<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حقیقت ناگفته</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 02 Oct 2008 09:38:58 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بیداری</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بیداری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با سلام و تبریک عید سعید فطر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماه مبارک و ضیافت الهی به پایان رسید . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما اگر کسانی که در این مدت در مهمانی خدا حضورداشتند بخواهند ، می توانند دراین مهمانی باقی بمانند. مهمانی خدا مخصوص آدمهای بیدار است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بیداری یعنی هو شیاری و فعال بودن همه حس های انسانی ،حال این بیداری در مورد جسم انسان باشد ، حس های فعال حس های پنجگانه است و اگردر مورد روح انسان باشد این حس ها ی حس های الهی ومعیارهای خوب و بد ودرست و غلط است که به آنها وجدان هم اتلاق می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی انسانی در خواب باشد اگر انسان بیداردیگری اورا صدا بزند و کمکش کند بیدار میشود ولی بعداز بیدارشدن خود او باید سعی کند مانع از خواب خودش شود. اگر خواب به سراغش آمد با معاشرت با آدمهای بیدار سعی کند بیداریش تداوم یابد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ماه رمضان خداوند با وسائل مختلف مارابیشتر از قبل در معرض بیداری قرار می دهد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزه و ترک خوردن آشامیدن در راستای اطاعت خداوند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ختم قرآن مجید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دعای های مانند دعای افتتاح و دعای ابوحمزه ثمالی و دعای جوشن کبیر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضور در ابتدا غروب وافطار و بیداری در سحر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه وسائیلی است که ما را از خواب غفلت بیدارمی کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(البته از ایام محرم و عیدها و روزهای شهادت و شبهای جمعه و مکانهای مقدس مانند مکه و مدینه وقبور ائمه اطهارو امام زادگان  و مانند اینها  نیز می تواند  از وسائل تکان دهنده الهی برای بیداری یاد کرد.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اگر ما به وسایل مختلف بیداری خداوند  توجه کنیم،این بیداری در شبهای احیاء و شب قدر به اوج خود می رسد.در آن شبهای که همه اش راباید در کسب علم و معرفت پروردگار که در اعمال ودعاهای مختلف   وارد شده است،سپری کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اما تداوم این بیداری بسته به توجه و مراقبه ما از خود در بعد این ماه مبارک دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درست مانند کسی که گنجینه ای بدست آورده و حال باید آن را حفظ کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرچه در حفظ و نگه داری آن کمتر دقت کند ، زودتر آن را از دست می دهد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه بسا غافلانی که تکانهای شدید فرد بیدار کننده آنها را به اجبار بیدار کرده  ولی چنان خوابشان سنگین است و بی توجه به حقایق اطرافشان هستند که به محض اینکه فرد بیدار کننده ، تکان دادنش را قطع کند ، دوباره به خواب می رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما بسیار افرادی هم هستند که بعد از این بیداری برای همیشه بیدار شده و هرروز  رشد می کنند.این بیداری به معنای ماندن در ضیافت الهی است زیرا میزبان چنان کریم و بزرگوار است و چنان ثروتمند و دارا که اگر برای همیشه هم میهمان او باشیم ناراحت نمی شود و از ثروتش هم کم نمیشود.بلکه همه هدفش همین است که ما را برای همیشه از آن خود کند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Oct 2008 09:38:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گوشه ای از اهمیت شب قدر</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با سلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ (2) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (4)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امشب شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است. شبی که از همه شبهای احیاء دیگر بیشتر احتمال دارد ، شب قدر باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند در وصف این شب در  سوره قدر می فرماید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما در این شب قرآن را نازل کردیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این شب چنان عظمتی دارد که برای شما قابل درک نیست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این