بسم الله الرحمن الرحیم یا ابا صالح المهدی ادرکنی
باسلام
بحثهای جنجالی عضوهای فعال (در سایت سیروسلوک)،این حقیر را برآن داشت تا اطلاعاتی را که در مورد تصوف دارم برای همه کاربران بنویسم
اول تاریخچه ای از تصرف
مورخین معتقدند که تاریخ پیدایش تصرف از سالها قبل از میلاد مسیح شروع شده است واین که تصوف در یونان قدیم بوجود آمده است.
وهمچنین در سایت آفتاب به آدرسhttp://www.aftab.irدربخش منشاءتصوف از کجاست دقیقاً طی بیان تاریخچه با مدارک ایجاد تصوف را منوط به یونان میداند ودر آنجا آمده است که افکار فلسفی سقراط وافلاطون وارسطو به نوعی در اسکندریه مصر نشو ونما یافته بودو تغییر حالت داده بود وجنبه عرفانی پیدا کرده بود و.....کم کم صوفی گری ......تحول یافت.
ابو ریحان بیرونی ومستشرق معاصر آقای همامر عقیده دارندکه لفظ صوفی مشتق از واژه یونانیه صوفیا به معنای دانش است .
و به این ترتیب تصوف درقبل از اسلام وحتی ادیان بزرگ دیگر مثل مسیحیت و یهودیت وبودایت وسایر ادیان بوده است.
وحتی بعضی معتقدند که تصوف دارای اصالت خاصی است که همیشه در مقابل ادیان جهان استقامت کرده وشخصیت خود را از دست نداده است.
چنان که آقای مهدی توحید پور در مقدمه کتاب نفخات الانس صفحه 6 که در اسفند 1336 ه ش به چاپ رسیده میگوید :
تصوف اسلامی ایرانی دارای اصالت خاصی است . وفقط در کادر اسلام نبایستی مورد مطالعه قرار گیرد زیرا اصول طریقت در بسیاری موارد با قوانین دین مبین اسلام معارض است.
روح ایرانی در طریقت تصوف در اوج صفا وعظمت خود جلوه نموده است تصوف اسلام ایرانی مظهر عظمت معنوی وصفای دل وکمال عقل وبزرگی روح وبیان کننده خصوصیات ملی ونژادی ایرانیان است.
همان طوری که دلاوران ایرانی استقلال سیاسی ایرانی را به نیروی بازو وضربات شمشیر حفظ نمودند به همان گونه عرفای بزرگ ایرانی با نیروی عرفانی ملکوتی خود اصالت نژادی وآزادی ووسعت استقلال اندیشه وروح ایرانیان را در برابر "اسلام عربی "باقی نگه داشتند.
همچنین جناب پرنسس(یکی از اعضای انجمن سیر وسلوک) در مقاله فرقه های صوفیه می نویسد که :
از جمله تلاشهای جنید بغدادی (که مؤسس فرقه جنید بوده)مطابقت دادن اصول عرفان وتصوف با شرع مقدس اسلام است.
دراین مبحث روشن می شود که تصوف قسمتی از دین اسلا م نیست ونبوده است بلکه در بسیاری قبل از آمدن اسلام در ادیان وجوامع قبل وجود داشته است.
و روایتی نیز در دست است که نشان میدهد تصوف در صدر اسلام نبوده است بلکه اعمال وکارهای که شباهت به این نام داشته از دیدگاه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله مورد انزجار واقعه میشده مانندزمانی که آیه سوم سوره طلاق نازل شد که میگوید" که هرکس تقوا پیشه کنداز جائیکه گمان ندارد خدا روزیش را می رساند" وسپس جمعی از مسلمانان گوشه های مسجدرا گرفتند ومشغول عبادت شدند زیرا گمان میکردند معنای تقوا همین عبادات است ولی پیامبر با خلق عظیمشان به آنها تازیانه زدند وبه آنها حمله کردند معنی تقوا تنها این نیست که تنها عبادت کنید بلکه باید باید دنبال کار بروید وبه تعبیر قرآن مرد آن است که در پشت میز کار تجارت ودر حال تجارت خدارا فراموش نکند
پس از این می توان نتیجه گرفت که شیعه صوفی ویا تصوف اسلامی کلامی درستی نیست .
زیرا اگر دین کاملی مانند اسلام که به اعتقاد مسلمانان مخصوصاً شیعیان حاوی تمام احکام و راه وروشن برای سعادت دنیای و آخرت است وپیامبر آن معصوم از هر خطا واشتباه وجهل است یعنی عالم به هر چه علوم برای زندگی مادی ومعنوی بشر تا ابدیت است وقرآنی که کلام خدا است و معجزه جاوید او ست وبیان کننده همه چیز (تبیانا لکل شی)است دیگر احتیاجی ندارد به اضافه شدن فرقه ویا مسلکی که اندیشه های سقراط وافلاطون وارسطو ویا هر غیر معصوم دیگری دارند .
من نمی فهم همه آقایان حاضر در این بحث (انجمن سیر وسلوک) خود را مرید وپیرو ائمه میدانند ومعصومین میدانند ولی از مسلکی دفاع میکنند که به گفته بزرگان همین مسلک جدا از اسلام وزائیده افکار فلاسفه یونان است.
اگر این اضافه ای از بیرون نیست پس چرا در خود بیان پیامبر وائمه نیست ؟
اگر میگوید بوده وهست پس چرا بزرگان این فرقه مانند موارد بالا آن را جدا از اسلام ومستقل از او میدانستند؟
اگر آنها را قبول ندارید ویا حرف به یاو گفته اند پس شما صوفی نیستید !
وبدانید که شیعه در لغت به معنای پیرو است واصطلاح علمای که در صراط مستقیم دین هستند به کسانی که درست پا درجای پای امامشان (بدون هیچ کم وزیادی ویا عقب وجلوی) بگذارند شیعه به معنای واقعی هستند که شاید دربین افرادی که به شیعیان معروفند کم باشند چه رسد به شیعیان صوفی که خود به پیروی از افکار غیر آنها معترفند .....
در انتهای بخش اول به روایتی از امام عصر ارواحنا فدا که دراین روزها متعلق به ایشان است اشاره میکنیم که فرمودند کسب معارف ما به غیر از طریق ما مساوی است با انکار ما