بسم الله الرحمن الرحیم
این حقیر تا حالا سعی کردم مطالبی از اعتقادات صحیح که مبتنی برعقل سالم است را در حد شعور وفهم خودم است ،مطرح ویا جمع آوری کنم ودر معرض دید بازدید کنندگان از این وب قرار دهم.
وهمچنان که اگر از ابتدا ملاحظه کنید، مطالب را بدور از تعصب شدید مذهبی خواهید دید.
ودر ادامه همین روش بعد از مطرح کردن مبحث اثبات اعجاز قرآن که خود موجب اثبات وجود خداو پیامبر اکرم و حقانیت قرآن می شود به بررسی دین مسیحیت و دیدگاههای آن در برابر دین اسلام می پردازیم.
در این جا فقط سعی در مطرح کردن مسائل مهم در زندگی بشری از نظر دو دین بزرگ دنیا می پردازیم وقضاوت و نتیجه گیری را به عهده شما میگذاریم.
چون همانطور که در قبلاً گفتیم مهمترین مسئله دراین مدت دنیا ،برای هر انسانی روشن کردن تکلیف خود با مسائل اعتقادات ودین می باشد. زیرا که اگر قیامت احتمالی هم باشد (که با اثبات اعجاز قرآن احتمالی بودن آن رد میشود)به ضرر وزیان آن نمیارزد .
اول از همه به مطرح کردن مسئله خدا شناسی در هردو دین می پردازیم:
خدا در مسیحیت
لازمه به تذکر است که آنچه ما به عنوان مسیحیت در اینجا مطرح میکنیم مسیحیت است که در کتابه ایرانی و وبلاکهای فارسی زبانها ، مطرح است.
مسیحیان در مسئله خدا شناسی در بین ادیان دیگر مخصوصاً مسلمان به سه گانه پرستی واعتقاد به تثلیث معروفند .
در اینجا چون اطلاعات من از مسئله به خوبی خود ایشان نیست واز طرفی بنای ما بر بیان مطالب از نظر خود آنها است دراینجا گوشه ای از مباحث ترجمه سخنرانی اسقف اعظم کانتربوری از کلیسای انگلیکن انگلستان می آوریم که در دانشگاه اسلامی اسلام آباد پاکستان بیان شده است.
ودر وب کلیسای جهانی عیسی مسیح در پست مسیحیت چیست؟ آورده شده است:
ما به بشریت کامل عیسی ایمان داریم٬ ولی از آن هم جلوتر می رویم٬ چرا که بر طبق اناجیل آشکار می گردد که نیروی تعلیم دادن و آمرزیدن بوسیله عیسی٬ نمایانگر اقتدار الهی اوست. ایمان ما اینست که تمامیت زندگی بشری او٬ اثر مستقیم عمل خداست که در هر لحظه در وی در کار است. بعضی از معلمان ما گفته اند که زندگی بشری او مانند اهنی است که در آتش انقدر گداخته می شود که نیروی سوزش آن بقدر خود آتش می گردد.
ما او را (( پسر خدا )) خطاب می کنیم٬ ولی منظور ما این نیست که خدا او را بطور جسمانی تولید نمود و یا این که مثلاً از او در برابر خدای یگانه٬ خدای دیگری ساخته باشیم. ما می گوئیم که خدای یگانه در وهله اول مبداء و سرچشمه همه چیز استگ حیاتی که از ان همه چیز جاری می شود. در مرحله دوم می گوئیم که خدای یگانه خود٬ در همان جریان روان است.
حیاتی که از او صادر می شود٬ چیز دیگری غیر از خود او نیست٬ هر چه که او هست: همان منعکس می گردد و شکوه و زیبائی او را نمایان می سازد و او را ابلاغ می کند تا رابطه برقرار گردد. باز معلمین ما درباره تصویری از خدا که شکوه و جلال کامل او را نمایان می سازد٬ سخن گفته اند که گاهی از ان به (( حکمت )) یاد می شود و گاهی به (( کلمه )) و گاهی به (( پسر )) که مقصود از ان هرگز جسمانی و مادی نیست. و نیز ایمان داریم که خدای یگانه که هر سرچشمه است و هم جریان دارد٬ یعنی هم (( پدر )) و هم (( پسر )) با نیروئی عمل می کند که بوسیله آن٬ همه چیزها به جانب خدا برگشت کنند و ابناء بشر به سوی حکمت و نیکوئی او هدایت و رهبری شوند. این نیروئی است که ما ان را (( روح القدس )) می نامیم.
بنابراین وقتی ما از (( پدر )) و (( پسر )) و (( روح القدس )) سخن می گوئیم٬ مقصود ما هرگز این نیست که سه خدا وجود دارد٬ گوئی سه وجود الهی در آسمان است٬ مثل سه آدمیزاد در یک اطاق. البته ایمان داریم که وجود ابدی خدا به سه طریق مشخص از هم وجود دارد٬ ولی مشخص بودن سه طریق به گونه ای نیست که در این دنیا اشیاء و یا اشخاص از یکدیگر تشخصی داده می شوند. برای همین است که وقتی مسیحیان در قرآن می خوانند که (( شرک )) یعنی نسبت دادن شریک به خدا٬ سخت محکوم شده است٬ با آن کاملاً موافق هستند.