شب  از هزار ماه بهتر است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چیزی که برای من در این شب جلوه گر تر شد و خواستم با شما هم در میان بگذارم این  آیه بود که :&quot;لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ&quot;(شب قدر بهتر از هزار ماه است)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کمی این آیه را به  محاسبه ریاضی می بریم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند در این آیه می فرماید شب قدر بهتر از هزار ماه است، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر شب قدر در امسال را حساب کنیم  می بینیم که (حدوداً)ازساعت  شش و نیم  خورشید غروب کرده   ساعت چهار و نیم که اذان صبح است ، ده ساعت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این ده ساعت طبق گفته خداوند بهتر از هزار ماه است. هزار ماه را اگر به ساعت تبدیل کنیم ، هفتصد و بیست هزار ساعت می شود و یعنی هر ساعت شب قدر بهتر ازهفتاد و دو هزار ساعت است و این بهتر ازسه هزار روز و یا بهتر ازهشت سال و هشتاد روز است. و اگر دقیقه اش را حساب کنید هر ده دقیقه شب قدر بهتر از پانصد روز و یا بهتر از یک سال و دو ماه و پانزده روز است و هردقیقه اش بهتر از پنجاه روز است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آدم وقتی به این ارقام بر می خورد می فهمد که این شب هر دقیقه اش فرصت طلائی واقعی است . اگر در این شب در خواب و البته خواب غفلت باشد چه ضرری بزرگی کرده است اگر زنده باشد و بیدار ، البته می تواند کوله باری از گنجینه های معنوی بردارد.(البته ارزش  شب قدر از این محاسبات بیشتر است طوری که خداوند می فرماید وَ &lt;U&gt;ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ&lt;/U&gt;  اما ما فقط قصد  داریم ذره ای از این ارزش را توضیح داده باشیم.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستان:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اگر اهل مناجات با خدا هستید هر دقیقه امشب ازرشش از مناجات یک سال وعندی (آن هم دائماً) بهتر است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر اهل کسب علم هستید در این شب هر ساعتش بیشتر و بهتر از هشت سال و دو ماه  وچندی است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه اهل  هرکاری خوبِ الهی هستید این شبها بهترین لحظات است که هر دقیقه اش ارزشمند تر از همه لحظات در همه وقت سال است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این لحظات تراکم نعمت و رحمت الهی است برای افرادی که  زنده و بیدار  باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از بهترین کارها در این شبها کسب علم و معرفت الهی  است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Sep 2008 19:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احیا,</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;با سلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این شبهای احیا که یکی از آنها ،شب قدر است مهمترین مطلب احیاء بودن است برای درک و استفاده ازشب قدر است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انسان حی و زنده  با انسان مرده  متفاوت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انسان زنده  می داند در کجا است و چه می کند و به چه جای می رود!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زنده بودن  صفت مهم و اساسی زندگی ما است. چه بسا کسانی  که به خاطر مرگ روحیشان ، قلبشان مهر خورده و دیگر فرقی نمی خواهند همچون پیامبری آنها را بترساند ویا نترساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بعضی  ازمواقع  انسان زنده  ولی  در خواب است، خوابی که غفلت می آورد ،خوابی که با این که انسان حقایق را میداند و قبول دارد و به آنها معتقد است ولی باز هم از آنها غافل است . درست مثل خواب جسمی همه چیز در اطرافش در حال زندگی وفعالیت و کار است ،اما او آنهارا نمی بیند و نمی فهمد. نه صدایشان راونه حرکاتشان را  درک نمی کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته این خواب در بعضی موارد مضرر نیست ، اما اگر طولانی شود و کسی و چیزی او را بیدار نکند ممکن است به مرگ منتهی شود. مرگی که دراثر غفلت زیاد و عادت به آن بر انسان عارض می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از لزو میات شب قدر زنده بودن و متوجه بودن به حقایق دنیا و دین است . انسان باید در شبهای احیاء (که گفته اند سه شب ۱۹و۲۱و۲۳ است)هر طوری است خود از متعلقاتی که برای او غفلت می آورد دور نگه دارد تا زنده بیدار باشد، تا اگر یکی از این شبها شب قدر و تقدیرات یک ساله او بود بتواند خود را جزو سعادتمندان قرار دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته بیداری (یا زندگی در بیداری)نه تنها در شب قدر بلکه در همه مدت عمر دنیا باید باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انسان بیدار می داند از کجا آمده کی اورا آورده و در اینجا چه می کندوبه کجا می رود واگر هم نمی داند  در پی فهمیدنش ، یک لحظه آرام و قرار ندارد.!!!!!!!! