باسلام خدمت همه دوستان
آنچه دروبلاگ این جانب تا کنون درج شده همه در راستای بیان مطالب علمی وصحیح بوده و هست.
اما آنچه در این پستهای اخیر برای رفع اتهام از اعقاید اسلامی و همچنین برای بیان ایرادات وارده بر اعقاید مسیحیت بیان شد ،کمی جنبه تهاجمی و شاید تلافی جویانه به خود گرفت و باعث شد اول از همه در خودمن نوعی کسلی و خستگی ایجاد کند، برای همین و برای عوض کردن این جو (والبته ادامه دادن به مطالب برای روشن شدن حقایق) مطلب پیشگفتار کتاب مصلح آخر الزمان نوشته آیت الله دکترسیدحسن ابطحی انتخاب کردم .
واین مطلب را چون باعث خستگی دوستان نشود در دو پست تقدیم میکنم.
پیشگفتار
از نظر عقل و اديان بزرگ جهان بهترين چيز براى سعادت بشر اتّحاد، اتّفاق، وحدت و يگانگى است و در مقابل، بدترين چيز براى انسان تفرقه، اختلاف و نزاع و جنگ است. هر ملّتى كه بيشتر با هم اتّحاد داشته باشند خوشبختتر و موفّقتر بوده و هر جمعيّتى كه نتوانسته باشند بين خود اتّحاد برقرار كنند بدبختتر و بيچارهتر خواهند بود.بنابراين، بر هر فرد عاقل لازم است كه با تمام نيرو بر رفع اختلافات و ايجاد اتّحاد و وحدت بكوشد و نگذارد كوچكترين شكافى بين صفوف درهم فشرده بشريّت بخصوص در عصر حاضر كه روابط مردم جهان با يكديگر بسيار شديد گرديده بوجود آيد.
لذا هر انسانى كه در اين جهت كوشاتر باشد ارزشش بيشتر و خدمتش به بشريّت پر ارجتر است.
از اين رو ما بر آن شديم كه به مردم جهان كه اكثراً تابع يكى از مذاهب بزرگ دنيا هستند بفهمانيم كه اديان آسمانى براى رفع اختلافات بين افراد بشر آمده و هيچگاه نمىخواستهاند خود موجب اختلاف و تفرقه بين انسانها گردند. اين موضوع اثباتش بسيار آسان است و بلكه هيچ يك از پيروان اديان جهان، حاضر نيستند معتقد شوند كه دين سبب تفرقه گرديده باشد و بگويند: پيروان اديان بايد هر چه بيشتر با هم اختلاف داشته باشند.
اين دين بزرگ مسيحيّت است كه نخواسته پيروانش حتّى با افراد شرير در ستيز بوده و بلكه خواسته همه با هم رفيق و صميمى و پر محبّت باشند.
چنانكه در انجيل آمده:
»با شرير مقاومت مكنيد بلكه هر كه به رخساره راست تو طپانچه زند، ديگرى را نيز به سوى او برگردان و اگر كسى خواهد با تو دعوا كند و قباى تو را بگيرد، عباى خود را نيز بدو واگذار«. [1]
و اين دين ديگر بزرگ جهان بشريّت، اسلام است كه مىگويد: همه به ريسمان الهى چنگ زنيد و متفرّق نگرديد.[2]
و بالأخره كليّه اديان بزرگ و كوچك جهان هر كدام به نوبه خود با عبارات مختلف به اين مسأله حياتى و اجتماعى اهميّت فوقالعادهاى داده كه من در بعضى از نوشتههايم به آنهااشاره نمودهام. [3]
به هر حال ما در اين كتاب برخلاف صاحبان كتابهاى »مللو نحل« كه هر چه توانستهاند اختلافات بين مذاهب عالم را بزرگ جلوه داده و آنها را از هم جدا كردهاند، كوشش كردهايم كه آنچه مورد اتّفاق بين اديان بزرگ جهان بخصوص اسلام و مسيحيّت است، مطرح كنيم آنگاه به يارى خداى بزرگ اثبات نمائيم كه اختلافات جزئى كه باقى مىماند اكثر آنها را مىتوان نديده گرفت و اگر تفاهمى باشد اكثر آنها قابل حل شدن است. آنگاه طبيعى است كه بر اين اساس مىشود حكومت واحد جهانى را تشكيل داد و روابط امروز بشريّت را به نظم صحيحى كشيد و حقوق بينالملل دينى را بوجود آورد و آن را اعلام نمود:
امروز ديگر مسأله »لائيك« و بىدينى در عالم مطرود شناخته شده و همه مىدانند كه حكومت مال خدا است و همه
مردم بايد تحت فرمان الهى باشند و آرزوى ديرينه بشريّت كه روزى جهان تحت حكومت واحد جهانى زير نظر بهترين و پاكترين و مقدّسترين خلق خدا اداره شود عملى گردد[4]
به همين جهت وقتى از طرف وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى ايران براى اوّلين سمپوزيوم بينالمللى اسلام و مسيحيّت ارتدكس در يونان دعوت شدم با گرمى از آن استقبال نموده و اين دعوت را اجابت كردم. زيرا با خود مىانديشيدم كه اين اوّلين قدم در راه هدف مقدّس همه انبياء و اديان بزرگ جهان است،[5] اين همان دعوت الهى است كه قرآن از هزار و چهار صد سال قبل تا به حال با صراحت كامل آن را مطرح كرده و اديان بزرگ جهان آن روز و امروز را دائماً به اين گردهمائى خوانده آنجا كه مىگويد:
اوّل: بيائيد بنشينيم و مسائل مشترك مورد علاقه دو طرف را با يكديگر در ميان بگذاريم و در اطراف آنها بحث و گفتگو كنيم و بر سر آنها توافق نمائيم.
