بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام ایام عید غدیر خم را به همگان تبریک میگوییم.
عید غدیر عید ولایت است ویکی از بزرگترین اعیاد مسلمانان شیعه می باشد.
این ایام بهترین روز ها برای درک معنی ولایت است .
از آنجا که در بررسی اشکالات (مشکل داران عزیز)در یکتا پرستی اسلام ،بیشتر در مورد ذات خداوند در اسلام محوریت بوجود آمد ،ضمن بیان حضرت امیر المومنین در مورد این مطلب مسئله با یاری خدا روشن کنیم.
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند
كُلُّ مَعْرُوف بِنَفْسِهِ مَصْنُوعٌ
یعنی هر آنچه به ذاتش شناخته شود مخلوق است
در اینجا حضرت امیر المومنین در جمع زیبای حقیقت زیبای را بیان کرده اند که مسیر ما را در مورد ذات خداوند مشخص میکند
اول توضیح مطلب :
هر چیزی که حقیقتش و وجودش که همان ذات ونفس می باشد در معرض شناخت کامل واقعه شود پس در یک محدوده ای از فکر وعقل ما، محدود شده است . پس او نیز محدود است و از آنجا که هر محدودی(یعنی چیزی که اول وآخرش معلوم است) یک آغازی دارد، پس باید او خلق شده باشد وهرکه خلق شد دیگر خدا نیست، زیرا خدا ازلی و قدیم است.
در این جا اساس اعتقاد اسلام در مورد ذات خداوند مشخص می شود، که اسلام چرا معتقد است ذات خداوند شناخته نمیشود یا قابل درک نیست .
حال چند سئوال باقی می ماند (که البته دستاویز دوستان غیر مسلمان است).
1- پس آنچه ما به عنوان شناخت خدا مطرح میکنیم یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟/
2- وهمچنین آنچه ما در مورد ذات خداوند میگویم چیست ؟مگر نگفتیم ذات خدا شناخته نمی شود؟
در مورد سئوال اول باید گفت معرفت وشناخت خدا در محدوده ما همان شناخت اعمال و نتیجه افعال خدا در میان مخلوقات است که ما آنهارا درک میکنیم.
درمورد سئوال دوم هم باید گفت :آنچه ما درمورد ذات خداوند به اندازه نیازمان لازم داریم نه با فکر خود که از طریق واسطان الهی (یعنی آنهای که خود مخلوق خدا هستند واز طرفی با خدا در ارتباطی متفاوت با سایر مخلوقات واز طرفی با مخلوق در ارتباط بی واسطه هستند)به ما رسیده است .
.ولی نکته این جاست که مسلمانان آنقدر از طریق واسطان الهی درک وفهمشان بالا رفته که می دانند
خدا در ورطه فکر واندیشه مخلوق نمی گنجد، ولی متأسفانه دوستان مسیحی ما مثل جناب عمانوئیل در انتقادات خود به این اعقاید، از ادبیاتی استفاده میکنند که مارا به این نتجه میرساند، که مسیحیان در مقام درک وفهمی کامل از ذات خداوند است یعنی اورا در فهم محدود مخلوق می گنجانند!!!!!!!!!!
که البته بعید هم به نظر نمیرسد، زیرا اعتقاد به جسمانی بودن خدا یا در آمدن خدا در شکل انسان و یا هرتوجیح دیگر نشان از قرار دادن خدا در چارچوب ، محدودیت دارد.
که البته این خود تناقضی را در بحثهای خودشان، در مورد ازلیت خدا در بر دارد.
حال برای دوری از هر اشتباه وسوءتفاهمی مثالی برای روشن شدن مطلب می آوریم.
فرض کنید، معرفت به خدا ،دریای بی انتها(بی انتها به معنای واقعی)وبی پایانی ، باشد و
ظرفیت ما هم- هر اندازه که شما می توانید -درک کنید ، در برابر آن دریای بی کران کوچک است
، مانند کوچکیمان در عالم هستی، در برابر کیهانها وکهکشانها و عوالم ناشناخته
خلاصه اگر بگویم به اندازه سر سوزنی با زهم بسیار بزرگ گفته ایم ،
این درک ما است وظرف ما در برابر معرفت ذات خدا ،
خوب حالا چقدر از این دریا در این ظرف جا میگیرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آن ذره ای ناچیز را هم که تصور کنیم ،
بدانید که ان را هم خود نمی توانیم کسب کنیم !!!!!!!!!!!
بلکه باید یک واسطه ای ،یک غواصی که از طرف صاحب دریا فرمان دارد ،
بیاید از این دریای بیکران ذره ای بردارد، در ظرف ما بریزدوگرنه اگر ما بخواهیم خود آن ذره را برداریم غرق می شویم .
ودر حقیقت کسی که ادای شناخت ذات او را داشته باشد ،در حقیقت ادای ظرفیت آن دریای بیکران را دارد پس کمال بی معرفتی را در باره او دارد ،وکسی که این مقام خود را درک کند بداند که اورا نمی تواند بشناسد ،کمال معرفت را نسبت به او دارا میباشد.
ودر اینجا است که انسان هرچه در معرفت خدا پیش برود به این مطلب می رسد که هیچ اورا نمی شناسد.
و اینجا است که معنی "اذا بلغ الکلام الی الله فمسکو"ویا "من تفکر فی ذات الله فهوکافر " را می فهمد .
زیرا وقتی سخن به ذات خدا رسید، باید فقط در همان اندازه ای که به ما خود خدا گفته صحبت کنیم وبیشتر از آن دیگر ساکت شوی وسکوت کنیم،که این محدوده نه جولانگاه ماست ،که این دریا بیکران را نه در ظرف ما جائی
وهمچنین اگر در ذات خداوند تفکر وتعمق کنند، چون چیزی از آن نمی فهمیم مجبوریم چیزی بگویند که نهایت اورا محدود کند واز بی مانند بودند و وحدانیت خارج کند که در مورد از دین خارج وکافر میشوند .
پس اینها که درمورد ذات خداوند فرموده اند همه نهی عقلی و علمی است.
به امید موفقیت