در کتاب مصلح آخر زمان در ادامه می خوانیم:
لذا در محورهاى مورد بحث كه از جانب وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى ايران در نامه دعوتشان پيشنهاد شده بود، همه مسائل فوق ديده مىشود.
ازطرف ديگردراين سمپوزيومكه دريونان شهرآتن از 24 تا 26 آذر ماه 1369 تشكيل مىشد، مباحثه و مذاكره اسلامبا مسيحيّت انتخاب شدهبود واسمى از سايراديان بزرگ جهان برده نشدهبود. شايدبه اين منظوربوده كه قرآن با صراحت كامل فرموده:
»وَلَتَجِدَ نَّ اَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا اِنَّا نَصارى ذلِكَ بِاَنَّ مِنْهُمْ قِسّيسينَ وَ رُهْباناً وَ اَنَّهُمْ لايَسْتَكْبِرُوْنَ وَ اِذا سَمِعُوْا ما اُنْزِلَ اِلَى الرَّسُوْلِ تَرى اَعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُوْلُوْنَ ربَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ وَ ما لَنا لانُؤمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جائَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ اَنْ يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحينَ فَاَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوْا جَنَّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْاَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذالِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنينَ وَ الَّْذينَ كَفَرُوا وَ كَّذبُوا بِاياتِنا اُولئِكَ اَصْحا بُ اْلْجَحيمِ«. [1]
قرآن در اين آيات، درباره پيروان حضرت مسيح، مطالب جالبى بيان فرموده كه همه آنها با آنچه ما در اوّلين سمپوزيوم بينالمللى اسلام و مسيحيّت ديديم تطبيق مىكند.
اوّل: قرآن درباره آنها فرموده: محبّت و مودّتشان نسبت به مسلمانان از مشركين و يهود بيشتر است. لذا آنان قبل از ساير اديان از اين سمپوزيوم استقبال كردند و حاضر شدند كه از مسلمانان و مسيحيان مختلف جهان در تالار شهردارى يونان پذيرائى كنند و دعوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ايران را بپذيرند.
دوّم: علّت اين محبّت و مودّت را مربوط به داشتن كشيشها و رهبانانى كه از خدا مىترسند مىداند. زيرا آنها به اين حقيقت رسيدهاند كه اختلاف بين جامعه بشرى مورد رضاى پروردگار نبوده بلكه بايد اتّحاد و همبستگى كاملى بين افراد بشر وجود داشته باشد تا خداى تعالى از آنها راضى گردد. به همين جهت با تبليغاتشان محبّت و مودّت بين خود و مسلمين و ساير افراد بشر را برقرار مىكنند.
ما جدّاً در يونان اين محبّت و مودّت را احساس كرديم. آنها خوشحال بودند كه اين سمپوزيوم تشكيل شده و لذا شما مىبينيد كه اسقفها و شخصيّتهاى مسيحيّت با كمال محبّت دست ما را مىفشارند.
سوّم: قرآن فرموده: آنها به خاطر علمشان و به خاطر رهبانيّت و ترسشان از خدا، تكبّر ندارند و حاضرند با كمال تواضع به بحثهاى علمى و مسايلى كه مايه رشد فكرى آنها است توجّه كنند.
ما به چشم خود ديديم كه آنها در مقابل علما و اساتيد بزرگ مسلمان، چقدر تواضع داشتند و سخنان دانشمندان مسلمان را مىپذيرفتند. ما آنها را مىديديم كه در نفس، خود را ملامت مىكردند كه چرا حقايقى را كه در اسلام است نمىپذيرند و تا به حال از آنها غافل بودند و از كثرت محبّت و عشق و علاقه به اسلام و مسلمانان اشك در ديدهگانشان حلقه مىزد و با تكان دادن دست اين محبّت را اظهار مىكردند.
چنانكه آيه شريفه فوق مىفرمايد: و زمانى كه نصارى مىشنوند حقايقى از آنچه بر پيامبر اسلام )صلى اللّه عليه و آله) نازل شده مىبينى كه چشمهايشان از اشك پر مىشود به خاطر آنچه را كه از حقّ و حقيقت شناختهاند.
چهارم: در اين سمپوزيوم ما مكرّر در سخنرانيها و مقالات دانشمندان و اسقفهاى مسيحى مىشنيديم كه مىگفتند: اسلام يكى از اديان آسمانى است، اسلام دين كاملى است، اسلام جزوِ اديان بزرگ دنيا است.
آنها از كسانى كه اين سمپوزيوم را تشكيل داده بودند بخصوص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ايران بسيار تشكّر مىكردند و مىگفتند: اى كاش زودتر به اين مسأله مبادرت مىشد و اى كاش ما بر اين امر پر اهميّت قبل از ديگران اقدام مىكرديم. حتّى يكى از سخنگويان كه ظاهراً اسقفى بود مىگفت: خدايا ! شاهد باش كه ما با اين كار پر اهميّت كه از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ايران برگزار گرديده راضى هستيم و از آن استقبال مىكنيم.
من در اينجا باز از اين آيه شريفه قرآن يادم آمد كه خداى تعالى از قول كشيشها و رهبانان مسيحى مىفرمايد: مىگويند پروردگارا ! ما به آنچه بر پيامبر اكرم )صلى اللّه عليه و آله) از آيات قرآن و حقايق اسلام نازل شده ايمان آورديم خدايا نام ما را در زمره گواهى دهندگان بگذار، ما را چه شده كه به آنچه از حقّ و حقيقت براى ما ثابت گرديده ايمان نمىآوريم و نمىخواهيم كه خداى تعالى ما را با مردم صالح و شايسته قرار دهد؟ !
آرى، اين سمپوزيوم كه خداى تعالى به كسى كه طرحش را ريخته و زحمت در راه بوجود آوردنش را كشيده اجر جزيل عنايت فرمايد، به قدرى مفيد بود كه من گمان مىكنم به وسيله آن، شخصيّتهاى علمى و دينى مسيحيّت صدها گام بلند بسوى شناخت اسلام برداشتند و متوجّه حقايق آن شدند و خداىتعالى در آيات فوق نويد عجيب به اينان داده و فرموده: پس خداى تعالى به آنان، به خاطر همين گفتارشان، جزا مىدهد بهشتى را كه زير آن نهرها جارى است و آنها هميشه در آن مىمانند، اين است جزاى نيكوكاران.
در اينجا شايد ما حسّ كنجكاوى كسانى كه اين مقدّمه را مطالعه مىكنند تحريك كرده و آنها را متمايل كرده باشيم كه اطّلاعاتى از اين اجلاس و سمپوزيوم داشته باشند.
بله ما هم تصميم داريم شرحى از چگونگى اين اجلاس در اين كتاب بيان كنيم و چون در اين سمپوزيوم من توانستم يكى از مسائل مورد اتّفاق اسلام و مسيحيّت كه شايد از نظرى از مهمترين مسايل زيربنائى وحدت دو مذهب باشد عنوان كنم، از همان مسأله در اين كتاب شروع مىكنم و انشاءاللّه بقيّه مسائل مورد اتّفاق مذاهب بزرگ جهان را بعد از آن خواهم آورد، باشد كه شايد بتوانم اعلاميه جهانى اديان بزرگ عالم را كه در قرآن بطور خلاصه آمده و فرموده: »قُلْ يا اَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا اِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ[2] به گو.ش برسانيم و هدف اديان بزرگ جهان را كه اتّحاد و اتّفاق، بين ملل عالم است تعقيب نمايم.