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Sep 2008 01:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توضیح تزکیه نفس</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;با سلام وعرض تسلیت شب ضربت خوردن امیرالمونین علیه السلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه مطالب قبل و برای روشن تر شدن مبحث تزکیه روح و اهمیت آن ، به توضیح در مورد تزکیه روح که یکی از سه علومی است که پیامبر گرامی اسلام  در حدیث معروف ذکر شده در مبحث علم  ، آنها علوم مفید و لازم  نامیده اند ، بیشتر صحبت می کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تزکیه روح در  ادیان مختلف مطرح است .البته  شایدنام و شکل متفاوتی داشته باشد. ولی تخلیه انسان از صفات  بد و جایگزینی آن با صفات حمیده  درهمه تاریخ و در بین همه ادیان الهی و حتی غیر الهی مطرح بوده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما با دقت در ادیان یهودیت و مسیحیت و مطالعه در  دستورات آنها می توانیم به وجود این مهم در آنها پی ببریم ویا ادیان بودائیت و  زرتشیت  وحتی فرقه های مختلف که دارای کائنین و پیشوایانی هستندویا مُرتاضهای هندی که به داشتن قدرتهای روحی معروف بوده اند ، همه ریشه در  همین مطلب تزکیه روح  دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در شکل قهرمانان و استورهای ملتهای مختلف هم  این مهم به نوعی دیده می شود. مثل رستم ماو یا ژان والاژان فرانسو ی و یا زروو  و رابین هود افسانه ای و خلاصه قهرمانان کوچک و بزرگی که در بین ملتهای مختلف به راست ودروغ معروفند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اما تزکیه نفس در اسلام  بحثی اساسی و مهم است   که لازمه حرکت به سوی خداست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ابتدا هر مسلمان لازم است اعقاید  خودرا در اسلام تحقیق و کسب کند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یعنی هر مسلمان باید به وجود خدا معتقد باشد و این به معنی گره خوردن این مطلب در روحش می باشد و همچنین سایر اصول  دینی اسلام باید برایش  عقیده شودو این تنها از راه تحقیق و بررسی و تعقل کسب شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سپس این فرد به درجه تسلیم در برابر دین می رسد و حال باید یا خود احکام دین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;را ازراهش استنباط کند و یا از کسانی که بر طبق دستورات اسلام استنباط کرده اند ،تقلید کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و در مرحله بعد هم وقتی همه محرمات دین را ترک کردو واجبات را انجام داد باید روح خود را از صفات رذیله ای که دارد  ،پاک کند تا صفات حمیده جایگزین آن شود و بتواند به مقام خلیفة الله برسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته شاید کسی بگوید خلیفة الله شدن به این راحتی ها نیست و شاید خیلیها آرزویش را دارند وووو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید گفت درست است راه سختی است و خیلی دور از سطح زندگی اجتماع ما ، امّا امری شدنی  است که خداوند  برای همه تعیین کرده است.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته ما قصد نداریم هیچ شکلی از آن را تأئید کنیم و یا به بررسی آنها بپردازیم بلکه می خواهیم به وجود این مطلب  در نقاط مختلف دنیا و در زمانهای مختلف اشاره داشته باشیم که حاکی از نیاز زندگی بشر به این حقیقت است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2008 20:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لزوم عقلی تزکیه نفس</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>باسلام 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و تبریک ولادت حضرت مجتبی چاچراغی ماه رمضان که می توان از آن برای شب قدر نور گرفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه مطالب گذشته ، به یک الزام عقلی و واضح در مورد لازمه تزکیه روح می پردازیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ابتدا باید کمی معنای تزکیه روح  را باز کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تزکیه روح در بین بسیاری از مردم  به معنی انجام واجبات و ترک محرمات، معروف است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما حقیقت ایناست این انجام واجبات و ترک محرمات قسمتی از تزکیه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ببینید، مسلم است که وقتی ما پیرو دین و آئینی باشیم باید از قوانین آن پیروی کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;این قوانین در انجام دادن مسائیلی است&lt;/U&gt; که انجام آن واجب و ضروری است و اگر انجام ندهیم ،کلاً جزو آن دین محسوب نمی شویم که به آنها انجام واجبات گفته می شود .