تبليغاتX
حقیقت ناگفته
بسم الله الرحمن الرحیم

جناب عمانوئیل درادامه پست 4 می نویسند:

دیدگاه اسلام مبتی بر عدم توانائی بشر برای شناخت خدا٬ مبتنی بر این باور است که خدا جهان را به دلیلی ماورای خود جهان و موجودات آن آفرید. در حقیقت (( اراده خدا غایت و نهایی است که دست هیچ دلیل یا مکاشفه ای بدان نمیرسد. به هر صورت٬ در یگانگی اراده مطلق٬ این توصیف ها در کنار صفاتی که در مورد رحمت٬ مهربانی و جلال بیان میشود با هم وجود دارند. )) ( See Crgg 42- 43 ) خدا با اعمالش شناخته و تعریف میشود ولی با هیچ کدام از آنها یکی نیست. رابطه بین علت غائی ( خدا ) و مخلوقات او نه ذاتی بلکه عارضی است٬ یعنی خدا به این دلیل نیکو نامیده میشود که سبب (( نیکوئی )) است٬ نه به این دلیل که (( نیکوئی )) بخشی از ذات او است.

در جواب ادای این بخش مبنی بر(( دیدگاه اسلام مبتنی بر .............به دلیلی ماورائ خود جهان و موجودات آن آفرید ))   باید خاطر نشان شوم که اسلام   (همانطور در بین شیعیان معروف)با شناخت کامل از خدا (به اندازه ظرفیتش) معتقد است که خداوند جهان وهمه نعمات آن را برای بشر که اشرف مخلوقاتش است آفریده وهمه چیز این جهان را از آسمان وزمین وکوه ودرخت وحیوان وهمه چیز را در تسخیر او قرار داده است .

واین ادا به سادگی  اثبات میشود زیرا انسان دارای نیروی عقل وتفکری است وشعور ودرکی است که کمتر مخلوقی (به جز جن )از آن برخورد ار است .

بله عقلای  مخلوقات در این محدوده از خلقت (چون ممکن مخلوقات با شرایط دیگری درقبل از حضرت آدم بوده ویا بعد از قیامت کره زمین بوجود آیند ویا در کرات وکهکشان دیگر باشند)بشر است پس طبیعی است که همه چیز برای او خلقت شده باشد ودر تسخیر او باشد .

البته این دلیلی برای غرور او یا ظلم او به دیگران نیست بلکه اوباید از همین برتریتش استفاده کند وخود را به کمال  برساند که این کمال او باعث برقراری عدل وداد در بین خودش وسایر مخلوقات خدا می شود.

 

در ادامه ایشان باز هم در روی برداشت اشتباه خود در مورد اسماء فعل مانور داده وسخنان گذشته را تکرار کرده اند که اگر برداشت درست شود که در قبل توضیح دادیم، مشکلشان حل میشود .

والبته دربند بعدی خود  تقریباً به نتیجه ما میرسند):دقت کنید)

همانطور که دیدیم٬ بر اساس تعالیم سنتی اسلام٬ خدا الزاماً (( نیکو )) نیست٬ بلکه چون (( نیکوئی )) میکند (( نیکو )) نامده شده و اعمالش وجه تسمیه او هستند: اگر چنین است٬ چرا به خاطر اینکه خدا علت اعمال شرّ نیز هست٬ او را (( شریر )) نمینامیم؟ از آنجا که خدا باعث میشود برخی مردمان ایمان نیاورند٬ چرا بی ایمان نامیده نمی شود؟ چون خدا به واسطه اعمالش نامیده می شود٬ ظاهراً این نتیجه گیری٬ منطقی و مستندل به نظر می رسد. اگر پاسخ مسلمانان این است که چیزی در خدا هست که بر اساس آن بتوانیم او را (( نیکو )) بنامیم ولی چیزی که طبق آن بتوان او را (( شریر )) نامید در او نیست٬ پس بنابراین پذیرفته اند که نامهای خدا٬ واقعاً بیانگر چیزی درباره ذات او هستند. در حقیقت آنها پذیرفته اند که رابطه ای ذاتی بین علت ( خالق ) و معلول ( مخلوق ) وجود دارد.

که البته خداوند هیچ کار شریری انجام نمی دهد زیرا او علم مطلق ویعنی دانای کامل است وشرارت  از صفات دانای وعلم نیست بلکه از صفات جهل ونادانی است .

ودر انتهاء میفرمایند:

خلاصه اینکه٬ آنان مجبورند دست از دیدگاه خداشناسی خود بردارند.

که ما آن را تصحیح کرده می گویم:شما باید دست از این برداشتهای اشتباه وبی انصافانه اتان در مورد دیدگاه خداشناسی اسلام واقعی بردارید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 20:40  توسط محمدرضا (رضا تمیز)  |