مثلاً هيچ كدام از ما جز خدا را عبادت نكنيم، پيروى از حكومت كسى، جز حكومت خداىتعالى ننمائيم، تحت فرمان كسى جز خدا نباشيم، تنها او را عبادت كنيم، فرمان او را برداريم، حاكميّت او را بپذيريم، ما كه در اين موضوع با هم توافق داريم[6] )يعنى: همه مسلمانان و يهوديان و نصارى و زردشتيان و بودائيان كه شايد منظور از اهل كتاب همه اينها باشند در اينكه بايد بشر تحت فرمان و بندگى خدا و حاكميّت او باشد با هم توافق دارند).
دوّم: در عبوديّت و حكومت، غير خدا را شريك خدا قرار ندهيم، زيرا كسى به پايه خداى تعالى در علم و محبّت نسبت به مردم نمىرسد و علاوه خداى تعالى خالق بشر است، پس مالك آنها است و كسى در حاكميّت و فرماندهى بر انسانها نمىتواند با خداى تعالى شركت داشته باشد. پس بيائيم ديگرى را بر خودمان غير از خدا حاكم قرار ندهيم.
سوّم: كسى را بىجهت و بدون امتياز و ارتباط با خدا ولىّ و صاحب اختيار و مربّى خود قرار ندهيم. زيرا همه معتقديم كه تربيتكننده و اربابمان، خدا و انبياى الهى بوده و كسى جز آنها نمىتوانند بشر را پرورش دهند.
اينها مسائل اساسى و بنيادى همه مذاهب بزرگ عالم است. اگر پيروان اديان جهان بتوانند بر سر اينها توافق كنند، اكثر اختلافاتشان رفع مىشود و بسيارى از جنگها و نزاعهاى ابلهانه كه از افكار جهّال و متعصّبين فرومايهاى كه در تمام اديان، كم و يا زياد وجود دارند منشأ گرفته، رفع مىگردد و در نتيجه وحدت، انس، صميميّت، محبّت و همبستگى كه لازمه زندگى پاك و حيات طيبّه است بوجود مىآيد، تعاون و كمك به يكديگر در احياى مواهب الهى و سلامت محيط زيست و رعايت بهداشت و ظهور مقام شامخ انسانيّت و رشد فرهنگ و هنر و پيشرفت علم و آموزش و اصلاح خانوادهها كه نتيجه همبستگى و توافق در مسائل مهم فوق است، ايجاد مىگردد.
[1] - انجيل متى، باب پنجم شماره 39.
[2] - قرآن، سوره آل عمران آيه 98: »وَ اعْتَصِموا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَلاتَفَرَّقوا«.
[3] - به كتاب »اتّحاد و دوستى« مراجعه شود.
[4] - در كتاب »مصلح غيبى« اين موضوع را كاملاً توضيح دادهام.
[5] - امّا متأسّفانه فقط من اين فكر را مىكردم و قدمهاى بعدى مثل اكثر كارها دچار انحرافات و سياستبازيها و خطبازيها شد و بهره كافى حتّى از همان سمپوزيوم اوّل هم برداشته نشد و سمپوزيومهاى بعدى به طريق اولى دستخوش همين مسائل شده بود و لذا من توفيق شركت در دعوتهاى بعدى را نداشتم.
[6] - قرآن، سوره آل عمران آيه 57: »قُلْ يا اَهْلَ اْلكِتابِ تَعالَوْا اِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ اَلاَّ نَعْبُدَ اِلاَّ اللَّهَ وَ لانُشْرِكَ بِه شَيْئاً َ لايَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مِنْ د ُوْنِ اللَّهِ«.