تبليغاتX
حقیقت ناگفته
بسم الله الرحمن الرحیم

جناب عمانوئیل در پست سوم می نویسند

 

از آنجا که در اسلام٬ خدا فاقد (( ذات )) یا حداقل فاقد ذاتی است که نامها ( یا صفات ) خدا واقعاً بیانگر آن باشند٬ دیدگاه اسلام در مورد خدا مستلزم نوعی فلسفه تعطیل است. در حقیقت هسته اصلی نه شناخت خدا بلکه اطاعت از او است و نکته اساسی نه توجه به ذات خدا٬ بلکه تسلیم به اراده او است. همان طور که (( فاندر )) به درستی در مورد مسلمانان گفته است: (( اگر ایشان احیاناً روزی عمیقاً بیندیشند٬ متوجه خواهند شد که به هیچ وجه قادر به شناخت خدا نیستند ... و به همین دلیل٬ اسلام به فلسفه تعطیل و عدم شناخت منتهی میشود

.در اینجا قبل از وارد شدن به جواب باید عرض کنم جناب  عمانوئیل خود از معتقدان به این دو بخش از مطلب  بالای خودهستند (در حقیقت هسته اصلی نه شناخت خدا بلکه اطاعت از او است و نکته اساسی نه توجه به ذات خدا٬ بلکه تسلیم به اراده او است.) !!!!

زیرا در جواب مشکل بودن درک وفهم تثلیث ویا فراتر از عقل بودن آن سخنی به این مزمون   می فرمایند بسیاری از مسیحیان با وجود اینکه معنی تثلیث را نمی دانند ولی به مسیح(خدا) ایمان دارند .

حال سئوال اینجا است چه طوراین روش برای مسیحیان کرامت و افتخار است وبرای مسلمانان عیب وایراد است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

اما اصل جواب :چون ما قبل هم توضیح دادیم که ما معتقدیم  ذات خدا  به اندازه استعداد مخلوق  درک می شود پس هر آنچه ما درک کنیم همان شناخت  ما از خدا(که بوسیله خود او به مارسیده است وچون خدا نامحدود است پس نباید آن راشناخت ذات خدا به طور مطلق  در نظر گرفت ) است .

در اسلام روایت معروفی است که می فرماید :هرکس خود را شناخت خدا را شناخته

خوب دقت کنید ،چند نکته ای که ما گفتیم در این روایت  معلوم است .

اول اینکه خدا دراسلام قابل شناخت است(به همان معنای که گفتیم)

دوم اینکه از شناخت خود مان (که محدودیم)می توانیم خدا را به اندازه درکمان (که آن هم محدود است) بشناسیم.حالا اگر جناب "فائدر"این عقیده را عدم شناخت خدا می دانند باید پرسید شما چه قدر در معرفت وشناخت خدا پیش میروم بیشتر از محدودیت خودتان ؟

البته در حقیقت مسیحیان از یک طرف برای خدای نامحدود  جسم محدود را قالب قرار می دهند واز طرفی در بیان تثلیث از حل مشکلات مربوط به آن عاجز می شوند به طوری که آن را ماوراء عقل می دانند واز طرفی در مسئله ذات  خدا و شناخت از او  با  خرده گیری بر مسلمانان( که درشناخت خدا راه میانه وعاقلانه ای را در پیش گرفته اند واز حد واندازه خود خارج نشده اند)خود را عمیقتر و جلو تر می پندارند.

والبته در این راستا از عقاید وسخنان اسلام شناسان  غیر مسلمان بی انصافی هم که اسلام را فقط منحصر در عقاید فرقه های منحرف وخارج از اسلام تحلیل وبررسی میکنند  ،بسیار استفاده میکنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 14:36  توسط محمدرضا (رضا تمیز)  |