فرزند و پرورش آیندگان بپردازید و از وقت بیشتری برای کسب علم و دانش و کمالات روحی برخوردار باشید برای او امتیاز قائل نشده اند ؟؟؟.

البته این سخنان و حرفها برای مردم غرب زده وبدور از حقیقت هیچ معنای ندارد زیرا که الگویشان فقط از روی مسائل مادی و جسمی می باشد و هیچ توجه ای به کمالات روحی ،که وجه تمایز انسان و حیوان است ، ندارند .

ولی حقیقت این است که وقت هدف را در این دنیا رسیدن به کمالات روحی و معنوی بدانیم و رشد روحی ملاک ما برای زندگی باشد می بینیم که هر کس را که خدا بیشتر دوست دارد، او را با امتیازاتی برای رسیدن به خود مهیا کرده است.

حال که سخن به این جا رسید با چندی از امتیازاتی را که خداوند برای زنان در نظر گرفته بیان کنم .(البته باید از این جا به بعد اگر شده برای چند لحظه مادیات و ظواهر زندگی را کنار بگذارید و فقط به روح و رشد و کمالات روحی بیندیشید)

1-زنان در سن 9 سالگی ،یعنی پنچ سال زودتر از مردان، برای ارتباط با خدا و سخن گفتن با او اجازه شرفیابی به درگاه الهی را می یابند .منظور همان تکلیف شدن آنها است .

بله اگر ما  با همان دید معنوی به دنیا بنگریم و هدف را رشد روحی و کسب کمالات بدانیم می بینیم تکلیف شدن ،  یعنی اجازه یافتن برای حضور رسمی در محضر خدا و در نتیجه رشد  زودترکمالات  روحی و رسیدن زودتر به هدف زندگی ،است.

2-زنان چون دارای عواطف مهربانتری و صبر و استقامت بیشتری نسبت به مردان بودند برای همین خداوند مسئولیت تربیت فرزندان را به عهده آنها گذاشت .

3- زنان چون دارای زمینه بهتری برای رشد در کمالات بودند  خداوند (در اسلام)همه مسئولیت تأمین زندگی را در قبل و بعد ازدواج  به عهده مردان گذاشته است و در حقیقت آنها واجب النفقه پدر ویا شوهر خودشان هستند.تا به این وسیله آنها وقت بیشتری برا ی کسب کمالات و علم و دانش داشته باشند.

و البته اگر بیشتر از این بخواهید باز هم می توانید امتیازات برای زنان در اسلام بیابیم.

(برگرفته شده از 16 امتیاز زنان دکتر سید حسن ابطحی)

در هر صورت منظور من بیان این مطلب بود که زنان نه تنها در اسلام مورد نابرابری و بی عدالتی واقعه نشده اند بلکه دارای امتیازاتی هم هستند.

اما این که آیا همه انسانها با هم برابرند ویا به قول ایشان:

آیا تا به حال به ما اینطور تلقی نشده است که اسلام دین برابری و برادری است و همه انسانها از نظر خدا برابر و یکسانند؟

بله اسلام دین برابری و برادری است زیرا در اسلام ما معتقدیم که خداوند روح ها را در ابتدا یکسان و پاک آفرید . پس این ،آن برابری است که مهم و اساسی است زیرا وقتی هدف ما در این دنیا (به اعتقاد همه ادیان)رسیدن به آخرت و قرب به خدا است

اصل شرایط یکسان و برابری در رسیدن به این هدف است نه یکسانی و برابری در مثلاً خوردن وخوابیدن و کار کردن و در بین مرم بودن و لباس پوشیدن و غیره که ارزش چندانی ندارد و تازه در همین ها هم باز اسلام با دیدی باز و نکته سنج و باتوجه به شرایط و ظرفیتها ،برابری را برقرار کرده است.

ادامه دارد.  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:33  توسط محمدرضا (رضا تمیز)  | 

                                       

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت همه دوستان

بعد بررسی مطالب مشترک بین اسلام ومسیحیت که البته مورد پسند عمانوئیل قرار نگرفت چون اصولاً ایشان ( به فرموده خودشان وبرخلف همه) با مسلمانان مشکلی ندارند بلکه با اسلام مشکل دارند .

