تبليغاتX
حقیقت ناگفته
بسم الله الرحمن الرحیم

جناب عمانوئیل در پست مربوط به بررسی یکتا پرستی در اسلام مینویسند:

بررسی یکتا پرستی اسلام

 

شنبه هشتم اردیبهشت 1386


هیچ انسان معقول و منطقی قبل از تلاش برای درک چیزی٬ آن را رد نمیکند. به همین دلیل است که صادقانه تلاش میکنیم قبل از هرگونه ارزیابی٬ تا آنجا که ممکن است عقاید اسلامی را به روشنی و درستی معرفی نمائیم. بسیاری اوقات دیدگاههای اشخاص نسبت به یک موضوع مورد پذیرش قرار نمیگیرد٬ چرا که چنان موضع غلطی اتخاد میکند که برای هیچ کس و حتی خودشان قابل قبول نیست. بنابراین سعی ما بر این است که در حد توان و امکانات خود ابتدا تعالیم اسلام را به روشنی معرفی نمائیم و سپس به ارزیابی صادقانه آن بپردازیم. نخست٬ ویژگی های شاخص آن را بیان میکنیم و سپس به بررسی پاره ای از مشکلاتی خواهیم پرداخت که منتقدین در خصوص خدا شناسی از دیدگاه اسلام مطرح کرده اند.

 

رکن اصلی خداشناسی از دیدگاه اسلام٬ وحدانیت مطلق و تقسیم ناپذیر او است. در سوره اخلاص٬ خدا این گونه توصیف شده است: (( بگو او خدای یکتا است٬ خدای بی نیاز از همه و همه به او نیازمند٬ نه می زاید و نه زاده شده است و هیچ کس شبیه او نیست. )) در توصیف این سوره (( گفته شده که ارزش این سوره مساوی یک سوم کل قرآن است و اساس هفت آسمان و هفت زمین بر آن بنا شده است. طبق احادیث اسلامی٬ اقرار به این سوره گناهان انسان را از او می زداید مانند درختی که در پائیز از برگ خالی میشود. ( Kenneth Cragg, The call of the Minaret, 1964, p. 39 )

 

ماهم مبنا را بر همین میگذاریم تا سوء تفاهمات ایشان را جواب دهیم:

 

ایشان در پست دوم این موضوع می نویسند

رکن اصلی خداشناسی از دیدگاه اسلام٬ وحدانیت مطلق و تقسیم ناپذیر او است. در سوره اخلاص٬ خدا این گونه توصیف شده است: (( بگو او خدای یکتا است٬ خدای بی نیاز از همه و همه به او نیازمند٬ نه می زاید و نه زاده شده است و هیچ کس شبیه او نیست. )) در توصیف این سوره (( گفته شده که ارزش این سوره مساوی یک سوم کل قرآن است و اساس هفت آسمان و هفت زمین بر آن بنا شده است. طبق احادیث اسلامی٬ اقرار به این سوره گناهان انسان را از او می زداید مانند درختی که در پائیز از برگ خالی میشود.

 

در قرآن برای توصیف یگانگی خدا از دو واژه ( احد )) و (( واحد )) استفاده میشود. کلمه (( احد )) بیانگر نفی هرگونه شریک یا همکار برای خدا است و در زبان عربی یعنی نفی هر عدد دیگری جز (( یک )). کلمه (( واحد )) هم ممکن است به همان معنی (( احد )) باشد و هم به معنی (( یگانه٬ یک خدا هست و هم او خدای سایر مردمان است. بنابراین هم بر وحدانیت و هم بر منحصر به فرد بودن خدا دلالت دارد. ( Nassir EL-Assad, The Concept of Monotheism in Islam and Christianity, 1982, p.23 )

