بانام خدا
باسلام مثل اینکه بحث مادرمورد خداشناسی شده است .
خوب حقیقت هم این است که در همه ادیان دنیا خدا وند وبحث خدا شناسی یا مهمترین مبحث است یا همه چیزآن دین است .
ودر سخن بزرگان هم است که آغاز وانتها مهمتر مسئله در هر تمدن است .
خوب آغاز وشروع بشریت نیز از خالق او میباشد حال این خالق خدا نام داشته باشد یا هر چیزی دیگری مثل بت وطبیعت وآتش وغیره
چون اگر قبول کنیم که ماخالقی داشتیم که به غیر از ما بوده ومارا خلق کرده دیگر سر اسم که نباید دعوا کرد.
یک مسئله مهم
ولی مشکل اکثر مردم این است که به اهمیت این موضوع توجه نمیکنند ،ببینید میگویم اگرخدای باشد میدانید این بی توجه ای چه ضرر هنگفتی برای ما دارد.
بگذارید مثالی بزنم فرض کنید شما می خواهید مسیر را با ماشینتان برویدوبه شما کسی بگوید شنیدم در راه، پلیس اگر کمربند نبدید یک میلیون تومان جریمه میکند، شما چه میکنید ؟با اینکه نقل قول است وحتمی نیست ولی چون احتمال ضرر زیادی میباشد احتیاط میکنیدویا تحقیقی میکنید تا به یقین برسید.
واگر بشنوید ده میلیون تومان است بیشتر احتیاط وتحقیق میکنید ولااقل همان کمربند را که زحمتی را ندارد وضرری هم ندارد می بندید .
حالا مگر نه آنکه زحمت این توجه به خدا وجدی گرفتن این مسئله کمتر از بستن آن کمربند در مثال بالا میباشد (در قبال ضررهای بینهایت وابدی که می تواند بی توجه به مسئله خدا داشته باشد.)
به نظر من اگر کمی دقت کنیم میبینیم ما این مسئله را که ممکن است،همه هستی ابدی مارا به نابودی بکشد ساده گرفته ایم.
اما چه باید کرد ؟
بهتر است بدانیم که اگر، همه کارهای را که گفته اند در قبال مسئله خدا وخدا پرستی ،تعبدی انجام دهیم تا از خطرات احتمالی آن در امان باشیم ارزش دارد .
چون با مراجع به قرآن وسایر کتب دینی ودیدن اوصا ف آتش جهنم و وعده عذابها برای آنهای که این مسئله را جدی نگرفته اند (یعنی آن ضرر هنگفت )ودر مقابل بهشتهای وبشارتهای مومنین یعنی سودهای کلان، متوجه میشویم فاصله بین این ضرر وآن سود بسیار زیاد است پس اگر احتمالی هم باشد به خطرش نمی ارزد .
اما خدا وعقل این را از ما نخواسته (منظور تعبدی عمل کردن است)،بلکه خدا در قرآن قضیه حضرت ابراهیم رادر آیات 74 تا 81 سوره انعام در مسئله خدا شناسی بیان میکند.
وعقل هم می خواهد در هر مسئله ای به یقین برسد یعنی عقلی که بر اصول درست بنا شده میخواهد به جای مطمئن در هر مسئله ای تکیه داشته باشد یعنی همان بحثی قرآن در باره خداشناسی حضرت ابراهیم بیان میکند
ابتدا در وجود بتها که ساخته دست آذر بود شک کرد وبعد (حال یا خودش ویا برای آموزش دیگران)در پی یافتن خدا خورشید پرست وستاره پرست وغیره شد ولی چون همه آنهارا ناتوان یافت به طرف چیزی که قادر مطلق است هدایت شد یعنی به جای که دست پای عقل انسان در برابر آن بسته است ومجبور به قبول آن است .
مانند عقال شتر که وقتی اورا میخوابانند به پا ودستش می زنند تا نتوانند حرکت کند ومی گویند عقل را نیز از آن گرفته اند