از سفيان پسر عيينه رسيده كه گفته: شنيدم ابو عبد اللَّه (امام صادق، عليه السّلام) ميفرمود: علم و دانائى همه مردم را (كه بايد آن را بدانند) در چهار چيز يافتم: اوّل آنها اينكه پروردگارت را بشناسى، و دوّم اينكه بشناسى چه چيز در (ساختمان وجود و هستى) تو بكار برده، و سوّم اينكه بشناسى چه چيز از تو خواسته است، و چهارم اينكه بشناسى چه چيز تو را از دين و آئينت بيرون ميبرد.
از حضرت ابو عبد اللَّه (امام صادق، عليه السّلام) رسيده كه فرموده: عربيّت و آنچه را كه عرب با آن سخن ميگويد ياد گيريد، زيرا عربيّت سخن خدا است كه بوسيله آن با آفريدهشدگانش (پيغمبران) سخن ميگويد.
مردى بحضرت ابو عبد اللَّه (امام صادق، عليه السّلام) گفت: مرا پسرى است دوست دارم حلال و حرام را از تو پرسيده از آنچه اراده نكرده و نخواسته نپرسد (اين دوست داشتن من او را چگونه است)؟ آن مرد گفته: حضرت فرمود: و آيا مردم چيزى را سؤال كرده و ميپرسند كه افضل و برتر از حلال و حرام باشد؟. (2) مرحوم مجلسىّ ميفرمايد: از چيزى كه اراده نكرده و نخواسته است يعنى چيزى كه مقصود او نبوده و بآن نيازمند نميباشد.
از اسحاق پسر عمّار رسيده كه گفته: شنيدم ابا عبد اللَّه (امام صادق، عليه السّلام) ميفرمود: كاش تازيانهها بر سرهاى اصحاب و ياران من بود (و آنان را ميزدند) تا اينكه در حلال و حرام دانا گردند.
از حضرت ابى عبد اللَّه (امام صادق، عليه السّلام) رسيده كه فرموده: يك خبر و آگهى در باره حلال و حرام كه آن را از شخص صادق و راستگوئى فراگيرى بهتر است از دنيا و آنچه در دنيا است از طلا يا نقره.
از حضرت ابى جعفر (امام محمد باقر، عليه السّلام) رسيده كه فرموده: در حلال و حرام دانا شويد (آنها را ياد گيريد) و گر نه شما اعراب و بياباننشينان هستيد. مرحوم مجلسىّ ميفرمايد: يعنى شما در جهل و نادانى باحكام شرعيّه مانند اعراب ميباشيد كه خدا در باره ايشان فرموده: الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً تا آخر آيه (سوره 9 آيه 97 يعنى كفر و نگرويدن و نفاق و دوروئى اعراب و بياباننشينان «از كفر و نفاق شهرنشينان» سختتر است زيرا آنان مانندحيوان وحشى و بيابانى هيچ گاه فرمانبر و رام كسى نشوند») و اعراب، باديه و بياباننشيناناند كه مفرد براى آن نيست، و جمع آن اعاريب است.
از مردى رسيده كه شنيد حضرت ابا عبد اللَّه (امام صادق، عليه السّلام) ميفرمود: طلب و درخواست دنيايت تو را از طلب دين و آئينت مشغول نساخته و بكارى وادار ننمايد، زيرا خواهان دنيا بسا اينكه آن را درك كرده و دريابد، و بسا اينكه از دستش رفته پس بسبب آنچه از دنيا از دست داده هلاك و تباه گردد.
مرحوم مجلسىّ ميفرمايد: يعنى هلاك و تباه گردد براى رها نمودن طلب دين بسبب طلب نمودن چيزى از دنيا كه آن را هم درنيافته پس در دو سرا (دنيا و آخرت) ضرر و زيان برده (زيرا آخرت را كه طلب ننموده و دنيا را كه طلب نموده درك نكرده).
از ابو بصير رسيده كه گفته: شنيدم ابو جعفر (امام محمّد باقر، عليه السّلام) ميفرمود: وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً (سوره 2 آيه 269 يعنى) و هر كه را حكمت و دانش داده شود خير و نيكى بسيار (در دنيا و آخرت) باو داده شده. آن حضرت فرمود: حكمت شناختن امام و دورى گزيدن از گناهان بزرگى است كه خدا آتش (دوزخ) را بر (بجا آورنده) آنها واجب و لازم گردانيده است. (2) مرحوم مجلسىّ ميفرمايد: گفته شده: حكمت بحقيقت و راستى رسيدن بعلم و دانش و محكم و استوار نمودن عمل و كردار است، و ظاهر و آشكار از اخبار آنست كه حكمت علوم و دانشهاى حق و درست سود دهنده است با عمل و رفتار طبق آنها (كه نتيجه آنها شناختن امام و دورى كردن از گناهان است) و گاهى حكمت اطلاق مىشود و عموميّت دارد بر علوم و دانشهاى رسيده از درگاه خداى تعالى بر بنده پس از عمل و رفتار بآنچه را كه ميداند.
رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) فرموده: از نيكوئى در اسلام مرد (هر مسلمانى) ترك و رها كردن او است آنچه را اراده نكرده و نخواسته است (مقصود او نبوده و بآن نيازمند نميباشد).
رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) فرموده: خوب مردى است مرد داناى بفقه (علم باحكام شرعيّه از روى ادلّه تفصيليّه) در دين (مقدّس اسلام) اگر باو نيازمند شوند (ديگران) سود ميبرند، و اگر باو نيازمند نشوند خودش سود ميبرد.
امير المؤمنين (رحمتهاى خدا بر او باد) بفرزندش محمّد (ابن الحنفيّة) فرموده: در دين فقيه و دانا شو، زيرا فقهاء و دانايان بفقه (باحكام شرعيّه) ارث برندگان پيغمبراند.
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار،