با سلام
باتبریک 13 رجب تولد حضرت امیرالمومنین علیه السلام
بحث مهم و شایدناگفته و یا کم گفته دیگر در مورد عقل و معنای آن است.
عقل دربین مردم عام به نیروی تفکر و اندیشه و یازرنگی و حتی حیله و شیطنت معروف است.
و جای آن در قسمت بالای سر است و بعضی نیز آن را همان مغز می پندارند.
البته این ذهینت به دلیل این است که همیشه ذهن و مغز جایگاه حساس و یا نقطه فرماندهی کل بدن می باشد.
اما آنچه در معانی عقل گفته شده است چیزی به غیر از این مطالب را می رساند.
عقل در ترجمه ها از عقال به معنای پای بند شتر گرفته شده چناچه دهخدا می گوید:
عقل . [ ع َ ] (ع اِ)خرد و دانش و دریافت یا دریافت صفات اشیاء از حسن وقبح و کمال و نقصان و خیر و شر، یا علم به مطلق امور به سبب قولی که ممیز قبیح از حسن است ، یا بسبب معانی و علوم مجتمعه در ذهن که بدان اغراض و مصالح انجام پذیر است ، یا به جهت هیئت نیکو در حرکات و کلام که حاصل است انسان را، یا عقل جوهری است لطیف و نوری است روحانی که بدان نفس درک می کند علوم ضروریه و نظریه را و ابتدای وجود آن نور نزدیک اختتان کودک است سپس آن پیوسته تزاید می پذیرد تا آن که به کمال میرسد وقت بلوغ کودک . (منتهی الارب ). نوری است روحانی که نفس به وسیله ٔ آن علوم ضروری و نظری را درمی یابد و گویند آن غریزه ای است که انسان را آماده ٔ فهم خطاب می کند، وآن از عقال و پای بند شتر مأخوذ است . (از اقرب الموارد). خرد و دانش ، و آن قوتی است نفس انسان را که بدان تمییز دقایق اشیا کند و آن را نفس ناطقه نیز گویند. و گویند در اصل لغت مصدر است به معنی بند در پا بستن ، چون خرد و دانش مانع رفتن طبیعت میشود بسوی افعال ذمیمه لهذا خرد و دانش را عقل گویند. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). جای عقل را قدما در آخر متوسط بطن دماغ دانند، و معانی کلی بدان ادراک شود. (یادداشت مرحوم دهخدا). خرد و دانش و فهم و شعور و دانائی و ادراک و دریافت و هوش و فراست و تدبیر و تمییز و قوه ٔ ممیزه . (ناظم الاطباء). مأخوذ از عقال شتر است و آن ذوی العقول را از عدول از راه راست باز میدارد، و صحیح آن است که عقل جوهری است مجرد که غائبات را به وسیله ٔ وسائط و محسوسات را به وسیله ٔ مشاهده درک می کند،و گویند چیزی است که حقایق اشیاء را دریابد. و جای آن را برخی سر و برخی قلب دانند. (از تعریفات جرجانی ). دوراندیش ، بیدار، مصلحت بین ، گره گشای ، ذوفنون ، حیله گر، رنگ آمیز، متین ، تمام شیشه ، دل ، خام ، سبک ، خام طینت ، ناقص ، تیره ، روشن بین ، بلندبازو، از صفات اوست ، و با لفظ گسستن مستعمل است . (آنندراج ). ج ، عُقول . (منتهی الارب ) (دهار). أحوَر. اُکل . اُکُل . بُذم . جول . حِجا. حِجر. حِجی ̍. خرد. خردمندی . رِداء. رَوبة. روع . زَبر. زَوره . زور. زیر. صَفَر. طَعم . ظرافت . فرزانگی . فهم . کیس . کیاسة. لُب ّ. نباهت . نُهیة :
نباشد بسر مر ترا عقل و هوش
از آن روی کردم ترا ماردوش
عقل در قرآن
.
