تبليغاتX
حقیقت ناگفته
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

در ادامه مطلب به بررسی آخرین پست این منتقد می رسیم

ایشان در این پست گفته اند:
سوره نسا(
۴) آیه ۳۴

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است. بواسطه آن برتری که الله بعضی

را بر بعضی مقر داشته و .....

زنانیکه از مخالفت و نافرمانی آنها بیمناکید باید نخست پند دهید و از خوابگاهشان

دوری جویید در صورت نافرمانی آنها را بزدن تنبیه کنید.





این همه نمونه واضح برتری یک نوع مومن آزاد(مرد) بر دیگر نوع مومن آزاد(زن). و اینکه چطور الله به بندگان مسلمان خود دستور تنبیه کردن زنان را میدهد٬ اول با خودداری کردن از همخوابگی با آنها و در نهایت با کتک زدن.
آیا واقعا الله بخشنده و مهربان است؟؟؟

 

باید ابتدا ترجمه درست و دقیق را دید و سپس به بررسی پرداخت.

ترجمه دکتر سید حسن ابطحی :

سوره نساء آیات 32 و33و34

آرزوهای بیجا

و فضیلتهائی را که خداوند برای بعضی از شما نسبت به بعضی قراداده ،آرزونکنید .برای مردان از آنچه کسب میکنند نصیبی است و برای زنان از آنچه کسب می کنند نصیبی است و از فضل خدا سئوال کنید . قطعاً خدا به هر چیزی دانا است .

برای هرکسی باید  سرپرستی باشد

برای هرکس سرپرستها و وارثهائی قرار داده ایم که از میراث پدر ومادر و نزدیکان ارث ببرند و کسانی که با آنها پیمان بسته اید،پس نصیبشان و حقشانرا بپردازید،قطعاً خدا بر هرچیزی شاهد خواهد بود. 

مردان سرپرست زنانند

مردان سرپرست زنان اند و تسلّط بر آنها دارند. این به خاطر برتریهای است که بعضی شان بر بعضی داشته و به خاطر این است که مردان از اموالشان به آنها انفاق می کنند زنهای صالح آنهائی هستند که متواضع اند .در پنهان آبروئی شوهرایشان راحفظ میکنند و حقوقی را که خدا برای آنها منظور کرده،نگهداری می نمایند و آن دسته از زنان که از سر کشی و مخالفتشان  میترسید ، اول آنها را پند دهید و موعظه کنید و اگر گوش نکردند ، از بستر آنها دوری کنید وآنها را تنبیه کنید، بزنیدو اگر از شما اطاعت کردند،راه دیگری برای تجاوز بر آنها و تعدی بر آنها لازم نیست پیدا کنید .قطعاً خداوند بلند مرتبه بزرگی است.

همانطور که ملاحظه میکنید در ابتدا آیه 32 خداوند مقدمه ای بر مطلب مورد بحث (سرپرستی مردان بر زنان) بیان میکند تا شاید کسانی که اهل فهم ودرکند باکمی دقت بتوانند مطلب را درک کنند و آن این است که خداوند فضیلتها ی را که برای هرکس و یا گروهی در نظر گرفته بنا بر مصلحتی و بنابر حساب و کتابی بوده است و کلاً کارهای خداوند حکیمانه و روی برنامه خاصی است ونباید آنها را با کارهای خودمان مقیاس کنیم بلکه صفات ذاتی الهی مبرا از حکیمانه نبودن کارها است . "فضیلتهائی را که خداوند برای بعضی از شما نسبت به بعضی قراداده ،آرزونکنید ."

و سپس با کلمات واضح تر موضوع را توضیح می دهد که: "برای مردان از آنچه کسب میکنند نصیبی است و برای زنان از آنچه کسب می کنند نصیبی است."

و این برای آن است که خداوند بر اساس حکمت خود  نوعی فضیلت و برتریتی برای مردان و البته بشکلی  برای زنان قرار داده است که موجب بهرمندی و نصیبی برای آنها می شود .