&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;و همچنین در امتناع و ترک کردن مسائیلی است&lt;/U&gt; که انجام  ندادن آنها موجب خروج از دین می شود که همان ترک محرمات است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما تزکیه نفس یک مطلب فرا تر از این است .به طوری که از مقدمات تزکیه نفس در اسلام انجام واجبات و ترک محرمات است.(انشاء الله در قسمتهای بعدی توضیحات بیشتری می دهیم.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من برای شما مثالی می زنم تا مسئله باز تر شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فکر کنید شما قرار است در یک مغازه شاگردی برای خود بگیرید :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا دوست دارید این شاگرد خائن باشد و یا وفا دار ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا دوست دارید این شاگرد راست گو باشد و یا دروغ گو؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا دوست دارید این شاگرد ترسو باشد و یا شجاع؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا دوست دارید او چشم پاک باشد و یا چشم چران؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا دوست دارید او دزد باشد و یا امانت دار؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می بینید که شما ،در این آن که از او می خواهید همه قوانین کاری را رعایت کند و از کارهای که انجام  آنهابه اصل کار لطمه می زند خودداری کند، حتماً همه صفات خوب رابرای اومی خواهید و البته اگر بین چند نفر بتوانید انتخاب کنید حتماً(یا عقلاً) فردی راکه دارای صفات پسندیده تری است انتخاب  می کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب حال آیا، خداوندی که بشر را خلق کرده و او را اشرف مخلوقاتش قرار داده و همه چیزرا برای او قرار داده است تا  این بشر خلیفه اودر روی زمین شود ، نمی خواهد او همه این صفات خوب را داشته باشد و از صفات بد  ، به دور باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و آیا خلیفه خدا شدن در روی زمین و دریافت علوم الهی ،الزمه پاکی روح از صفات رذیله نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عقل ، همان طور که مارا برای انتخاب شاگرد ملزم به انتخاب فردی با صفات پسندیده میکند ، دراینجا نیز حکم می کند که خداوند عاقل وحکیم  شرایطی را برای پاک شدن صفات رذیله و بد و جایگزینی آن با صفات پسندیده را فراهم کند،(که می توان به همان آیات پست قبل در مورد وظایف رسولان  اشاره کرد.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بلی خداوند هم که خود حقیقت عقل (به همان معنای که در پست عقل بیان شد)است ، برا ی امتها در طول تاریخ انبیائی را فرستاده تا آیات الهی را برای آنهابیان کند و روح آنها را از صفات رذیله پاک کند و به آنها علم و حکمت (صفات الهی و حمیده ) بیاموزد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Sep 2008 20:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تزکیه نفس در قرآن2</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با سلام  وتبریک ایام مبارک ماه رمضان ماه &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;ضیافت الهی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دسته دوم آیاتی که در قرآن می توان  دلیل برای لزوم تزکیه روح برای تعلیم و دریافت علوم الهی آورد،آیاتی است که  به بیان وظایف پیامبران می پردازد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این آیات خداوند می فرماید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البقرة :  129&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;رَبَّنا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پروردگارا! در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد، و پاكيزه كند؛ زيرا تو توانا و حكيمى(و بر اين كار، قادرى)!» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آل‏عمران :  164&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند بر مؤمنان منت نهاد[ نعمت بزرگى بخشيد] هنگامى كه در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت؛ كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد؛ هر چند پيش از آن، در گمراهى آشكارى بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الجمعة :  2&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزكيه مى‏كند و به آنان كتاب(قرآن) و حكمت مى‏آموزد هر چند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این آیات بخوبی مشخص است که خداوند وظیفه پیامبر ان و