تبليغاتX
حقیقت ناگفته
بسم الله الرحمن الرحیم

جناب عمانوئل در قسمتی از پست ششم می نویسند :

مشکلی اخلاقی در تقدیرگرائی اسلامی

در حالی که آرزو و تلاش بسیاری از صاحب نظران مسلمان بر این است که بر مسئولیت انسان صحه بگذارند٬ اما تنها راه موفقیت آنان٬ اصلاح و تغییر نص صریح قرآن است. اشاره به تعدادی از آیات قرآن در این رابطه بهتر میتواند موضوع را روشن سازد: (( بگو هرگز جز آنچه خدا خواسته به ما نخواهد رسید )) ( توبه ۵۱ ). (( هر که خدا هدایت فرمود٬ هم اوست که هدایت یافته است و هر که را او گمراه کند٬ همان کسان زیان کاران عالم اند. محقاً از جن و انس بسیاری را برای جهنم واگذاریو )) ( اعراف ۱۷۸ و ۱۷۹ ). دراینجا دوباره  جناب عمانوئیل آسمانی کار غیر معقول می کنند یعنی کاری که اگر  کسی با کتاب مقدس بکنند ایشان آنرا به انتقاد میگیرندواورا بی اطلاع از کتاب مقدس معرفی میکنند.

بله ایشان فقط با ترجمه قسمت مورد نظر خود که به نتیجه گیریشان کمک میکند دلیل از قرآن ارائه می دهند.

آیه اولی که ایشان به آن اشاره میکنندآیه 51سوره توبه است .

که ما برای روشن شدن منظور آیه ،  آیه قبل را هم ذکر میکنیم:

حالات دشمنان رسول خدا

اگر خیری به توبرسد، آنها را ناراحت میکندواگر مصیبتی به توبرسد ،میگویند :ما تصمیم کار خود را گرفته ایم وبرمیگردنددرحالی که آنهاخوشحالند.(50)

مومنین بر خدا توکل میکنند

بگو :هرگز چیزی جز آنچه خدا برای ما نوشته ومقرر داشته نخواهد رسید

اومولاوسرپرست ما است.پس مؤمنان تنها باید برخدا توکل کنند(51)

با دقت در این آیات متوجه می شویم منظور خداوند در قرآن از نوشته ومقررداشته (که عربی آن کَتَبَ است )تقدیر گرایی نیست چون در (1) نوشتن وبعد مقررداشتن معنی قضاوت مشخص است ،  (2) این اتمام حجت و جواب دشمنانی است که اگر سختی بر پیامبر واطرافیان می رسید خوشحال واگر خیری میرسید ناراحت میشدند.

بله دشمنانی که فکر میکند همه اتفاقاتی که برای پیامبر خدا، رخ میدهد بدون کنترل خدا است.  در این آیه بیشتر برداشت میشود :

خداوند میفرماید که بگو همه چیز در دست خدااست وبر اساس قضاوتهای الهی ،نوشته وقرار داده شده است و در ادامه هم میفرماید، خدا مولا وسرپرست ما است ومومنین تنها بر خدا توکل می کنند ،که می توان   همین معنا رابرداشت کرد، یعنی چون ما خود را تسلیم خدای تعالی کرده ایم (عمل ما)پس او سرپرستی ما را بر عهده دارد (در مورد عمل  ما قضاوت میکند)و به این دلیل است که مؤمنین تنها بر خدا توکل میکنند.

در مورد دوآیه بعد(178 و179 _اعراف) که جناب عمانوئیل مطرح کرده اند، نیز ابتدا ترجمه آیه ها وچند آیه قبل را به طور کلمه به کلمه با استفاده از ترجمه خوب آیت الله ابطحی خراسانی که مقید به ترجمه عین عبارت عربی می باشند،می آوریم:

قضیه بلعم بن باعورا

وبرای آنها تلاوت کن خبر کسی را که آیات ونشانه های خودرا به اوارائه دادیم ولی او خودرا از آن آیات دور کردوشیطان در پی او افتادواز گمراهان گردید.(175)

واگر می خواستید اورا بااین آیات میبردیم. ولی اوخود را در زمین پایبند کرد واز هوای نفس خود پیروی کرد.پس مثل اومانند مثل سگ است که اگر به اوحمله کنی ،دهانش راباز میکند واگر اورا به حال خودبگذاری ،باز دهانش را باز میکند.آن مثل گروهی است که آیات مارا تکذیب کرده اند .این داستان را نقل کن ،شاید آنها تفکر کنند.(176)

 بد است مثل گروهی که آیات مارا تکذیب میکنند وآنها به خودشان ظلم کرده اند.(177)

کسی را که خدا هدایت کند ،هدایت شده واقعی است وکسی را خدا گمراه کند ،پس آنها همان جمعیت زیانکاراند.(178)

البته با کمی دقت همه چیز برای هرآدم منطقی واضح است که منظور خداوند چیزی جز نتیجه اعمال انسان در قضاوت الهی  ،نیست.

اما برای باز شدن موضوعه "هدایت و گمراهی "توسط خدا توضیح زیر را بد نمی دانم:

خداوند همه را برای بهشت وهدایت آفریده است.(همانطور که قبلاً توضیح دادیم )ولی به دلیل وجود  اختیار در انسان که باعث اهمیت  و اشرف مخلوقات شدن او است  بعضی از انسان خودرا از دامنه هدایت الهی خارج می کنند ،مانند کسی که در سیل جمعیت زیادی دست در دست راهنمای خود دارد ولی در اثر قفلت و با اصرار وبی توجهئ به هشدارهای، همان راهنما در مورد خطرات ناشی از خارج کردن دستش از دست راهنما ، دست خود را از دست راهنما خارج میکند .

حال نکته مهم در این جا است که دیگراحتیاجی نیست که راهنما اورا به بیراهی برده تا گم شود فقط با رها شدن او از دستش دیگر او در سیل جمعیت که به هر طرف میروند گم میشود.

منظورمن از این مطلب این است که خدای عزیز برای گمراه کردن افرادیکه با اصرار  ویا از روی علم (مانند بلعم بن باعورا )خود دست از هدایت الهی بر میدارند، صفت ویا عمل خاصی (که  از نظر آقای عما نوئیل شریرانه است )انجام نمی دهد بلکه خود بخود کسی که از هدایت الهی جدا شود بوسیله غیر او برده میشود (زیرا هدایت از جانب او مانند خود او یکتا است)که همان ضلالت است .

بهتر این است که بگوئیم خداوند مقدر کرده است که همه هدایت شوند مگر خود نخواهند.

وهمچنین مقدر کرد هرکس بااراده خوددست از هدایت  الهی برداشت در دامن غیر او گمراه شود.

البته خدای عزیز برای هدایت مردم همه جور تسیهلات و امکانات در اختیار آنهآ گذاشته است که میتوان از آنها یکی عقل و یکی انبیاء واوصیاء ورا هنمایان ویکی فطرت(یا قوه تشخیص خوبی وبدی ) را نام برد.

حال بر عکس برداشت سطحی وبی انصافانه ای آقای عمانوئیل ، باید گفت قرآن چه زیبا با داستان کسانی با قفلت، خودرا در زمره گمراهان الهی قرار دادند ،نصیحت میکند و پند  می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 22:22  توسط محمدرضا (رضا تمیز)  |