جواب اشکالاتی بر یکتا پرستی اسلام
آقای عمانوئیل در پست اول درمورد وحدانیت مطلق نوشته اند:
یکتاپرستی اسلامی بسیار سفت و محکم و غیر قابل انعطاف است. نگاه اسلام به یگانگی خدا چنان قوی است که هرگونه کثرت گرائی در خدا را به شدت نفی میکند. از این رو به نظر می رسد که هیچ مشابهتی بین یکتاپرستی و اعتقاد به تثلیث وجود ندارد و به همین خاطر٬ اسلام٬ مسیحیان را نه در حوزه یکتاپرستی بلکه در مقوله سه گانه پرستی قرار میدهد. دلایل چندی برای ایجاد این سوء تفاهم وجود دارد. از یک طرف٬ سوء تعبیر مسلمانان از متون کتاب مقدس در مورد خدا باعث سوء تفاهم شده و از طرف دیگر٬ ذهنیتی شدیداً انسانی در مورد مفهوم (( پسر خدا )) بودن عیسی مسیح دارند٬ بطوریکه غالباً آن را نوعی تولید مثل ناشی از اعمال جنسی میدانند.اما اصطلاحات (( پدر )) و (( پسر )) الزماً با تولید مثل مادی نیستند. حتی در ادبیات خود مسلمانان عبارات و اصطلاحاتی وجود دارد که انتظار ندارند کسی آنها را به صورت تحت الفظی و مادی تعبیر کند٬ مثل اسدالله ( شیر خدا )٬ یدالله ( دست خدا ) ... رابطه پدر و پسر را میتوان به مفهومی فراتر از جنبه مادی و زیست شناسی درک نمود
در اینجا با مشکل عمیق تری روبرو می شویم که از دیدگاه فلسفی بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از الهیدانان مسلمان در تحلیل نهائی خود به این نتیجه رسیده اند که خدا هیچ (( وجود )) یا (( ذات )) ( قابل شناختی ) ندارد که از طریق آن بتوان به شناخت سه (( شخص )) ( سه مرکز شناخت ) در او دست یافت. این دیدگاه به عنوان (( فلسفه صوریه )) یا (( اصالت تسمیه )) ( nominalism ) مشهور شده که تنها خود را به اسامی سرگرم می سازد و منکر هر ذات مجرد است. خدا اراده مطلق است و اراده مطلق مستلزم وحدانیت مطلق. تعدد اراده ها ( یا اشخاص ) وحدانیت مطلق را غیر ممکن می سازد. و مسلمانان به وحدانیت مطلق خدا باور دارند و معتقدند که هم عقل و هم مکاشفه بیانگر همین دیدگاه هستند. عقل به پیامبر اسلام حکم میکرد که وحدت مقدم بر کثرت است. همان طور که فلوطین چندین قرن پیش گفته بود٬ هر تکثیری از چندین وحدت به وجود می آید. بنابراین (( وحدت ))٬ غایت همه چیز است. پذیرش این تفکر (( نو افلاطونی ))٬ به طور منطقی منجر به انکار هر گونه امکانی در تکثر خدا به اشخاص میشود. از این رو الهیات اسلامی با دنباله روی فلسفی از نوعی تفکر نوافلاطونی که در قرون وسطی رایج بود٬ چنان تار محکم و غیر قابل نفوذی از نوعی یکتا پرستی بر خود پیچید که به هیچ روی تاب تحمل آموزه (( تثلیث )) را نیافت.
در مورد سفت بودن وغیر قابل انحطاط بودن باید گفت:
اسلام در مورد ذات خداوند معتقد به احد بودن (یعنی متصور نبودن هیچ متشابهی) خدا است ودر مورد سوء تفاهمات باید گفت : سخنان کنونی شما ومسیحیان امروز با سخنان مسیحیان قبل تفاوتهای اساسی دارد وهمین نشانه رشد علمی در سطح جامعه مسیحیت است (همچنین در مورد مسلمانان)والبته این سوئ تفاهم درمورد تثلیث در مسیحیت ،در حال حاضر درجسمانیت خداوند جلوه می کند.
چون اگر ما برای خداوند جسم متصور نباشیم (مانند مسلمانان)دیگر هر آنچه به عنوان خدا مطرح است ذات اوست وذات خداوند در اصل همان علم وقدرت اوست که بر همه جا وهمه کس احاطه دارد .
مدرکی از قرآن بر یکتا بودن خدا :
قرآن می فرماید . «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا »(ترجمه:اگر برای آسمان وزمین خدایانی بود بجز الله (که احد است ویگانه وبی مانندوصمد)آنها به فساد کشیده میشدند .
زیرا فساد به معنای قرار نگرفتن هرچیز در جای خود است واگر خدایانی در روی آسمانها وزمین باشند که هریک از نظر قدرت وعلم باهم مساوی باشند یا
(الف)با هم اختلاف دارند که نظم عالم به فساد منجر میشد چون بالاخره آنها با هم در این آسمانها وزمین تداخل می کردند
یا (ب)باهم هماهنگ می باشند که در نتیجه نظم حاکم میشد مانند الآن فقط (دقت کنید )چون خدا دارای جسم نیست دیگر از این خدایان می ماند علم وقدرتی که باهم هماهنگ هستند پس آنها در حقیقت یکی هستند چون به هیچ چیز تعلقی ندارند نه زمان ونه مکان ونه جسم وهیچ چیز ندارندکه مٌجزا یشان کند .واصولاً چیزی که زمان ومکان وجسم وهر چیزی که برای او تعلق بیاورد نداشته باشد دوتا یا سه تاچندتا برایش معنی ندارد.
حال که بحث به این جا رسید باید عرض کنم، معنی مجرد مطلق یا احد، که خدا باشد در اینجا مشخص میشود.
وهمچنین اشکالی که بر استدلالات آقایان رو شنفکرمسیحی در مورد معنی تثلیث وارد است همین جا است که اگر خداوند در قالب جسم در آید دارای تعلقی می شودو از حالت تجرد مطلق بودن خارج میشود ودیگر مجرد مطلق برایش معنی ندارد.
اراده الهی جزو صفات فعل خداوند
در مورد اراده الهی باید توضیح دهم
اول که اراده خداوند با عمل خداوند یکی است به صورتی که تا اراده کرد انجام شده است انما امره اذا اراد شيئاً ان يقول له کن فيکون یس 82
جز این نیست که که امر او وقتی چیزی را اراده کند ،اینکه می گوید به او باش ،پس او میباشد.
البته از نوع بیان ایشان که می فرمایند :"خداوند اراده مطلق است واراده مطلق مستلزم وحدانیت مطلق و .... ویا پیامبر اسلام حکم کرده است که وحدت مقدم بر کثرت است و..." وخلاصه همه عوامل دیگر در این متن بر می آید که نظر ایشان در مورد وحدانیت مطلق و یا یکتا پرستی سفت وسخت زیاد مساعد نیست ودر اصلاً میخواهند با این طرز بیان تا حدودی تثلیث را جا بیندازند وهمچنین معلوم می شود که تثلیث هم زیاد در مورد یکتا پرستی سر سخت و مطلق نیست.