بخصوص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را (زیرا کاملترین دین را دارا هستند): &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تلاوت آیات خداوند(قرآن ونشانه ها الهی) بر مردم و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پاک کردن  آنها (که مشخصاً روح آنها است)و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سپس تعلیم دادن کتاب(قرآن) و حکمت (که معلوم است منظور همان  علومی است که باعث سعادت دنیوی و اخروی انسان شود ) به ایشان        ، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر شمرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بله می بینیم که تزکیه  ، که مسلماً تزکیه روح مد نظر است در این وظایف مشخص است و مشخص است که تزکیه  لازمه تعلیم و تعلم می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Sep 2008 06:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تزکیه نفس در قرآن</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;باسلام &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه مطالب  قبل   به ابتدا سوره شمس در قرآن می توان اشاره کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سوره مبارکه داریم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها (3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها (4)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ السَّماءِ وَ ما بَناها (5)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها (6)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;U&gt;قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (9)&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (10)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نام خداوند بخشنده مهربان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; به خورشيد و گسترش نور آن سوگند، (1) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و به ماه هنگامى كه بعد از آن درآيد، (2) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و به روز هنگامى كه صفحه زمين را روشن سازد، (3) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و به شب آن هنگام كه زمين را بپوشاند، (4) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و قسم به آسمان و كسى كه آسمان را بنا كرده، (5) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و به زمين و كسى كه آن را گسترانيده، (6) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را(آفريده و) منظّم ساخته، (7) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; سپس فجور و تقوا(شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است، (8) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;U&gt;كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده؛ (9) &lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است! (10)  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در این جا خداوند بعد از آوردن یازده قسم از زبان خود که نشانه اهمیت موضوع است  ،و هرکدام در ظاهرو باطن ( که تفاسیر بیان کرده اند)، دارای عظمت دنیایی و معنوی بالای هستند، بیان می کند که هرکس &lt;U&gt;نفس&lt;/U&gt; خود را پاک و تزکیه کرده ، رستگار شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و آیا کسی که نفس خود را تزکیه کرده باشد ، چگونه  رستگار می شودو اصولآ رستگاری چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رستگاری  همان سعادت و خوشبختی  است ابدی است که در اثر اعمالی که مورد رضایت خداوند باشد در دنیا و البته آخرت برای فرد رقم می خورد ،پس باید تزکیه روح باعث  دریافت  یا رو آمدن علوم الهی که مورد نظر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیث &quot;علم مفید&quot;است ، بشود. یعنی  ظرف برای دریافت ویا رو آمدن آب زلال و پاک از حقایق و علوم مفید پاک میشود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Aug 2008 01:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علم درنزد بشر</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;با سلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه مطلب علم باید نکات زیر را اضافه کنیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علم مطلق ذات خداونداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه از این علم درا رواح ائمه اطهار علیه السلام منعکس شده ،نزول یافته  این علم است.زیرا &lt;U&gt;مخلوق&lt;/U&gt; هرگز قادر به درک علوم مطلق &lt;U&gt;خالق &lt;/U&gt;نیست.(نزول به معنی  پایین آوردن و ساده کردن مطلب در حد درک مخلوق می باشد.