توضیحی که باید در مورد این نظر جناب عمانوئیل داد این است که ادیانی مانند اسلام ومسیحیت و یهودیت جزء ادیان مسلم هستند که از جانب خداوند فرستاده شده اند. و   همه بر این مسئله متفق نظرند. و مطلب مهم این جا است که این ادیان بوسیله مبلغین و علما و مریدان آن درست بیان شود و مطالب آن بدون کم وکاست بوسیله مروجین آنها گفته شود ودر طول تاریخ دست خوش تغییر و کم وکاستی ویا بدعت و زیادی و کلاً تحریف نشده باشد. هما نطور که خود ایشان در کنار وگوشه مطالبشان به بعضی از این موارد اشاره کرده اند .

اما این که با اصل دین مشکل داشته باشی  ولی با پیروانش مشکلی نداشته باشی از آن حرفهای ایشان است. که البته ما با سوء ظن به آن نگاه نمی کنیم وگرنه باید گفت ایشان اصلاً بحثهای دینی نیستند بلکه جنبهای دیگری را دنبال می کنند.

در هر صورت ایشاء برای پاسخ گوی به مطالب درج شده دروبلاگ ایشان در مورد دیدگاه زن در اسلام و خوردگیریهای (البته ناشی از بی اطلاعی )به کمک خدا چند پستی را درج خواهم کرد.

 

ابتدا در مورد کلمه برابری که مطلب اساسی در بیانات منتقدان به دیدگاه زن در اسلام است مطالبی عرض می کنم.

برابری به معنای بر خورداری مساوی و استفاده  مساوی از امکانات می باشد.

اما این بر خورداری مساوی از امکانات با شرط زیر معنا می دهد :

استفاده کنندگان در شرایط یکسان باشند.

اگر مثلاً یک کودک ویک فرد بزرگ سال را در کنار هم داشتید آیا برابری به معنای دادن امکانات و شرایط یکسان به هر دو میباشد. اگر ما  به کودک ،کم درک و بی تجربه،آزادی و امکاناتی برابر با فرد بزرگ سال ،فهیم  و با تجربه ،را دادیم برابری  رابه معنای واقعی رعایت کردیم؟. آیا شما حاضرید به این کودک چک یک میلیارد تومانی را که در اختیار بزرگ سال گذاشته اید، قرار دهید .آیا شما کارهای سنگین و در حد یک فرد بالغ وبزرگ سال را از کودک کم سن و ضعیف را می خواهید.اگر این کار  رابکنید معنای برابری و عدالت  رامحقق کرده ایم؟؟؟؟

 

 

اما من فکر نمی کنم کسی این را برابری و عدالت بداند .

معنای دقیق تر از برابری وعدالت این است که هر چیز را در سر جای خودش و بنا بر موقعیتش قرار دهیم .

البته اشتباه نکنید ما نمی گوئیم زن در جامع اسلامی از مرد کم تر است ویا با او برابر نیست بلکه ما دلایلی ارائه می دهیم که او دارای امتیازاتی است .

فقط به دلایل شرایط جسمی دارای توانای کمتری( آن هم از نظر جسمی ) می باشد.و همچنین از نظر روحی دارای شرایطی کاملاً متفاوت با مرد  است .پس مقایسه این دو در کنار هم و یا دادن شرایط یکسان به این دو انسانِ با هم متفاوت نه تنها برابری و عدالت نیست بلکه نوعی ظلم  در حق زن است.

 

زنان در جامعه اسلامی دارای امتیازات خواصی هستند که به دلیل شرایط خواص آنها  به آنها داده شده است .

امتیازاتی که از سوی مردمان هوس باز و بی توجه به حقایق ودارای دید بسته نوعی نا برابری و بی عدالتی تلقی می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 23:13  توسط محمدرضا (رضا تمیز)  |