یا ابا عبدالله الحسین ادرکنی
امشب شب تاسوعا است .
این حقیر هم تصمیم گرفتم به جای ادامه جوابهای یکتاپرستی به مسئله ای که چندین وقت است ذهنم را مشغول کرده وبی رابطه با امشب هم نیست بپردازم.
موضوع مسئله ای است که درمسیحیت در مورد به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح وقربانی شده او به عنوان کفاره یا چیز مثل این برای نجات انسان ها مطرح است.
در رومیان پنج در بخش آدم ومسیح می خوانیم)18(پس همانطور که یک گناه موجب محکومیت همه آدمیان میشود یک عمل کاملاً نیک نیز باعث تبرئه وحیات همه می شود.
واین به نظر اشاره به خطای حضرت آدم که باعث محکومیت همه آدمیان وبه صلیب کشیده شدن حضرت عیسی که باعث نجات همه انسانها شد، میباشد که مورد نظر ما است .
نکاتی که در این جا است بسیار ظرفیت ودقیق است .
1-البته از خدا عزیز وحکیم وبا محبت بعید نیست که همه را بخاطر عمل خوب کسی تبرئه کند ونجات دهد اما آیا از انصاف خارج نیست که گناه یک نفر را به پای یکعده ای بگذارد .
2-البته چون حضرت مسیح بر سر نجات هم کیشانش بر سر صلیب رفته باشد بی تأثیر در امورات دنیوی آنها نیست اما در صورتی که آنها نیز از خود در برپا داری دین و روش او کوشا باشند وگرنه اگر قربانی شدن حضرت عیسی(حتی با توجه به الوهیتش از نظر مسیحیت)تنها علت نجات و تبرئه شدن باشد از نظرربوبیت پروردگار ورشد و کسب کمالات مخلوق بدور و غیر منطقی است.
بله همان طور که همه ادیان در این زمان مدعی هستند می خواهند مردم را رشد و ترقی دهند وبرنامه های خود را بر این مبنا تنظیم میکنند اما آیا این روش و مطرح کردن نجات همه انسانها بوسیله قربانی شدن یک نفر ،باعث ایجاد حس بی تفاوتی در مریدان این مذهب نمیشود؟
اما در اسلام بر موضوعی که درراستای همین موضوع یعنی قربانی شدن یکنفر برای نجات دین (و به نوع همه) مطرح است شهادت امام حسین علیه السلام درکربلا می باشد.
اما با تفاوتهای که البته باید مطرح شودواین تفاوتهاعبارت است از
1- در این شهادت صرف کشته شدن امام حسین علیه السلام راه نجات بقیه نبوده است بلکه نتیجه این کشته شدن تا به امروز دین وراه روش ّآن حضرت را برای ما گذاشته است.
2- بله امام حسین علیه السلام در این راه بر هیچ کس یار وهمراهی خود را واجب نکرد بلکه همه را به نوعی مختار در این همیاری گذاشت اما با وجود این در کاروان او مردان وزنان وکودکان بسیار از نزدیکان و اصحاب آن حضرت بودند که تا آخرین لحظه وحتی در بعد مرگ امام در کمک به او و همراهیش کوتاهی نکردندکه این خود دلیل بر حقانیت او و باطل بودن طرف مقابلش می باشد.
3- در این مسئله امام چنان حقانیت و مظلومیتی بود که بعد از هزار وچند صد سال باز هم در دهه محرم وحتی هر شب جمعه ودر انتهای هر دعای یاد و خاطره او دلهای شیعیان را متأ ثر ودر نتیجه متوجه اسلام وحقایق آن میکند.
4- کربلا و محرم وامام حسین واژه های است که باعث دیانت هرچند لحظه ای در هر عزادار و یا غیرعزادار ولی واقع شده در این محیط میشود.
5- مسئله اصلی در واقعه عاشوراو عزاداری آن در اسلام شروع توبه به معنی بازگشت به سوی خداست (که البته شاید این معنی حتی در بین شیعیان نیز خوب جا نیفتاده باشد) یعنی هر کسی که در این ایام تحت تأثیر واقع عاشورا قرار گرفت باید آن را در خود حفظ کند وبا تمام شدن محرم این تحول نیز در او پایان نپذیرد بلکه سرآغاز آن باشد واز آن پس با گذراندن مراحل توبه (الف)اعمال بد گذشته خودرا ترک کند (ب)همه حق الناسی را که بر گردن دارد بدهد(ج)تمام اعمالی را که از او از زمان تکلیف ترک شده ادا کند (د)برای کارهای بد وکناهی که انجام داده استغفار کند.وووووکه این سیر تا کسب کمالات ادامه مییابد. درست مانند اتومبیلی که در مسیر اشتباهی در حرکت است با دیدن تابلوی هشدار دهنده ای بزرگی از سیر اشتباه خود مطلع میشود ولی اگر از این دیدن وبیداری غافل شود دیگر هیچ ،ولی اگر حواسش را جمع کند در اولین دور برگردان مسیر خود را به طرف مقصد اولیه تغییر میدهد وسپس بعد از رسیدن به آن وجبران راه اشتباه که تاکنون رفته بود(مراحل توبه) از آنجا تازه به سمت مسیر اصلی خود حرکت میکند. که البنه کسانی هم که در مسیر صحیح در حرکت باشند با دیدن تابلوی بزرگ هشدار دهنده بر صحت مسیر خود اطمینان یافته وبا اطمینان بیشتر به حرکت خودادامه میدهد.