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درجه اول این نزول از ذات خداوند به روح مقدس ائمه اطهار علیهم السلام می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این نزول بعد از آن مراتبی دیگری نیز دارد(بر اساس تحقیقات حضرت آیت الله سید حسن ابطحی تا هفت  نزول  برای قرآن ،که همان علم پروردگار است ، می توان در نظر گرفت .)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; علم در نزد بشر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسئله مهم و اساسی بعدی در ادامه مبحث علم الهی استفاده بشر از این علم است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابتدا باید به نکته مهم در این رابطه اشاره کرد:اصولآ استفاده از هرچیزی احتیاج به ظرف  و شرایط ظرف آن دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای مثال شما برای استفاده از شیر باید ظرفی در نزد شیر فروش ببرید تا او بتواند شیر را در اختیار شما بگذارد. این ظرف هم باید موجود باشد وهم باید دارای شرایط لازم برای دریافت شیر باشد . یعنی اگر شما ظرف کثیف و یا دارای محتویاتی مغایر با شیرو در اصطلاح فاسد کننده شیر، داشته باشید ،شیر فروش عاقل از دادن شیر به شما امتناع می کند . زیرا این شیر نمی تواند برای شما مفید باشد و بلکه مضررهم میباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt; برای دریافت علم و علوم الهی به همان معنای که گفتیم ،وجود ظرف ویا ظرفیت درک و مفهم از لازمات است .&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; چه بسیار از مردم در طول بشریت هرگز در فکر دریافت و فهم این علوم که آنها را به سعادت ابدی می رساند نبوده اند و نیستند زیرا چنان دنیاو ظواهر دنیائی آنها را در خود فرو برده است که غفلت سراپایشان را گرفته  به طوری که حتی تذکرات  مبلیغین و پیامبر آنها را از این غفلت خارج نمی کرد ونمی کند. ودر حقیقت ظرفی برای  دریافت حقایق و علوم الهی همراه نداشته اید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt; وجه بعدی برای دریافت این علوم  مناسب بودن این ظرف با علوم الهی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بی شک علوم الهی سر منشاء پاکی و صفات حمیده  است وپس ظرف این مظروف نیز باید پاک و عاری از صفات رذیله ،که مغایرباصفات حمیده است، باشد. زیرا جمع شدن آن علوم با صفات رذیله و ناپاکی ها باعث فساد و یا بی فایده بودن این علوم می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس باید ابتدا ظرف دریافتِ (روح) این معارف وعلوم الهی را پاک و خالی از صفات رذیله کنیم، آنگاه حقایق  خود به خود در قلب (روح) ما وارد  می شوند  یا ظهور می کنند،زیرا این روح در ابتدا خلقت   پاک بوده و  توسط ائمه اطهارعلیهم السلام از نورِ علم و دانش الهی لبریز شده (عالم ارواح) امّا ورود به دنیا و معاشرت با ظواهر دنیایی باعث شده در روی آن علوم ، به وسیله صفات رذیله ،غباری گرفته شودو حال با برطرف شدن این صفات آن غبار پاک و علوم ظاهر شده وقلب ممّلو از حقایق و حکمتهای الهی می شود.یعنی در هر صورت پاک شدن روح از صفات رذیله و پاک شدن آن باعث  دریافت و یا ظهور علوم الهی می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;STRONG&gt;نکته مهم:&lt;/STRONG&gt;آنچه مادراین جا بیان نمودیم نتیجه آیات و روایات بسیاری است که توسط علمائی بزرگ دین که دارای مراتب بالای روحی  از نظر پاکی و تزکیه نفس بوده اند ، طی سالها تحقیق در آیات قرآن و روایات به دست آمده است که ما انشاءالله آنها را در ادامه همین مبحث خواهیم آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما مطلب اصلی این است که آنچه بیان شد فقط یک تئوری و یا مقاله نیست بلکه  برای درک و فهم کاملش باید به مرحله عمل برسد. وگرنه با دانستن و خواندن و شنیدن   به جای نمی رسد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 22 Aug 2008 13:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علما، در قرآن و روایات </title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اصول كافى-ترجمه مصطفوى    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كسانى را كه خداى تعالى در قرآنش عالم ناميده ائمه (ع) ميباشند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; امام باقر عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل (9- سوره 39) «آيا كسانى كه دانند باكسانى كه ندانند يكسانند، تنها خردمندان بياد ميگيرند» فرمود: ما هستيم كسانى كه ميدانند و آنها كه نميدانند دشمنان مايند و شيعيان ما خردمندانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و باز راجع باين آيه فرموده است: ما هستيم كسانى كه ميدانند و دشمنان ما نادانانند و شيعيان ما خردمندان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شرح‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- راجع بآيه شريفه دو تفسير گفته‏اند كه با يك ديگر منافات ندارد و ممكن