وحدانیت خدا در بینش اسلامی چنان اهمیت بنیادینی دارد که عبدالحلیم محمود٬ نویسنده مسلمان در خصوص آن نوشته است: (( اسلام همانند سایر ادیان قبل از خود٬ البته پیش از آنکه بر شفافیت و اصالت اولیه آنها خدشه ای وارد شود٬ چیزی غیر از اعتراف به یگانگی خدا نیست و پیام اصلی آن دعوت مردم به شهادت به این یگانگی است. )) ( Abdel Haleem Mahaud, The Creed of Islam, 1978, p. 20 ) نویسنده مسلمان دیگری به نام آجیجولا میگوید: (( وحدانیت الله٬ ویژگی شاخص و بارز دین اسلام و در واقع خالص ترین نوع یکتا پرستی است٬ یعنی پرستش الله که نه زاده شده و نه می زاید و در الوهیت خود هیچ شریکی ندارد. اسلام این باور را با صریح ترین اصطلاحات ممکن تعلیم میدهد. )) ( Alhaj A. D. Ajijola, The Essence of Faith in Islam, 1978, p.55 )

به خاطر همین تاکید بی چون و چرا بر وحدانیت مطلق است که بزرگترین گناه در اسلام٬ (( شرک )) یعنی قائل شدن شریک برای خدا محسوب میشود. قرآن شدیداً هشدار میدهد که (( خدا ( گناه ) هر که را به او شرک آرد نخواهد بخشید . جز شرک ( گناهان دیگر را ) برای هر که مشییتش تعلق گیرد میبخشد و هر که به خدا شرک آرد سخت گمراه شده و دور افتاده است. ))( نساء ۱۱۶ ).

 

 

 

 

 

در این پست باید گفت که ایشان درست گفته اند

در اسلام خداوند یکتا وبی نظیر ومانند (همان معنی احد) معرفی شده  است وشنا سنامه خداوند در سوره توحید یا اخلاص بیان شده است .

البته در ترجمه آن به جای "زاده شدن وزادن" اگر مترجمین از واژه  "تولید "استفاده میکردند معنی کامل تری از آیه به دست میدهد .

ینی خدای که نه چیزی از او تولید می شود ونه او از چیزی تولید شده (ترجمه دکتر سید حسن ابطحی)

 

ودر پست سوم ایشان بعضی اسما ء خداوند در قرآن را آورده اند:

 برخی از نامهای خدا٬ حاکی از عدالت مطلق اوست: (( جلیل )) ( باشکوه )٬ (( جامع )) ( گردآورنده: آل عمران ۹ ): (( حسیب )) ( حسابگر: نساء ۶ )٬ (( حکیم )) ( داور: مومنون ۴۸ )٬ (( عادل )) ( دادگر: انعام ۱۱۵ )٬ (( قدوس )) ( بسیار مقدس: جمعه ۱ )٬ (( مقسط )) ( بر پا کننده عدالت: انبیاء ۴۷ )٬ (( منتقم )) ( انتقام گیرنده: روم ۴

در پست چهارم وپنجم و آخرهم ادامه می دهند:

خدا رحیم مطلق

برخلاف سوء تفاهمی که مخصوصاً در میان مسیحیان رایج است ( این سوء تفاهم شاید ناشی از این موضوع باشد که در اسلام٬ خدا هرگز (( پدر )) نامیده نشده است. این عنوان برای مسلمانان به این معنی است که خدا دارای (( فرزند )) است و با توجه به وحدانیت مطلق او چنین امری محال است )٬ (( الله )) خدای رحمت است. در حقیقت بعضی از نامهای خدا بیانگر همین رحمت مطلق اوست.به

عنوان مثال٬ خدا (( الرحمان )) ( بخشنده ) است٬ بسیار رحمت کننده بر آنانی که رحمت می آورد ( فاتحه ۳ ٬ یوسف ۶۴ ). او همچنین (( ودود )) ( دوستدار ) است. با محبت و مهربان نسبت به بندگان خود ( هود ۹۰- ۹۲ ). او رحمت را بر خود فرض کرده ( انعام ۱۲ ) و میگوید: (( رحمت من بر همه چیز قرار گرفته است )) ( اعراف ۱۵۶ ). در قرآن گفته شده است: (( بگو! ای پیغمبر٬ اگر خداوند را دوست دارید٬ پیرو من باشید که خدا شما را دوست دارد و گناهان شما را بیامرزد که خدا آمرزنده و مهربان است )) ( آل عمران ۳۱ ).

خدا قادر مطلق(اراده خدا)

در خصوص نامهای خدا٬ با معمای خاصی روبرو می شویم. کنت کراگ تصریح میکند که (( این نامها بیشتر معرف صفات اراده الهی هستند تا بیانگر قوانین طبیعت و ذات وی. اعمالی که از این صفات ناشی میشوند٬ هر چند قابل انتظارند ولی هیچ ضرورتی در آنها نیست. ))

تنها چیزی که موجب یکپارچگی تمام اعمال خدا میشود این است که همه از اراده او سرچشمه گرفته اند. با توجه به صفاتی که به خدا داده شده٬ میتوان او را (( اراده کننده )) نامید ولی در عین حال وی از هیچ کدام از آنها متابعت نمیکند.  اعمال اراده او را میتوان از تاثیراتی که بر جای میگذارد تشخیص داد ولی خود اراده او را نمیتوان تفحص نمود. این موضوع باعث ایجاد تناقضاتی در برخی از نامهای خدا شده که در پستهای بعدی به آنها میپردازیم. برای مثال٬ خدا هم (( گمراه کننده )) و هم  (( هدایت کننده )) نامیده شده است!

 

 

خدا ناشنا خته مطلق

ازآنجا که از یک سو همه چیز وابسته به اراده خدا است و از سوی دیگر٬ تاثیرات اعمال وی گاهی متناقض هستند و به هیچ وجه بیانگر یک وجود مطلق نیستند٬ میتوان نتیجه گرفت که ذات خدا واقعاً غیر قابل شناخت است. در حقیقت (( اراده الهی٬ غایتی است که هیچ استدلال یا مکاشفه ای به آن

دسترسی ندارد. در یگانگی اراده منحصر به فرد خدا٬ این صفات با صفات حاکی از رحمت٬ شفقت و جلال با هم وجود دارند. )) ( Cragr 42- 43 )  نامهای خدا از روی آثار و اعمالش به او داده شده ولی نباید او را با آنها یکی دانست. ارتباط بین علت غائی ( خدا ) و مخلوقات او٬ عارضی ( بیرونی ) است و نه ذاتی ( درونی )٬ یعنی خدا چون علت نیکوئی است نیکو نامیده میشود٬ ولی نیکوئی بخشی از وجود او نیست.

 

در این پستها مثل اینکه جناب عمانوئیل زود مطلب پست اول خود را مبنی بر صادقانه بیان کردند مطالب یکتا پرستی از نظر اسلام را فراموش کرده و وارد بررسی یکتا پرستی از نظر خودشان می شوند.ماباید خدمتشان عرض کنیم:

این مطلب شما درست که همه چیز وابسته به اراده الهی است وبقیه مطلب تان در مورد تناقص در تأثیرات اعمال خداوند ونتیجه گیری اشتباه بقیه آن مربوط به نوع منابع شما ویا احتمالاً برداشت اشتباه شما است.

 

در مورد خداوندوذاتش واراده اش با ید خدمتان عرض کنم:

اسماءخداوند دو قسمتند :الف-اسماءفعل   ب- اسماء ذات

الف-اسماء فعل

 خداوند اسمائی هستند که به عمل خداوند تعلق می گیرند

مثل خالق (خلق کننده ) یعنی خداوند تا خلق نکرده بود خالق نامیده نمی شود با اینکه توانای براین کار داشته ،زیرا این نام بر عمل او قرار می گیردویا

مثل رزاق (روزی دهنده) که چون خداوند روزی اولین مخلوقش را داد این اسم بر او قرار گرفت والبته قبل روزی دادن هم ،این صفت را داشت  ،اما کسی نبود که به او روزی دهد  ،پس عقلای نیست که به او روزی دهند بگویم

وهمچنین سایر اسمائی که بر این نوع می باشند.