البته کامل آن را در آدرس زیر در پست مسیحیت 2 ملاحظه کنیدوهمچنین ادامه ان رادر پستهای مسیحیت 1-3-4-5-6-:
http://www.halley.blogfa.com/
اما آنچه مشهود است در نوشته های ایشان وسایر مسیحیان در زمان حاضر این است که آنها در ضمن قائل بودن سه اقنوم برای خدا که یک شکل آن جسمیت خدارا در بر دارد ، قائل به سه گانه بودن خدا( در تصور مسلمانان از تثلیث وهمچنین بعضی از مسیحیان چه در گذشته وحال از این واژه ) ندارند بلکه حتی در بیشتر موارد تثلیث را به عنوان یکتا پرستی محض و حتی بعضی از روشنفکران مسیحی مثل همین آقای عمانوئیل آسمانی که نویسند وب نامبرده می باشد، معتقد به مافوق عقل بودن آن می باشند .
زیرا ایشان در جواب من نسبت به ظهور خدا در شکلهای دیگر به غیر از حضرت عیسی (مثل موضوع کشتی گرفتن حضرت یعقوب با خدا ،یا ظهور خدا بر حضرت آدم وابراهیم در کتاب مقدس )که باعث به هم خوردن بحث سه اقنوم خدا میشود فرمودند: مبحث تثلیث در واقع مثل یک راز می ماند که فقط روح القدس میتواند ان را باز کند. تثلیث مخالف عقل نیست مافوق عقل است. بخاطر همین خداوند در عهد عتیق چندین بار ظاهر شده است. نه فقط بر یعقوب حتی بر ابراهیم. بعضی موارد هست و راستیتش عقل هر انسانی از درک آن عاجز می باشد.
وهمچنین من در بحث تثلیث در جستجوی خود در اینترنیت با مقاله به همین نام از آرمان رشدی برخوردم که ایشان هم ضمن خطاب به سایر مسیحیان تثلیث را یگانه پرستی معرفی میکردند وبرداشت اشتباه سایر مسیحیان در این را بطه را نکوهش کرده وآنها را از بیان نادرست خود از تثلیث در مجامع عمومی بر حضر داشته اند.
خلاصه هرچه بیشتر در پیرامون خدا در مسیحیت مطالعه کنی به این نتیجه میرسی که:احتمالاً در قبل از صده اخیر بحث سه گانه پرستی در مسیحیت مطرح بوده است که نتایج
آن هنوز نیز دربین مسیحیان مشهوداست .
ولی درصده اخیر مسئله یکتا پرستی در مسیحیت شدت گرفته وآنها در توضیح وتفهیم مسئله تثلیث به معنای یکتا پرستی به عنوان مسئله اصلی در اعتقادات مسیحیت بسیار تلاش میکنند.
وحتی جناب عمانوئیل معتقند که:
خدا در اسلام
لازمه به تذکر است که آنچه در اینجا به عنوان اسلام مطرح است مربوط به اسلام رایج درایران که همان شیعیان می باشند است.
چون بنده خود متدین به دین اسلام هستم آنچه را که در مورد خدا در بین شیعیان معروف است از شکل خدا مطرح میکنم.
اسلام در بین ادیان بزرگ مخصوصاً در بین مسیحیان به یکتا پرستی معروف است که البته آنها براین یکتا پرستی ایرادهای هم وارد میکنند.
اسلام در قرآن وسایر کتب معتبر خود که نقل سخنان پیشوایان آنها است شکل خدارا موجود مجرد مطلق می دانند
معنای مجرد
مجرد به چیزی گفته میشود که نه در بعد زمان ونه در بعد مکان قرار نمیگیرد ونه دارای جسم ونه دارای رنگ وبو ومشخصات دیگر است .یعنی موجودکه ما نمونه اش را ندیده ایم
وبرای همین است که اورا در قرآن با صفت احد (یکتا و بینمونه) نمایان کرده اند .که در این جا نکته مهمی است که باید دقت کرد
احد یعنی یکتا وبی نظیرو بی مانند یعنی چیزی که نمونه دوم به هیچ وجه ندارد.
واز طرفی خداوند با مخلوق هیچ وجه تشابهی ندارد یعنی او ذاتی غیر مخلوق دارد.
نمونه ای براین مطلب (که در آینده مطرح خواهم کرداز اعتقادات مسیحیان نیز است) همین ازلی بودن او است یعنی خداوند همیشه بود وخالقی ندارد این برای ما قابل تصور نیست چون نمونه ومشابه اش را ندیده ایم .
وکلاْ از مجموعه دو مطلب بالا یعنی بی نظیر بودن خدا ونداشتن هیچ وجه تشابه ی با ما که مخلوق او هستیم برای مسلمانان تصور از خدا غیر ممکن میباشد وجسمانیت او هیچ معنی ندارد وباعث خارج شدن از دین می شود.