است هر دو مقصود باشد: اول- دانا با نادان برابر نيست و اين مطلب را هر خردمندى ميفهمد بنا بر اين سياق آيه در باره تشويق بتحصيل علم و مجالست با علما و استفاده از محضر ايشان و كناره‏گيرى از جاهلانست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوم- كسانى كه همه چيز را ميدانند با آنها كه همه چيز را نميدانند يكسان نيستند، در اين صورت دانايان منحصر مى‏شود بائمه هدى عليهم السلام، زيرا تنها ايشانند كه گنجينه علمشان بخزانه علم خدا متصل است و براى تعليم مردم انتخاب شده‏اند و مردم ديگر از دسته دوم ميباشند كه همه چيز را نميدانند و اين مطلب را خردمندان و صاحبان عقل سالم درك ميكنند و مصداق آن شيعيان ميباشند: زيرا ايشان اعلم امت را امام ميدانند و او را بر ديگران تفضيل ميدهند، پس اين آيه دلالت دارد بر امامت ائمه دوازده‏گانه ما زيرا كه ايشان در هر عصرى از مدعيان خلافت و بلكه از همه مردم اعلم بوده‏اند و آيه هم دلالت دارد بر اينكه مناط امامت رجحان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علم و دانش است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راسخون در علم همان ائمه عليهم السلام ميباشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; امام صادق عليه السلام فرمود: مائيم راسخون در علم و ما تأويل قرآن را ميدانيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  يكى از دو امام باقر يا صادق عليهما السلام راجع بقول خداى عز و جل (6- سوره 3) «و جز خدا و راسخون در علم تأويل قرآن را نميدانند» فرمود: پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بهترين راسخ در علم است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداى عز و جل همه آنچه را از تنزيل (معنى مطابقى) و تأويل (معنى التزامى) نازل فرمود باو آموخته است، &lt;U&gt;چيزى را كه خدا تأويلش را باو نياموخت بر او نازل نفرمود&lt;/U&gt; و اوصياء پس از وى هم تمام آن را ميدانند، و كسانى كه تأويل آن را نميدانند (شيعيان) هر گاه عالمشان چيزى از روى علم بفرمايد (ايمان مى‏آورند و ميپذيرند) چنانچه خدا ايشان را پذيرفته و فرموده است «ميگويند ايمان آورديم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست» و قرآن خاص و عام و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد و راسخون در علم همه را ميدانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; امام صادق عليه السلام فرمود: راسخون در علم امير المؤمنين و امامان پس از وى عليهم السلام ميباشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شرح‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آيه شريفه (6 سوره 3) تمامش چنين است: «خداست كه اين كتاب را بر تو نازل كرده قسمتى از آن آياتيست محكم كه آنها اصل و پايه قرآنست و قسمتى از آن آياتى است متشابه. كسانى كه در دلشان خللى است، از قرآن آنچه را متشابه است، در طلب فتنه و بقصد تأويل پيروى ميكنند، در صورتى كه جز خدا تأويل آن را نداند و راسخون در علم گويند: ايمان آورديم، همه قرآن از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان اندرز نگيرند».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مفسرين و دانشمندان اسلامى راجع بمحكم و متشابه بتفصيل بحث كرده و كتابهاى جداگانه در اين موضوع نوشته‏اند كه معروفترين آنها رساله سيد مرتضى است، اين دانشمندان در رسائل خود اقوال مختلفى را كه راجع بمعنى محكم و متشابه و تعيين مصداق آنها و علت آمدن آيات متشابه در قرآن است، بحث ميكنند ولى آنچه مسلم است، آيات متشابه معنى واضح و روشنى چون آيات محكم ندارد، بلكه چند معنى شبيه‏بهم از آنها استفاده مى‏شود و بحكم آيه شريفه، مردمى كه در دل خود خللى دارند، براى آشوبگرى و گمراه كردن مردم و تباهى دين، آيات متشابه را دست آويز خود قرار داده، طبق رأى و سليقه خويش تأويل ميكنند، در صورتى كه جز خدا كسى تأويل آن را نداند و طبق اين سه روايت، خداى عز و جل تأويل قرآن را بپيغمبر و امام صلّى اللَّه عليه و آله آموخته است و اگر بآنها نمى‏آموخت، فايده‏اى نداشت كه كلام مبهم و نامعلومى را بر آنها نازل كند و اين منافات ندارد با اينكه بگوئيم: جز خدا كسى تأويل قرآن نميداند، زيرا كه ايشان هم شاگرد مكتب خدايند و علم ايشان همان علم خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين در صورتى‏ست كه در مقام قرائت بر كلمه «اللَّه» وقف كنيم و «الراسخون» را مبتدا بگيريم ولى بنا بر قرائت ديگر كه «و الراسخون» را عطف باللَّه دانسته‏اند اشكالى در ميان نيست و راسخ در علم، كسى است كه در علم ريشه دارد و آن را خوب ضبط كرده و در آن استاد است كه افراد كاملش همان پيغمبر و امامان هدى صلّى اللَّه عليه و آله ميباشند و بنا بر روايت دوم شيعيان پاك و مخلص كه تأويل قرآن را نميدانند تصديق اجمالى نموده و ميگويند: ما ميدانيم كه همه قرآن، چه