جناب عمانوئیل در پست در ادامه پست می گویند:
به هر حال٬ برخی ار فرقه های اسلامی بر کلیت این نوع یکتاپرستی سفت و سخت اعتقاد ندارند. همانطور که در آینده خواهم گفت٬ متفکرین مسلمان با دنبال نمودن برخی از تعالیم موجود در قرآن٬ به نتایجی دست یافته اند که تا حدودی راه را بر تشخیص برخی تمایزات در یگانگی خدا باز میکند. به عنوان مثال٬ آنان بر این باورند که قرآن کلام جاودانی خدا است که از ازل در ذهن خدا بوده است. در سوره البروج ۲۱- ۲۲ آمده است: (( بلکه این قرآن بزرگوار است که در لوح محفوظ نگاشته است. )) و در سوره زخرف آیات ۳- ۴ میخوانیم: (( ما قرآن را به زبان فصیح عربی مقرر داشتیم تا در فهم آن٬ عقل و فکر بکار بندید و همانا این کتاب نزد ما در لوح محفوظ٬ بس بلند پایه و محکم اساس است (( ( رجوع کنید رعد ۳۹ ). کتابی که به نام قرآن میشناسیم٬ نمونه زمینی همین لوح اولیه جاودانی است.
اندیشمندان مسلمان شدیداً اعتقاد دارند که قرآن کتابی غیر مخلوق و بیان کامل فکر خدا است٬ با این وجود به صراحت اذعان میکنند که ماهیت قرآن مساوی با ذات خدا نیست. حتی بعضی از آنان٬ قرآن را به (( لوگوس الهی )) مانند کرده اند٬ عنوانی که مسیحیان برای شخص عیسی مسیح بکار می برند. چنانکه (( یوسف ابیش )) در مورد قرآن میگوید: (( قرآن نه کتابی معمولی است و نه با کتاب مقدس٬ چه عهد عتیق و چه عهد جدید قابل قیاس است. قرآن تجلی اراده الهی است. اگر میخواهید آن را با چیزی در مسیحیت مقایسه کنید٬ آن را تنها باید با خود مسیح مقایسه کنید. )) و در ادامه می افزاید: (( مسیح تجلی خدا در میان انسانها٬ مکاشفه اراده الهی بود و قرآن نیز همین است. )) ( Charis Waddy, The Muslim Mind, 1976,p,14. ) در واقع متفکرین اصول گرای مسلمان٬ رابطه بین خدا و قرآن را اینگونه تعریف میکنند: (( کلام٬ از صفات جاودانی خدا است٬ بدون آغاز و بدون وقفه٬ درست مانند علم٬ قدرت و دیگر ویژگی های وجود لایتناهی خدا. )) ( Ignaz Goldzihler, Introduction to Islamic Theology and Law, Princeton University Press, 1981, p97. ) ولی اگر کلام از صفات جاودانی خدا است٬ در حالی که این دو یکی نیستند و به نوعی از هم متمایزند٬ آیا این حالت موجب بروز همان تکثیر در وحدانیت خدا که مسیحیان در مورد تثلیث مطرح میکنند نمیشود؟ بنابراین به نظر میرسد با تمایزی که خود مسلمانان قائل میشوند٬ دیدگاه اسلام در مورد وحدانیت مطلق خدا٬ نباید با موضوع تثلیث در مسیحیت ناسازگار باشد. به عبارت دیگر٬ استدلال اصلی مسلمانان٬ چه در مورد یکتاپرستی و چه در مورد چندگانه پرستی ( که از نظر آنها شامل تثلیث هم میشود ) اعتبار چندانی ندارد. آنان به خود اجازه میدهند که چیزی ( مثلا یک کتاب ) تجلی ابدی خدا باشد بدون اینکه با او یکی محسوب شود. پس با استفاده از استدلال خود آنها می پرسیم که چرا عیسی مسیح نمیتواند (( تجلی اراده خدا )) باشد٬ بدون اینکه او را خود (( اراده خدا )) محسوب کنیم؟
ما در اینجا برای باز شدن مطلب به توضیحاتی در باره قرآن ومحتویاتش وارتباطش با ذات خداوند وپیامبر اسلام عرض میکنیم تا مطلب واضح شود
در وهله اول هر پیامبری برای اثبات پیامبری خود احتیاج به معجزه دارد ،چون پیامبران الهی مأمور رساندن پیامهای الهی به مردم بودند پس باید دارای شرایط خواصی باشند که من در پستی تحت عنوان پیامبری اشاره به آنها داشته ام.
هر معجزهای در زمان مربوط به خود باید دارای خصوصیات مربوط به آن زمان باشد، هم از نظر درک واستعداد مردم وهم از نظر دین وپیامبر آن .
چون پیامبران در اسلام چهار گروهند 1- نبی(خیلی عمومی نبودند وبعضی اوقات برای چند نفری از طرف خداوند وحی دریافت میکردند)2- رسل(عمومی تر بوده اند ومأمورابلاغ رسالات خود به دیگران بوده اند)3-
پیامبران اوالعزم (که در زمان خودشان تا پیامبر اوالعزم بعدی دینشان جهانی بوده است)4- پیامبر خاتم(که دینش جهانی بوده وبرای همه مردم تا آخر الزمان ثابت )البته این مختصراًمیباشد.
