اصول كافى-ترجمه مصطفوى
كسانى را كه خداى تعالى در قرآنش عالم ناميده ائمه (ع) ميباشند
امام باقر عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل (9- سوره 39) «آيا كسانى كه دانند باكسانى كه ندانند يكسانند، تنها خردمندان بياد ميگيرند» فرمود: ما هستيم كسانى كه ميدانند و آنها كه نميدانند دشمنان مايند و شيعيان ما خردمندانند.
و باز راجع باين آيه فرموده است: ما هستيم كسانى كه ميدانند و دشمنان ما نادانانند و شيعيان ما خردمندان.
شرح
- راجع بآيه شريفه دو تفسير گفتهاند كه با يك ديگر منافات ندارد و ممكن است هر دو مقصود باشد: اول- دانا با نادان برابر نيست و اين مطلب را هر خردمندى ميفهمد بنا بر اين سياق آيه در باره تشويق بتحصيل علم و مجالست با علما و استفاده از محضر ايشان و كنارهگيرى از جاهلانست
دوم- كسانى كه همه چيز را ميدانند با آنها كه همه چيز را نميدانند يكسان نيستند، در اين صورت دانايان منحصر مىشود بائمه هدى عليهم السلام، زيرا تنها ايشانند كه گنجينه علمشان بخزانه علم خدا متصل است و براى تعليم مردم انتخاب شدهاند و مردم ديگر از دسته دوم ميباشند كه همه چيز را نميدانند و اين مطلب را خردمندان و صاحبان عقل سالم درك ميكنند و مصداق آن شيعيان ميباشند: زيرا ايشان اعلم امت را امام ميدانند و او را بر ديگران تفضيل ميدهند، پس اين آيه دلالت دارد بر امامت ائمه دوازدهگانه ما زيرا كه ايشان در هر عصرى از مدعيان خلافت و بلكه از همه مردم اعلم بودهاند و آيه هم دلالت دارد بر اينكه مناط امامت رجحان
علم و دانش است.
راسخون در علم همان ائمه عليهم السلام ميباشند.
امام صادق عليه السلام فرمود: مائيم راسخون در علم و ما تأويل قرآن را ميدانيم.
يكى از دو امام باقر يا صادق عليهما السلام راجع بقول خداى عز و جل (6- سوره 3) «و جز خدا و راسخون در علم تأويل قرآن را نميدانند» فرمود: پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بهترين راسخ در علم است.
خداى عز و جل همه آنچه را از تنزيل (معنى مطابقى) و تأويل (معنى التزامى) نازل فرمود باو آموخته است، چيزى را كه خدا تأويلش را باو نياموخت بر او نازل نفرمود و اوصياء پس از وى هم تمام آن را ميدانند، و كسانى كه تأويل آن را نميدانند (شيعيان) هر گاه عالمشان چيزى از روى علم بفرمايد (ايمان مىآورند و ميپذيرند) چنانچه خدا ايشان را پذيرفته و فرموده است «ميگويند ايمان آورديم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست» و قرآن خاص و عام و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد و راسخون در علم همه را ميدانند.
امام صادق عليه السلام فرمود: راسخون در علم امير المؤمنين و امامان پس از وى عليهم السلام ميباشند.
شرح
- آيه شريفه (6 سوره 3) تمامش چنين است: «خداست كه اين كتاب را بر تو نازل كرده قسمتى از آن آياتيست محكم كه آنها اصل و پايه قرآنست و قسمتى از آن آياتى است متشابه. كسانى كه در دلشان خللى است، از قرآن آنچه را متشابه است، در طلب فتنه و بقصد تأويل پيروى ميكنند، در صورتى كه جز خدا تأويل آن را نداند و راسخون در علم گويند: ايمان آورديم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان اندرز نگيرند».
مفسرين و دانشمندان اسلامى راجع بمحكم و متشابه بتفصيل بحث كرده و كتابهاى جداگانه در اين موضوع نوشتهاند كه معروفترين آنها رساله سيد مرتضى است، اين دانشمندان در رسائل خود اقوال مختلفى را كه راجع بمعنى محكم و متشابه و تعيين مصداق آنها و علت آمدن آيات متشابه در قرآن است، بحث ميكنند ولى آنچه مسلم است، آيات متشابه معنى واضح و روشنى چون آيات محكم ندارد، بلكه چند معنى شبيهبهم از آنها استفاده مىشود و بحكم آيه شريفه، مردمى كه در دل خود خللى دارند، براى آشوبگرى و گمراه كردن مردم و تباهى دين، آيات متشابه را دست آويز خود قرار داده، طبق رأى و سليقه خويش تأويل ميكنند، در صورتى كه جز خدا كسى تأويل آن را نداند و طبق اين سه روايت، خداى عز و جل تأويل قرآن را بپيغمبر و امام صلّى اللَّه عليه و آله آموخته است و اگر بآنها نمىآموخت، فايدهاى نداشت كه كلام مبهم و نامعلومى را بر آنها نازل كند و اين منافات ندارد با اينكه بگوئيم: جز خدا كسى تأويل قرآن نميداند، زيرا كه ايشان هم شاگرد مكتب خدايند و علم ايشان همان علم خداست.