و اما آنچه در قرآن ازآن به عنوان عقل و یا تعقل کردن یاد شده این مفهوم را می رساند که این گروه باید کسانی باشند که:
1- وقتی مردم را به خوبی دعوت می کنند خود را فراموش نکنند.(بقره 44)
2-نشان های خدا رادر خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب وروز و نزول باران وحرکت کشتی ها در دریا ودر گردش باد و ابرهاووووو درک کنند(بقره164و73)
3-کافر نبا شند(بقره 171)
4- در قصاص زندگی ببینند.(بقره 179)
5-بهترین زاد و توشه را تقوا بدانندو از خدا بپرهیزند(بقره 197)
6-خداوند برای انها آیاتش را بیان می کنند(آل عمران 118)
7- نماز را مسخره نمیگیرند(مائده 58)
8-تقوای الهی پیشه می کنند تا شایدرستگار شوند.(مائده 100)
9- به خدا دروغ نمی ببندند زیرا این کار کافران است که عقل ندارند.(مائده 103)
10- زندگی دنیا را بازی و کار بیهوده می دانندوخانه آخرت را برای اهل تقوا (که خودشان باشند) بهتر می دانند .(مائده 32)
11- چیزی راشریک خدانمی دانندو به پدر و مادر نیکی می کنند و کودکان رااز ترس فقر نمی کشندو به کارهای زشت علنی و پنهان رو نمی آورندو انسانی راکه خدا محترم می شمارد به قتل نمی رسانند ، مگر به حق باشد.(اعراف151)
12-آنها می دانند که در عهد کتاب (میثاق) که از آنها گرفته شده برخداوند جز حق نگویندو می دانند، خانه آخرت برای اهل تقوا بهتر است .(اعراف 169)
13-میدانند گه اگر تعقل نکنند بدترین افراد پیش خداوند هستند.(انفال 22)
14- به خواست خدا، آیات بر آنها خوانده شده است و خدا آنها را آگاه کرده است.(یونس 16)
عقل یعنی علم
بله با دقت دراین آیات و بقیه آیاتی که در مورد عقل داشتن و یا نداشتن و یا چرا تعقل نمی کنید ، در قرآن بیان شده متوجه می شویم که معنای عقل داشتن فهم و درک و علم (دین) است.
یعنی علمی که بوسیله آن راه رسیدن به هدف خلقت هموار شود و هدایت خداوند شامل ما شود و یا بهتر بگویم علمی که مارا به سعادت دنیایی واخروی برساند.
لقب پیامبر اکرم عقل بود
و برای همین از القاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عقل است ( زیرا در روایتی داریم که اول مخلوق خدا روح پیامبر اکرم و در روایتی آن اول مخلوق را عقل بیان کرده است)و این به دلیل آن است که پیامبراکرم (والبته سایر معصومین علیه السلام)با خلقت روحشان به وسیله خداوند دارای همه علوم لازم از ابتدا تا انتهای خلقت شدند یعنی علمی که در دعای ندبه در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیان میشود که "اودعته علم ما کان ویکون الی انقضاء خلقک" یعنی به ایشان علم آنچه بوده و آنچه می باشد تا انتهای خلقت داده شده است.
عقل همان فطرت
وهمچنین در ما این علم که به وسیله آن جزوء عاقلان قرار می گیریم در حقیقت همان فطرت است که در عالم ارواح طی دو هزار سال قبل از آفرینش بدن حضرت آدم ، به تمام ارواح بشر به توسط معصومین علیهم السلام، تعلیم داده شده است تا آنها برای ورود به دنیاو آزمایش آماده شوند.
عقل در روایات
البته روایات زیادی هم داریم که تأییده کننده این مفهوم است .
از آن جمله روایت معروفی که از ناحیه معصوم رسیده و می فرماید عقل آنچیزی است که بوسیله ان خداوند عبادت شود و بهشت (برای صاحب عقل )کسب شود.
برای بررسی بیشتر این مفهوم می توانید به بحث عقل و جهل در کتابهای کافی و یا بحارالانوار و کتابهای مرجع دیگر رجوع کرد.
عقل و جهل
دلیل دیگر ما بر این که عقل مفهوم علم و دانش دارد این است که در همه کتابهای مرجع ،عقل رادر مقابل جهل قرار داده اند ومی دانیم که جهل به معنی عدم دانای و علم است و مقابل (متضاد)آن علم و دانای به علم است.
همچنین اگر عقل به معنای زرنگی و هوش باشد مقابلش کودنی و کند ذهنی است . و اگر به معنای تفکر باشد مقابلش بی فکری است .
فرق عقل وتفکر و هوش
البته انسان که عاقل باشد از قدرت تفکر و هوش بر خوردار است و اینها وسائل رسیدن به عقل هستند.
اما خود عقل نیستند و نباید با او اشتباه شوند. چون چه بسا آدمهای که دارای هوش و فکر هستند ولی عاقل نیستند مانند هیتلر و یا صدام ویا معاویه و یزیدو شمر ،اینان دارای سلامت فکر و هوش بودند و حتی شاید دارای در جه بالای آن بودند ولی از آن درراه رسیدن به بهشت و حقیقت استفاده نکردند بلکه برای ظلم و ستم
از آن سود بردند و برای همین امام درادامه روایت بالا که فرمودند: عقل آنچیزی است که بوسیله ان خداوند عبادت شود و بهشت (برای صاحب عقل )کسب شود، می فرمایند (وقتی راوی می پرسد پس آنچه در معاویه بود چیست؟)آنچه در معاویه بود عقل نیست !!بلکه آن شیطنت است.