محكم و چه متشابهش را پروردگار ما نازل كرده است و على عليه السلام هم در اول خطبه 89 نهج البلاغه اين موضوع را بيان ميكند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علم بائمه داده شده و در سينه آنها ثبت است‏&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابو بصير گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه اين آيه را قرائت ميفرمود (48- سوره 29) «&lt;B&gt;بلكه قرآن آيه‏هائيست روشن، در سينه كسانى كه بآنها علم داده‏اند&lt;/B&gt;» و با دست اشاره بسينه خود فرمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; امام صادق عليه السلام در باره قول خداى عز و جل (آيه 48 سوره 29) فرمود: ايشان ائمه عليهم السلام ميباشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  ابو بصير گويد: امام باقر عليه السلام اين آيه (48 سوره 29) را قرائت نمود و سپس فرمود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بخدا اى ابا محمد! خدا نفرمود: قرآن آيه‏هائيست ميان دو جلد قرآن (تا مردمى گويند قرآن كه‏حجت خداست بر ما، همين آيات ميان دو جلد يعنى از صفحه اول تا صفحه آخر است و محتاج به امامى كه آن را تفسير كند نميباشيم) عرض كردم: قربانت گردم كيانند ايشان؟ (دانشمندانى كه حقايق قرآن در سينه آنهاست) فرمود: توقع ميرود كه جز ما چه اشخاصى باشند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  هارون بن حمزة گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه راجع بآيه (48 سوره 29) ميفرمود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنها تنها ائمه ميباشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  محمد بن فضيل گويد: از آن حضرت راجع بقول خداى عز و جل (48 سوره 29) پرسيدم، فرمود: ايشان تنها ائمه عليهم السلام ميباشند&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 07:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عالم چه کسانی هستند؟</title>
<link>http://naghoofteha.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با تبریک  نیمه شعبان و آرزویی روشن شدن چراغ منور امامت در همین روز و روزها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه بحث علم به مبحث &lt;B&gt;عالم&lt;/B&gt; می رسیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عالم دارنده علم می باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از نظر اعتقادات شیعه ذات خداوند همان علم  و قدرت خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و علم مطلق وبی نهایت ذات مقدس اوست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این علم  در ابتدا در روح اول مخلوق خداوند که پیامبر عظیم شأن اسلام و معصومین علیهم السلام  باشد ،منعکس شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته این انعکاس به اندازه ظرفیت و استعداد این مخلوق بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مانند آینه ای که در مقابل  خورشید می گیرید و این  آینه به اندازه خودش از آن خورشید نور را منعکس می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته ما آیات و روایات زیادی داریم که این مطلب را بیان می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و همچنین اثبات عقلی این مطلب نیز بسیار ساده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون خداوند که خود علم مطلق است و برای مخلوق غیر قابل دسترسی (زیرا ذاتش غیرقابل درک برای مخلوق است)  می باشد برای اینکه سایر مخلوقین (به جز معصومین علیهم السلام)را هدایت کند و به سوی سعادت ،رهنما شود باید از علم (به همان معنای که انسان را به بهشت که نهایت سعادت و هدایت است، برساند) آنها را بهره مند کند ،و در این جا لازمه کار واسطه ای در بین خالق و مخلوق است (که البته خود نیز مخلوق است)واین واسطه  باید از یک طرف تحت فرمان و مطیع بی کم و کاست خالق واز طرفی معصوم از جهل و اشتباه باشد و عالم بر هم علومی که مخلوق تا انتهای خلقت لازم دارد یعنی همان آینه ی شفافی که نور علم  الهی را بدون کم و کاست به مخلوقینی  که ظرفیت رادر خود ایجاد کرده و ظرف را پاک کرده اند و آینه روح خود را در امتحانات شفاف کرده اندو صیغل داده اند تا نورعلم الهی را  در یافت ودرک کنند، انعکاس دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و همانطور که در کتابهای روائی داریم و ما در پست بعدی مقداری از آنها را بیان کردیم،این واسطین  خالق و خلق ائمه اطهار علیهم السلام می باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 07:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghoofteha&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>naghoofteha</dc:creator>
<guid>http://naghoofteha.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