در ادامه خداوند بسیار زیبا به بیان نکته که شاید مشکل اصلی اکثر ما باشد، میپردازد وآن این است که هر چه می خواهید از فضل و بخشش و محبت خداوند بخواهید و شاید منظور این باشد که درست است که خداوند در دنیا به هرکسی مقام و درجه داده و همچنین  افراد، بالا و پایین دارند اما اینها بر اساس تقدیر الهی است که قبلاً توضیح دادیم تقدیر به معنی اندازه گیری وسنجش و سپس اِعمال  ارادی الهی می باشد.و اگر چیزی از خداوند می خواهید به این تقدیرات ایرادنگیرید بلکه از فضل و بخشش و رحمت و مغفرت او بخواهیدتا به شما عنایت کند.

" و از فضل خدا سئوال کنید . قطعاً خدا به هر چیزی دانا است ."

در آیه بعد خداوندبا بیان مطلب دیگر  مارا برای دریافت  مطلب مورد بحث آماده ترمیکند . وآن این است که: 

"برای هرکسی باید  سرپرستی باشد "

بله شاید این از مهمترین مطالب باشد که ماهم در پستهای قبلی در مورد حق رجوع تا حدودی به آن اشاره کردیم.

در هر اجتماعی و زندگی اجتماعی مردم برای داشتن نظم و آرامش و امنیت باید دارای قوانین و ضوابطی باشند . یکی از این ظوابط همین مسئله سرپرستی و یا قوامیت است وقتی ما در یک اجتماع بزرگ احتیاج به حاکم و ولی و سرپرست داریم تا درزیر سایه او و قوانین او زندگی کنیم (حتی حاکمان غیر عادل) در یک اجتماع کوچک (دونفره )هم این شکل از قانون مورد احتیاج است . بله در هراجتماع کوچکی مانند خانواده ویا زوج ،یک نفر باید سرپرست ومسئول باشد و دیگران در تحت سرپرستی او باشند. البته شاید بعضی بگویند این سرپرست باید شرایطی داشته باشد و چنین و چنان باشد ماهم قبول داریم و خداوند بر همین اساس ،مردان را که شرایط بهتری در مورد اتخاذ این سمت  را دارند انتخاب کرده است . وزنان را به خاطر فضیلتهای دیگری که دارند برای امور دیگری در نظر گرفته است . البته شاید استثنائاتی هم باشد اما بدانید کسانی در زیر سایه تعالیم اسلام گام بردارند و همه جوانب دین اسلام را در زندگیشان پیاده کنند حتماً به ایدالهای اسلام که یکی از آنها سرپرستید مردان است میرسند .که ما در پستهای قبل به آن اشاراتی کردیم و در این جا نیز اشاراتی با استفاده ازهمین آیات میکنیم .

بله در ادامه همین آیه داریم که ک"برای هرکس سرپرستها و وارثهائی قرار داده ایم که از میراث پدر ومادر و نزدیکان ارث ببرند."

یکی از خواص این سرپرستی برای خانواده مسئله میراث و تقسیم اموال باقی مانده از متوفی است که با توجه به داشتن سرپرست ، دارای قانون مشخص و معلومی خواهد بود . اگر در یک خانواده که عده ای با هم زندگی میکنند و سرپرستی ندارند و مسئولیت با کسی نیست یقیناً در مورد اموال مشکلاتی بوجود می  آید، اما با توجه  سرپرستی ،همه  چیز مرتب ومنظم میشود .

وبالاخره به مطلب مورد بحث میرسیم که  قرآن در آیه 34 می فرماید: "مردان سرپرست زنان اند و تسلّط بر آنها دارند. این به خاطر برتریهای است که بعضی شان بر بعضی داشته و به خاطر این است که مردان از اموالشان به آنها انفاق می کنند."

خداوند در این آیه با توجه شرایطی فیزیکی و روحی مردان آنان را در این اجتماع کوچک خانواده سرپرست قرار می دهد. که تاریخ قبل از اسلام هم و همچنین جوامع کنونی که غیر مسلمان هستند، همین را گواهی می دهد .

البته در خود آیه نیز خداوند علت این سرپرستی را بیان میکند که یکی ،فضیلتها (که شاید همان فضلیتهای فیزیکی و روحی باشد)مردان  می باشدودیگری دادن مهریه و خرج زندگی و کلاً همه مسئولیتهای مالی و تأمین آنها است که در اسلام بر عهده مرد قرار داده شده است . زیرا این ها در حکم انفاق به معنای محبت و لطفی است که مرد باید در زندگی مشترکش بپردازد.

مشخص است که با داشتن چنین شرایط فیزیکی و  روحی ، بهترین انتخاب برای سرپرستی  این اجتماع کوچک هستند . واین نه تنها نا برابری و ظلم و غیره در حق زنان نیست ،بلکه راهی درست و هوشمندانه برای رشد روحی و معنوی و مادی زندگی خانواذه است .و حتی به گفته و نظر بزرگانی امتیازی برای زنان می باشد . زیرا آنها با داشتن سرپرستی در قبل ازدواج (پدر)و دربعد ازدواج(همسر)که همه مخارج آنها را می پردازد،میتوانند  در تمام دوران زندگی با خیال راحت به تحصیل علم و دانش وتربیت فرزندان صالح و خدمت به شوهر و غیره بپردازند و لی مردان باید در ضمن انجام همین کارها درراه تأمین مخارج زندگی نیز فعال باشند . 

و همچنین با از بین بردن  سرپرستی مرد در جوامع غربی (هرچند به طور طبیعی خود شکل گرفته بود)مشاهده میکنیم که شکل خانواده نیز ازبین رفته و دیگر خانواده ها دارای ثبات و اساسی در جامع غربی نیستند.

خوب با روشن شدن  این مطلب به اعتراض دوم ایشان در آیه فوق می پردازیم که در مورد تنبیه کرد می باشد.

ابتدا باید گفت که وقتی کسی مسئولیت یک زندگی را بعهد گرفت نه تنها یک صفت وسمت نیست بلکه باید دربرابر همه مسئولیتهای خود جواب گو باشد . خداوند بر همین اساس می فرماید:

"زنهای صالح آنهائی هستند که متواضع اند .در پنهان آبروئی شوهرایشان راحفظ میکنند و حقوقی را که خدا برای آنها منظور کرده،نگهداری می نمایند "

وسپس به  بمردان که سرپرستی خانواده را بعهده دارند درمورد زنان سرکش و خطا کار(نه همه زنان) می فرماید:

" و آن دسته از زنان که از سر کشی و مخالفتشان  میترسید ، اول آنها را پند دهید و موعظه کنید و اگر گوش نکردند ، از بستر آنها دوری کنید وآنها را تنبیه کنید، بزنید"

 واین جز جنبه تربیت و کنترل، با توجه به مسئولیت ندارد و اگر کمی دقت کنید، می ببینید که خداوند برای همین مطلب  مراتبی را که نشانه کنترل وتربیت شخص خطا کار  است در نظر گرفته است . یعنی ابتدا در مورد خطا یش اورا موعظه کنید و پند دهید اگر این پند و اندرز را گوش نکرد  از بستر او دوری کنید و در اصطلاح به او کم توجهی کنید و اگر این هم مفید واقعه نشد، اورا تنبیه کنید و بزنید و این زدن و تنبیه کردن هم جنبه تربیتی دارد و برای جلوگیری از مفسده  یک نفر که در سرپرستی  ، سرپرست می باشد، انجام می شود  که به آن غیرت هم می گویند.و در انتها هم  خداوند می فرماید:

"و اگر از شما اطاعت کردند،راه دیگری برای تجاوز بر آنها و تعدی بر آنها لازم نیست پیدا کنید .قطعاً خداوند بلند مرتبه بزرگی است."

بله تجاوز و تعدی به زنانی که حرف گوش کن  باشند و یا حتی اصلاً اهل سرکشی و مخالفت نیستندو با بیان همین آیه "زنان صالحی که متواضعند و آبروی شوهر خود را در پنهان  حفظ میکنند "  جایز نیست و از نظر خداوند گناه و معصیت نیز می باشد.

به امید روشن شدن حقیقت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:45  توسط محمدرضا (رضا تمیز)  |