اين در صورتىست كه در مقام قرائت بر كلمه «اللَّه» وقف كنيم و «الراسخون» را مبتدا بگيريم ولى بنا بر قرائت ديگر كه «و الراسخون» را عطف باللَّه دانستهاند اشكالى در ميان نيست و راسخ در علم، كسى است كه در علم ريشه دارد و آن را خوب ضبط كرده و در آن استاد است كه افراد كاملش همان پيغمبر و امامان هدى صلّى اللَّه عليه و آله ميباشند و بنا بر روايت دوم شيعيان پاك و مخلص كه تأويل قرآن را نميدانند تصديق اجمالى نموده و ميگويند: ما ميدانيم كه همه قرآن، چه محكم و چه متشابهش را پروردگار ما نازل كرده است و على عليه السلام هم در اول خطبه 89 نهج البلاغه اين موضوع را بيان ميكند.
علم بائمه داده شده و در سينه آنها ثبت است
ابو بصير گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه اين آيه را قرائت ميفرمود (48- سوره 29) «بلكه قرآن آيههائيست روشن، در سينه كسانى كه بآنها علم دادهاند» و با دست اشاره بسينه خود فرمود.
امام صادق عليه السلام در باره قول خداى عز و جل (آيه 48 سوره 29) فرمود: ايشان ائمه عليهم السلام ميباشند.
ابو بصير گويد: امام باقر عليه السلام اين آيه (48 سوره 29) را قرائت نمود و سپس فرمود:
بخدا اى ابا محمد! خدا نفرمود: قرآن آيههائيست ميان دو جلد قرآن (تا مردمى گويند قرآن كهحجت خداست بر ما، همين آيات ميان دو جلد يعنى از صفحه اول تا صفحه آخر است و محتاج به امامى كه آن را تفسير كند نميباشيم) عرض كردم: قربانت گردم كيانند ايشان؟ (دانشمندانى كه حقايق قرآن در سينه آنهاست) فرمود: توقع ميرود كه جز ما چه اشخاصى باشند؟!
هارون بن حمزة گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه راجع بآيه (48 سوره 29) ميفرمود:
آنها تنها ائمه ميباشند.
محمد بن فضيل گويد: از آن حضرت راجع بقول خداى عز و جل (48 سوره 29) پرسيدم، فرمود: ايشان تنها ائمه عليهم السلام ميباشند
با تبریک نیمه شعبان و آرزویی روشن شدن چراغ منور امامت در همین روز و روزها
در ادامه بحث علم به مبحث عالم می رسیم.
عالم دارنده علم می باشد .
از نظر اعتقادات شیعه ذات خداوند همان علم و قدرت خداست.
و علم مطلق وبی نهایت ذات مقدس اوست.
این علم در ابتدا در روح اول مخلوق خداوند که پیامبر عظیم شأن اسلام و معصومین علیهم السلام باشد ،منعکس شد.
البته این انعکاس به اندازه ظرفیت و استعداد این مخلوق بود.
مانند آینه ای که در مقابل خورشید می گیرید و این آینه به اندازه خودش از آن خورشید نور را منعکس می کند.
البته ما آیات و روایات زیادی داریم که این مطلب را بیان می کند.
و همچنین اثبات عقلی این مطلب نیز بسیار ساده است.
چون خداوند که خود علم مطلق است و برای مخلوق غیر قابل دسترسی (زیرا ذاتش غیرقابل درک برای مخلوق است) می باشد برای اینکه سایر مخلوقین (به جز معصومین علیهم السلام)را هدایت کند و به سوی سعادت ،رهنما شود باید از علم (به همان معنای که انسان را به بهشت که نهایت سعادت و هدایت است، برساند) آنها را بهره مند کند ،و در این جا لازمه کار واسطه ای در بین خالق و مخلوق است (که البته خود نیز مخلوق است)واین واسطه باید از یک طرف تحت فرمان و مطیع بی کم و کاست خالق واز طرفی معصوم از جهل و اشتباه باشد و عالم بر هم علومی که مخلوق تا انتهای خلقت لازم دارد یعنی همان آینه ی شفافی که نور علم الهی را بدون کم و کاست به مخلوقینی که ظرفیت رادر خود ایجاد کرده و ظرف را پاک کرده اند و آینه روح خود را در امتحانات شفاف کرده اندو صیغل داده اند تا نورعلم الهی را در یافت ودرک کنند، انعکاس دهند.
و همانطور که در کتابهای روائی داریم و ما در پست بعدی مقداری از آنها را بیان کردیم،این واسطین خالق و خلق ائمه اطهار علیهم السلام می باشند.