 

ب-اسماء ذات

یعنی اسمائی که مربوط به ذات خداوند می باشندو ربطی به فعل خداوند ندارند مثل سبحان (پاک ومنزه )،مثل قدیم ( ازلی )،مثل نور، مثل صمد (بی نیاز وبی مانند )که این اسماء همیشه همراه خداوند بوده اندوبه نوعی اسماء فعل از آنها منشاء می گیرند.

 

 

با این دسته بندی شاید اشتباه ایشان مبنی برتناقص در اعمال خداوند حل شود

ویا چون نام های خداوند از روی آثار واعمالش به او داده  شده ،دلیل بر جدا او از آنها نیست. 

 

نتیجه اگر گفت شده که این صفت ویا اسم نتیجه عمل خداست، یعنی تا این عمل انجام نشود ، تعلق این اسم ویا صفت به خداوند بی معنا است .

 معنای اراده  الهی

در مورد اراده خداوند که ظاهر مورد دوم اشتباه ایشان است باید گفت :

اگر اراده خداوند بر کاری قرار گرفت، آن کار انجام شده است .چون بین اراده او و انجام کار هیچ فاصله ای نیست.

معنای خواست الهی

 ودرردیف آن خواست الهی را هم داریم که در حقیقت خواسته خداست، ولی انجامش در گروه اراده اواست ، یعنی هنوز در آن مورد اراده نکرده است  مثل این که  خداوند خواسته همه هدایت شوند ولی عده ای با اختیار وخواست  خود به طرف ضلالت وگمراهی میروند وبا خداوند عناد ودشمنی می کنند،پس اراده خداوند بر این افراد بر گمراهی قرار می گیردوآنها گمراه می شوند.وعده ای هم با تصمیم خود به طرف هدایت میروند وبه سخنان خداوند جان دل می سپارند،  پس اراده خداوند بر هدایت آنها قرار می گیرد وهدایت میشوند.

واین درحقیقت  همان معنا ی جملات قرآن است(که  مورد انتقاد دوست عزیز عمانو ئیل  می باشد وسوءتعبیراتی در مورد مشخص نبودن خواست خداوند بوجود آورده) که می فرماید :خداوند هر که را بخواهد هدایت ویا هرکه را بخواهد گمراه میکند .  

 یعنی  همه این خواستها متضاد مربوط به اعمال ورفتار متضاد بندگان می باشد وگرنه خداوند خواست ومشیتش بر هدایت همه بندگان است.

همانطور که شما عمانوئیل عزیز در نوشته هایتان دارید که خداوند به بعضی از مردمان بامحبت وبا بعضی دیگر بی محبت است .

 

معنای شناخت از ذات الهی

در مورد نا شناخته بودن ذات خداوندهم با ید گفت :

در حقیقت  ذات خداوند برای ما تا آنجا که ما درک کنیم وبدردمان بخورد قابل شناخت است که آن هم بوسیله خود او به ما میرسد و نمی توانیم آن را به غیر از خودش به دست بیاوریم وبقیه اش هم برای ما سودی ندارد ودر توان شعور ودرک ما نیست.

یعنی در حقیقت اگر ما بگویم هرآنچه ما ازذات خداوند فهمیده ایم ،(تحت عنوان اسماءذات که آنهم بوسیله واسطه های الهی ،که در اسلام پیامبر وائمه اطهارعلیهم السلام می باشند )ذات خداوند است اورا محدود کرده ایم ،(دقت کنید)چون ما محدودیم  پس درک وفهم ما هم محدود است وخداوند نامحدود پس ذاتش هم نامحدود پس ما مسلمانان در محدودی  نامحدود به اندازه درک خودمان که محدود است وارد میشویم .

به امید موفقیت شما
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 23:39  توسط محمدرضا (رضا تمیز)  |