خوب حال معاوم است که پیامبر که در زمانی مردم از استعداد کمتری بر خوردار بوده اند دارای معجزاتی ظاهری ویا جسمی بوده اند که فقط برای مردم همان زمان مؤثر بوده است ودر زمانی که مردم از درک وفهم بالای برخوردار شده اند واز طرفی پیامبری که قرار بوده دینش برای تمام مردم تا آخر الزمان (که طبیعتاً رشد زیادی هم میکنند )باشد ،باید دارای معجزه علمی تر وماندگار باشد ومشخص ومعلوم است که معجزاتی مانند ید بیضاء وعصا حضرت موسی ویا مرده زنده کردن وشفا بیماره های صعب العلاج حضرت عیسی ،با وجود فوق العاده بودن آنها در زمان خود،جاودانه نبوده اند.پس اگر ازبرای پیامبر اسلا م مهمترین معجزه قرآن قرار گرفته به علت ماندگاریش وقابل استفاده بودنش برای همه مردم در همه زمانها بوده است.
برای اثبات این مطلب (که قرآن معجزه جاوید است)من پنج پست را اختصاص داده ام که میتوانید رجوع کنید
اما در اینجا از روشی مخصوص این بحث است استفاده می کنم .
اول ما می گویم کتاب ونوشته جات علمی تر وماندگار تر است ومسیحیان عزیز نیز بر این مدعا هم عقیده اند زیرا آنها کتاب مقدس را فرا تراز عقل ومعجزه الهی میدانند.
شاید ایشان (مسیحیان عزیز )مدعی باشند که قرآن دارای اشتباهاتی ویا ایرادهای باشد ،هرچند ما این را قبول نداریم ،اما جواب ما را میتوانند از نوع جوابهای آنها در مورد ایرادات مسلمانان به کتاب مقدس در نظر بگیرند.
پس می ماند این مطلب که: قرآن به گفته خود جناب عمانوئیل (که من خود در نوشته هایشان به عنوان اعتراض دیدم وشاید بعداً در همین مبحث به آن برسیم)توسط یک کاتب(به اعتقاد ما کسی که معصوم از جهل واشتباه بود) ودر طول بیست وسه سال ومستقیماً از زبان خود پیامبر نوشته شده وبخشی از کتاب مقدس (انجیل) باز هم به نقل از ایشان در طول ۵۳ بعداز حضرت عیسی(که با تذکرجناب عمانوئیل تصیح شد)وتوسط چهل نفر (به گفته ایشان رسولان وپیامبران)و چند صد سال نوشته شده است .
واز طرفی این کتاب مقدس در اکثر جا (مخصوصاًایران )فقط ترجمه اش موجود می باشدولی قرآن اصل متنش به زبان عربی در همه جا موجود می باشدواین تحقیق وبررسی در باره آن را اسان کرده است.
همچنین آنچه در باره ثابت بودن یا نبودن کتاب مقدس یا در مورد تحریف آن مطرح است در مورد قرآن مطرح نبوده است .
حال با انصاف بدهید کدامیک ازاین دو کتاب دارای اشتباه بیشتر میتواند باشد وکدامیک معتبر تر است وکدامیک برای دین ویا رابطه جهانی تا آخر الزمان بهتر حفظ شده است.
چون هرچه تعداد کاتبان بیشتر وفاصله بین اتفاق تا نقل آن بیشتر ویا طول پردازش بیشتر باشدوهمچنین نبودن اصل نوشته به همراه ترجمه، امکان انحراف موضوع بیشتر می شود.
پس اگر بخواهیم بدون تعصب در مورد قرآن صحبت کنیم باید گفت قرآن با دلایل ظاهری خیلی بیشتر از انجیل وکتاب مقدس برای دین جهانی ویا همان دین خاتم مناسب است.
ودر حقیقت این معجزه قرآن برخلاف تصور ساده اندیشان بهترین وبالا ترین معجزه الهی برای مردم در زمان ما ویا آیندویا حتی گذشته می باشد زیرا دریای بیکرانی است که هرکس به اندازه ظرفش از آن برداشت میکند.
اما در مورد محتوای قرآن بحث عمیق وجود دارد که من به نسبت وقت ودرکم به آن می پردازم.
قرآن در ظاهر داری مطالبی است که بوسیله جوهر ومرکب در روی کاغذ نوشته شده است.
این نوشته جات بیان شده بوسیله رسول اکرم اسلام است که از طرف خدا به او رسیده است.
قرآن بیان یا کلام خداست یعنی خداوند آن را خلق کرده است وز مانی بوده است که چون خدا خلقی نداشته کلامی هم خلق نکرد ه(همان بحث اسماءفعل خدا).
پس نمی تواند ازلی باشد.
و همچنین قرآن یا کلام انعکاس علم خداست وعلم خدا (همراه قدرت خدا)همان ذات خداست پس آنچه که شما به اشتباه ازلی مینامید قرآن نیست (که انعکاس علم خداست ) بلکه اصل علم خداست که با ذات خدا یکی ا ست وازلی میباشد.